آیا طرح ترامپ برای غزه واقعاً عملی است؟
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «آیا طرح ترامپ برای غزه واقعاً عملی است؟» نوشته پل نوکی (Paul Nuki) در تلگراف (Telegraph) منتشر شده است. این یادداشت به بررسی طرح صلح بیستبندی دونالد ترامپ برای غزه و غرب آسیا میپردازد و با تحلیل سازوکارهای آن از جمله نقش ترامپ و الهام از توافق «جمعه نیک»، چشمانداز موفقیت یا شکست این ابتکار را بهصورت تحلیلی ارائه میکند. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
طرح صلح بیستبندی دونالد ترامپ برای غزه و غرب آسیا با اهدافی بزرگ از جمله بازگرداندن گروگانها، پایان دادن به جنگ دو ساله غزه و ایجاد صلح پایدار در منطقه ارائه شده است. این طرح با حضور بنیامین نتانیاهو و حمایت ظاهری حماس مطرح شده و تلاش دارد مسیر تازهای برای مدیریت بحران غزه ترسیم کند. با وجود سابقه طولانی درگیریها و خشونتها در منطقه، این برنامه از نظر ساختار و دامنه، سازمانیافتهترین تلاش پس از آغاز جنگ محسوب میشود. نکته قابل توجه، حضور ترامپ بهعنوان رئیس هیئت صلح است که در ابتدا قرار بود توسط تونی بلر اداره شود و تضمینی از سوی آمریکا ارائه میکند که کمتر کسی قادر به نادیده گرفتن آن است. این اقدام احتمالاً از سوی کشورهای عربی خواسته شده تا مطمئن شوند اسرائیل پس از دریافت گروگانها، جنگ را ادامه نخواهد داد.
طرح بهطور هوشمندانه و با الهام از توافق جمعه نیک ایرلند شمالی تدوین شده است. همانند آن توافق، این برنامه بهجای ارائه پیشنهادات قطعی، مشوقهایی را در طول سالها ارائه میکند تا اعتماد و صلح از طریق اقدامات عملی و تدریجی ایجاد شود. از جمله شباهتهای این طرح با توافق جمعه نیک، ارائه مکانیسمهایی برای بیاثر کردن سلاحها و احتمال اعطای عفو به افراد مرتبط با خشونتها است، اگرچه در مورد نتانیاهو چیزی بهطور مشخص ذکر نشده است. همچنین، تأکید بر گفتوگوی بینادیان و تغییر نگرشها و روایتها از طریق ارزشهای تسامح و همزیستی مسالمتآمیز مشابه توافق ایرلند شمالی است.
طرح ترامپ بهطور ویژه به مسئله حساس تشکیل دولت فلسطین میپردازد. مکانیزمی مشابه با رویکرد بلریتی در توافق ایرلند شمالی ارائه شده و مسیر تحقق آن مشروط به اصلاح و حکمرانی مسالمتآمیز است. بر اساس برنامه، اگر شرایط لازم برای خودگردانی و استقلال فلسطین فراهم شود، امکان دستیابی به دولت مشروع برای مردم فلسطین وجود خواهد داشت.
با وجود ساختار امیدوارکننده طرح، اجرای آن با چالشهای فراوانی مواجه است. اگر حماس از مشارکت خودداری کند، یا پیشنهاد خروج تدریجی از غزه و قرار دادن سلاحها در موقعیت بیاثر را نپذیرد، برنامه با مانع جدی روبهرو خواهد شد. همچنین، تضمینهای مربوط به عفو برای افرادی که سالها رؤیای شهادت داشتهاند ممکن است تأثیر لازم را نداشته باشد. نتانیاهو نیز بهعنوان سیاستمداری که در عمل گاهی خلاف وعدههای خود عمل میکند، ممکن است در مسیر اجرای برنامه مشکلاتی ایجاد کند؛ بهویژه با وعدههای طولانیمدت خود به احزاب راستگرا که هرگز دولت فلسطین را نمیپذیرد.
این طرح بهطور ضمنی تأکید میکند که الحاق و شهرکسازی در غزه و کرانه باختری از دستورکار خارج شده است که این امر فداکاری بزرگی برای نتانیاهو بهشمار میرود. همچنین، برنامه اجازه میدهد تا دولت فلسطین به مرور و پس از اصلاحات لازم، اداره کرانه باختری و غزه را برعهده گیرد. این رویکرد تدریجی و مشروط، با الهام از تجربه موفق صلح در ایرلند شمالی، تلاش میکند با پاداشهای مرحلهای و اعتمادسازی عملی، مسیر صلح و خودگردانی فلسطینیان را فراهم کند.
در مجموع، طرح ترامپ دارای نکات مثبت و ساختار دقیق است اما موفقیت آن به همکاری کامل حماس و اجرای واقعی وعدهها از سوی اسرائیل بستگی دارد و کوچکترین اختلال میتواند مسیر برنامه را متوقف کند./ منبع



