امنیت و دفاعخارجیخاورمیانه

جنگ سرد در حاشیه خلیج فارس: سرایت رقابت ریاض و ابوظبی به آفریقا

رقابت فزاینده بین عربستان و امارات بر سر نفوذ در شاخ آفریقا و بنادر راهبردی، نظم ژئوپلیتیک منطقه را به‌سوی تقابلی سرد و پرهیزناپذیر هدایت کرده است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با ‌عنوان «جنگ سرد در حاشیه خلیج فارس: سرایت رقابت ریاض و ابوظبی به آفریقا» به قلم عمران خالد (Imran Khalid) در میدل ایست مانیتور (Middle East Monitor)  منتشر شده است. این مقاله به بررسی شکاف‌های عمیق راهبردی میان دو متحد سابق در پرونده‌های یمن، سودان و شاخ آفریقا می‌پردازد و استدلال می‌کند که تضاد منافع میان «امپراتوری دریایی» امارات و «ثبات‌گرایی سرزمینی» عربستان، در حال بازترسیم نقشه‌های سیاسی منطقه است. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.

دهه گذشته در اندیشکده‌های کشورهای حاشیه خلیج فارس با شعار سرنوشت مشترک و ائتلاف‌های قدرتمند میان ریاض و ابوظبی آغاز شد، اما با ورود به سال ۲۰۲۶، این لایه نازک وحدت جای خود را به اختلافات قضایی و نظامی جدی در پهنه‌ای از کوه‌های یمن تا بنادر شاخ آفریقا داده است. نقطه عطف این تنش‌ها در ۳۰ دسامبر ۲۰۲۵ با حمله هوایی بی‌سابقه عربستان به بندر مکلا در یمن رقم خورد؛ حمله‌ای که نه شورشیان حوثی، بلکه محموله‌های نظامی ارسالی برای شورای انتقالی جنوب، یعنی متحد اصلی امارات را هدف گرفت. این اقدام از سوی ریاض به‌عنوان یک «خط قرمز» و از سوی ابوظبی به‌عنوان یک «تجاوز نظامی آشکار» توصیف شد که نشان‌دهنده تغییر ماهیت رقابت‌ها از سطوح دیپلماتیک به رویارویی‌های میدانی است.

ریشه این اصطکاک را نباید تنها در تفاوت‌های فردی رهبران جست‌وجو کرد، بلکه تضادهای ساختاری عمیقی در نگاه دو کشور به مفهوم امنیت ملی وجود دارد. عربستان به‌عنوان قدرت سنتی منطقه که مرزهای زمینی طولانی با یمن دارد، به‌شدت بر اصل حاکمیت ملی و تمامیت ارضی یمن تأکید می‌ورزد و استقرار یک دولت واحد و پایدار را برای امنیت خود حیاتی می‌بیند. در مقابل، امارات راهبرد «امپراتوری دریایی» را برگزیده است. ابوظبی از تمرکززدایی در یمن و حتی تشکیل یک دولت مستقل در جنوب حمایت می‌کند تا از این طریق، مسیرهای حیاتی کشتی‌رانی در تنگه باب‌المندب را تحت کنترل متحدان خود درآورد. این رویکرد متفاوت، اکنون در سودان نیز بازتولید شده است؛ جایی که عربستان با میزبانی مذاکرات جده از ارتش رسمی سودان حمایت می‌کند، در حالی که امارات متهم به پشتیبانی از «نیروهای پشتیبانی سریع» است.

این رقابت اکنون از دریای سرخ عبور کرده و به شاخ آفریقا رسیده است. شناسایی استقلال سومالی‌لند توسط اسرائیل که با سکوت رضایت‌آمیز امارات و انتقاد تند عربستان همراه شد، جبهه جدیدی را گشوده است. امارات با سرمایه‌گذاری در بندر بربره، به‌دنبال دورزدن دولت مرکزی موگادیشو است که تحت حمایت ریاض قرار دارد. از سوی دیگر، متغیر «دونالد ترامپ» نیز بر پیچیدگی اوضاع افزوده است؛ به‌طوری که ابوظبی احساس می‌کند ریاض با لابی‌گری در واشنگتن، نظر کاخ سفید را علیه منافع امارات در سودان و یمن جلب کرده است. با وجود این تلخی‌ها، احتمال وقوع جنگ مستقیم میان دو کشور به‌دلیل وابستگی متقابل اقتصادی و نیاز هر دو به تصویر ثبات برای پیشبرد چشم‌اندازهای اقتصادی ۲۰۳۰ و ۲۰۳۱، بسیار ضعیف است.

دوران «برادر بزرگتر و برادر کوچکتر» به پایان رسیده است. امارات دیگر حاضر نیست شبکه پیچیده دارایی‌های دریایی و نیروهای نیابتی خود را فدای رهبری عربستان کند و ریاض نیز که با اصلاحات داخلی و بهبود روابط با ایران و ترکیه تقویت شده، دیگر در برابر تهدیدات مرزی ناشی از ماجراجویی‌های همسایه‌اش سکوت نخواهد کرد. خطر بزرگ برای جهان، «سودانیزه‌شدن» منافع محلی در یمن و سومالی است که در آن بازیگران بومی، دو قدرت حاشیه خلیج فارس را برای کسب سلاح و بودجه بیشتر علیه یکدیگر تحریک می‌کنند. بزرگ‌ترین چالش صلح در غرب آسیای قرن بیست‌ویکم، دیگر نه رقابت قدیمی ریاض و تهران، بلکه این جنگ سرد نوظهور میان ریاض و ابوظبی است که آینده مسیرهای تجاری جهان را تعیین خواهد کرد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا