گذار انرژی یا بازتوزیع قدرت؟ خوانشی ژئوپلیتیک از وضعیت جدید غرب آسیا
گذار انرژی بهمثابه ابزار بازتوزیع قدرت در غرب آسیای سال ۲۰۲۵ عمل کرد.
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «گذار انرژی یا بازتوزیع قدرت؟ خوانشی ژئوپلیتیک از وضعیت جدید غرب آسیا» به قلم کامران یگانگی در میدل ایست مانیتور (Middle East Monitor) منتشر شده است. این مقاله به واکاوی این فرضیه میپردازد که گذار جهانی انرژی در غرب آسیا، صرفاً یک ضرورت زیستمحیطی یا فنی نیست، بلکه فرآیندی عمیقاً سیاسی است که بهجای «غیرسیاسی کردن» انرژی، آن را در قالبهای جدیدی نظیر کنترل مواد معدنی حیاتی، فناوریهای پاک و دادههای انرژی، دوباره «سیاسی» میکند. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
دهههاست که جریان نفت و گاز، سنگبنای نظم بینالمللی غربمحور در غرب آسیا بوده و پیوندی ناگسستنی میان امنیت ملی آمریکا و تولیدکنندگان حاشیه خلیج فارس ایجاد کرده است. اما در پایان سال ۲۰۲۵، این «معامله بزرگ» تحت فشار تقاضای فزاینده آسیا و نفوذ راهبردی چین در حال فروپاشی است. دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) تأیید میکنند که چین اکنون به بزرگترین واردکننده نفت منطقه تبدیل شده و انحصار نفوذ غرب را بهشدت کاهش داده است. با این حال، برخلاف تصورات خوشبینانه، گذار به انرژیهای تجدیدپذیر بهمعنای پایان اهمیت ژئوپلیتیک هیدروکربنها نبوده است؛ بلکه جنگ اوکراین و بحرانهای پس از آن نشان داد که انرژی همچنان بهعنوان یک «سلاح راهبردی» و نه یک کالای خنثی، در دستان بازیگران منطقهای باقی مانده است.
آنچه در سال ۲۰۲۵ تغییر کرده، نه اهمیت انرژی، بلکه «منطق اعمال قدرت» است. تولیدکنندگان در غرب آسیا دیگر عرضهکنندگان منفعل در چارچوبهای امنیتی ثابت نیستند، بلکه به بازیگران خودمختاری تبدیل شدهاند که از انرژی بهعنوان ابزاری دیپلماتیک برای «پوشش ریسک ژئوپلیتیکی» استفاده میکنند. قراردادهای بلندمدت گاز مایع قطر با خریداران آسیایی و اروپایی، و سرمایهگذاری موازی امارات و عربستان در سوختهای فسیلی و هیدروژن سبز، نشاندهنده گذار به یک وضعیت «مصلحتگرا» است. همزمان، فناوریهای جدید نظیر زیرساختهای هیدروژن و زنجیره تأمین مواد معدنی، شکلهای جدیدی از وابستگی و نفوذ را ایجاد کردهاند که در آن، کشورهای پیشرو در فناوریهای پاک، قدرت تنظیم قواعد بازی را در قرن بیست و یکم در دست میگیرند.
در این فضای چندقطبی، روسیه نیز بهرغم تحریمها، از طریق سازوکارهای هماهنگی انرژی (اوپکپلاس) و مشارکتهای راهبردی با بازیگرانی نظیر ایران و عربستان، نفوذ خود را حفظ کرده است. برای کشورهایی که با فشارهای بینالمللی یا تحریم مواجه هستند، انرژی همچنان یکی از معدود کانالهای تعامل جهانی و ابزاری برای مذاکره و بقا محسوب میشود. از سوی دیگر، مفهوم «گذار عادلانه» به یک میدان نبرد دیپلماتیک تبدیل شده است؛ جایی که کشورهای منطقه در برابر فشار برای حذف زودهنگام سوختهای فسیلی مقاومت میکنند تا از بیثباتی اجتماعی ناشی از تغییر ناگهانی مدلهای اقتصادی جلوگیری کنند. در نهایت، آینده غرب آسیا نه با موفقیت فنی در نصب پنلهای خورشیدی، بلکه با توانایی بازیگران آن در بازنویسی قواعد نفوذ در جهانی تعریف میشود که در آن انرژی همواره «سیاسی» باقی خواهد ماند./ منبع



