امنیت و دفاعخارجیخاورمیانه

پایان‌دادن به برنامه هسته‌ای ایران؛ چرا بدون اشغال نظامی ممکن نیست؟

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «پایان‌دادن به برنامه هسته‌ای ایران؛ چرا بدون اشغال نظامی ممکن نیست؟» نوشته‌ جیمز استاوریدیس (James Stavridis) و منتشرشده در بلومبرگ (Bloomberg)، به بررسی هزینه‌ها و واقعیت‌های نظامی و دیپلماتیک مقابله با برنامه هسته‌ای ایران می‌پردازد. یادداشت با مقایسه‌ای تحلیلی از تجربه حمله به عراق در سال ۲۰۰۳، تأکید می‌کند که تنها راه نابودی کامل این برنامه، اشغال تمام‌عیار و پرهزینه ایران است، نه حملات محدود هوایی. در ادامه گزیده این یادداشت را می‌خوانید.


در پی حملات اخیر ایالات متحده به تأسیسات هسته‌ای ایران با استفاده از بمب‌های سنگرشکن و موشک‌های تاماهاوک، ارزیابی‌ها درباره میزان آسیب‌دیدگی این برنامه متفاوت بوده است. در حالی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، مدعی نابودی کامل برنامه هسته‌ای ایران شده، ارزیابی‌های دقیق‌تر از «آسیب شدید» و عقب‌نشینی ۱۲ تا ۲۴ ماهه برنامه خبر می‌دهند. با این حال، مقدار قابل‌توجهی از اورانیوم غنی‌شده همچنان در اختیار ایران است و بخشی از تجهیزات و دانش فنی نیز دست‌نخورده باقی‌مانده‌اند.

دیدار اخیر بنیامین نتانیاهو و ترامپ نیز حاکی از توافق بر سر جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای بود، اما در روش‌ها اختلاف‌نظر وجود دارد؛ اسرائیل خواهان تداوم حملات و حذف فیزیکی دانشمندان کلیدی است، در حالی که ترامپ تمایل دارد راه‌حل‌های دیپلماتیک و اقتصادی را در پیش گیرد تا از کشیده‌شدن آمریکا به جنگی دیگر در غرب‌آسیا جلوگیری شود. با این حال، هیچ‌یک از این راه‌ها به‌تنهایی قادر به پایان کامل برنامه هسته‌ای ایران نخواهد بود.

برای درک واقعیت این مسئله، می‌توان به تجربه حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ رجوع کرد. اگرچه در نهایت مشخص شد که صدام حسین برنامه هسته‌ای فعال نداشت، اما عملیات نظامی باهدف نابودی آن برنامه فرضی از نظر نظامی موفق تلقی می‌شود. این عملیات عظیم با بیش از ۱۵۰ هزار نیروی زمینی، هزاران پرواز هوایی، ده‌ها هزار نیروهای پشتیبانی و مشارکت ده‌ها کشور صورت گرفت. تأسیسات علمی بازرسی و خنثی شدند، دانشمندان تحت نظارت قرار گرفتند و زیرساخت‌ها به‌طور فیزیکی از بین رفتند. همه این اقدامات بدون اشغال خاک عراق ممکن نبود.

در مقایسه با عراق، ایران کشوری بزرگ‌تر با جمعیتی دو برابر است و برنامه هسته‌ای و موشکی فعال و اثبات‌شده‌ای دارد. برای نابودی کامل این توانمندی‌ها، تهاجمی گسترده با حضور صدها هزار سرباز، اشغال سرزمینی و عملیات خنثی‌سازی کامل علمی و صنعتی مورد نیاز است. چنین سناریویی بسیار پرهزینه، خونین و دارای تبعات غیرقابل پیش‌بینی خواهد بود. تجربه عراق، جایی که مردم به‌عنوان «آزادی‌بخش» از نیروهای آمریکایی استقبال نکردند، درس عبرتی روشن ارائه می‌دهد.

بنابراین، هرچند گزینه نظامی همیشه به‌عنوان ابزار بازدارنده وجود دارد، اما باید واقع‌گرایانه به موضوع نگاه کرد. گزینه دیپلماتیک با شروطی مانند بازرسی نامحدود، توقف غنی‌سازی داخلی، پایان برنامه موشک‌های دوربرد و عدم حمایت از گروه‌های متحد، می‌تواند مسیری قابل‌قبول‌تر باشد. در مقابل، می‌توان به ایران مشوق‌هایی چون کاهش تدریجی تحریم‌ها، همکاری هسته‌ای صلح‌آمیز و حمایت اقتصادی بین‌المللی پیشنهاد داد.

در نهایت، تهدید نظامی باید به‌عنوان آخرین گزینه باقی بماند، اما اتکا به حملات محدود برای پایان‌دادن به یک برنامه پیچیده و بومی‌شده مانند برنامه هسته‌ای ایران، توهمی خطرناک است. راه‌حل دیپلماتیک، هرچند دشوار، همچنان گزینه‌ای به‌مراتب کم‌هزینه‌تر، مؤثرتر و اخلاقی‌تر خواهد بود./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا