دستورکار بلندپروازانه بنسلمان با ترامپ، بدون عادیسازی با اسرائیل
این سفر ممکن است به قراردادهایی در زمینه دفاع، فناوری و تجارت منجر شود. اما عربستان خواهان حرکت روشن بهسوی تشکیل دولت فلسطین پیش از پیشبرد عادیسازی روابط با اسرائیل است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «دستورکار بلندپروازانه بنسلمان با ترامپ، بدون عادیسازی با اسرائیل»، اثر دکتر صنم وکیل در اندیشکده چتم هاوس (Chatham House) منتشر شده است. این مقاله تحلیل میکند که سفر ولیعهد عربستان به واشنگتن در پی جنگ غزه و ناآرامیهای منطقهای، بر اهداف بلندمدت امنیتی و اقتصادی متمرکز خواهد بود تا از روابط آمریکا و عربستان در برابر چرخههای سیاسی آینده محافظت کند. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
محمد بن سلمان، در یک مقطع زمانی حیاتی برای امنیت منطقهای و برنامه اقتصادی بلندپروازانه «چشمانداز ۲۰۳۰»، دیدار دولتی مورد انتظار خود را در واشنگتن انجام میدهد. پس از دو سال پرتلاطم که با جنگ غزه، درگیریهای اسرائیل در لبنان و ایران، و حمله به دوحه تعریف شد، هدف اصلی ولیعهد عربستان این است که از طریق تقویت توافقات اقتصادی و امنیتی، رابطه دیرینه و متقابل آمریکا و عربستان را در برابر تغییرات آینده تضمین کند. مأموریت اصلی او در واشنگتن، تبدیل وابستگی راهبردی دوجانبه به یک چارچوب دفاعی و سیاسی رسمی است که بتواند فراتر از چرخههای انتخاباتی آمریکا دوام آورد.
اهداف کلیدی سفر وی میتواند شامل موارد زیر باشد:
توافق دفاعی الزامآور
در رأس دستورکار، ترتیب یک توافق دفاعی الزامآور است که به واشنگتن سیگنال دهد هرگونه حمله عمده به خاک عربستان، خط قرمز محسوب میشود. مذاکرات در این زمینه، که در دولت قبلی بهدلیل گرهخوردن به عادیسازی روابط با اسرائیل متوقف شده بود، ادامه خواهد یافت.
سامانههای دفاعی پیشرفته و هستهای
عربستان بهدنبال دسترسی به سامانههای دفاعی ردهبالا مانند جنگنده اف-۳۵ و همچنین حمایت واشنگتن برای دستیابی به جاهطلبیهای هستهای غیرنظامی است. این امر، که در کنگره آمریکا بهدلیل نگرانی از عدم وجود «پادمانهای استاندارد طلایی» و احتمال تلاش عربستان برای برابری با ایران در زمینه هستهای بحثبرانگیز است، برای تنوعبخشی بلندمدت انرژی ریاض حیاتی است.
تقویت «چشمانداز ۲۰۳۰»
از نظر اقتصادی، هدف اصلی تعمیق پیوندهای اقتصادی و فناورانه با آمریکا، بهویژه در حوزههای هوش مصنوعی و فناوری داده است. ولیعهد عربستان مدرنیزاسیون اقتصادی را با امنیت ملی مرتبط میداند و میخواهد شرکتهای آمریکایی در این تحول مشارکت عمیقی داشته باشند تا به این ترتیب، دوام و عمر طولانی رابطه با واشنگتن تضمین شود. عربستان با تخصیص میلیاردها دلار به مراکز داده، خودروهای الکتریکی و صنایع پیشرفته، بهدنبال جذب سرمایهگذاری مستقیم خارجی است.
اما خط قرمزهای عادیسازی روابط با اسرائیل برای عربستان چه هستند؟
۱.راه حل دو کشوری: پیچیدهترین مسئله، اسرائیل و غزه است. پس از شروع جنگ غزه، عربستان موضع خود را صراحتاً اعلام کرده است که بدون حرکت واقعی بهسوی راهحل دو دولتی، هیچ توافقی برای عادیسازی امضا نخواهد کرد. ریاض دیگر عادیسازی را نه اجتنابناپذیر میداند و نه بدون هزینه.
۲.نگرانی از بیثباتی رفتاری اسرائیل: حمله اسرائیل به قطر در ماه سپتامبر، نگرانیهای ریاض را عمیقتر و این دیدگاه را تقویت کرده است.
۳.اهرم فشار غزه: عربستان تأکید کرده است که بدون راهحلی پایدار برای مسئله فلسطین، اهرم فشار جدی خود را تسلیم نخواهد کرد و همچنین در بازسازی غزه سرمایهگذاری نخواهد کرد تا دوباره توسط عملیاتهای اسرائیل تخریب شود.
بن سلمان احتمالاً از نزدیکی خود با دونالد ترامپ استفاده میکند تا واشنگتن را به دیدگاه عربستان در مورد لبنان و سوریه نزدیک کند، زیرا ریاض مشتاق است که اسرائیل مواضع نظامی سخت خود را در قبال این کشورها کاهش دهد تا دولتهای عربی بتوانند وارد عمل شده و از اصلاحات بلندمدت حکمرانی حمایت کنند.
در مورد ایران، عربستان فضایی را برای ایفای یک نقش آرام اما تثبیتکننده بین تهران و واشنگتن میبیند و میتواند بهعنوان یک واسطه گفتوگو و ترمز در برابر تشدید بیشتر تنشها عمل کند. در مجموع، دستورکار بن سلمان نشاندهنده جاهطلبیهای بزرگ عربستان برای افزایش استقلال راهبردی و نفوذ خود است. آزمون واقعی سفر نه در توافقات امضا شده، بلکه در توانایی ریاض برای عبور از بحرانهای منطقهای حل نشده است که پیوسته راهبرد گستردهتر عربستان را به چالش میکشند./ منبع



