گسترش جنگ آمریکا و ایران به مدیترانه؛ خطر بروز بحران جدید در کانال سوئز برای ناتو
حمله پهپادی به بندر دمیاط در نزدیکی کانال سوئز، امنیت تنگههای حیاتی تجارت جهانی را به خطر انداخته و ناتو را با چالش جدی روبرو ساخته است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «گسترش جنگ آمریکا و ایران به مدیترانه؛ خطر بروز بحران جدید در کانال سوئز برای ناتو» نوشته تام اوکانر (Tom O'Connor) در نیوزویک (Newsweek) منتشر شده است. این یادداشت، به بررسی ابعاد گسترش نزاع نظامی در خاورمیانه به سواحل مدیترانه و تأثیرات آن بر ناتو میپردازد. این متن نشان میدهد که وقوع حمله پهپادی به بندر دمیاط مصر در ورودی شمالی کانال سوئز، همزمان با تهدیدات ناوبری در تنگه هرمز و بابالمندب، سهگانه حیات اقتصادی و انرژی جهان را با مخاطره جدی مواجه کرده و با کشیده شدن دامنه ناامنی به جناح جنوبی پیمان آتلانتیک شمالی، محاسبات دفاعی و اقتصادی کشورهای اروپایی را پیچیدهتر کرده است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
وقوع حمله پهپادی به بندر دمیاط مصر در نزدیکی کانال سوئز، نشاندهنده سرایت تدریجی نزاع نظامی میان ایالات متحده و ایران به حوزه دریای مدیترانه است. این اقدام همزمان با تشدید فعالیتهای جنبش انصارالله در بحر الاحمر و حملات پهپادی در مناطقی نظیر قبرس، هشداری جدی درباره ناامنی مبادی ورودی و خروجی کانال سوئز محسوب میشود. از آنجا که این کانال نقش کلیدی در انتقال سهم عظیمی از تجارت کانتینری و محمولههای انرژی ایفا میکند، ایجاد ناامنی در مسیرهای منتهی به آن موجب افزایش ریسک ناوبری، صعود هزینههای بیمه دریایی و تغییر اجباری مسیر کشتیها به سمت دماغه امید نیک شده است.
این بحران، ناتو را در وضعیت دفاعی پیچیدهای قرار داده است. اگرچه سیاستهای ناتو به صورت سنتی بر مهار تهدیدات شرق اروپا و روسیه تمرکز دارد، اما گسترش ناامنی به دریاهای جنوبی، امنیت کشورهای حاشیه مدیترانه را مستقیماً هدف قرار میدهد. با وجود فشارهای واشنگتن برای مشارکت مستقیمتر اعضای اروپایی در تقابلهای نظامی خاورمیانه، دولتهای اروپایی به دلیل تناقض در راهبردهای اعلامی واشنگتن، کمبود تسلیحات و اولویت حفظ جبهه شرقی، تمایل چندانی به ورود مستقیم نظامی ندارند. با این حال، تداوم ناامنی در مبادی راهبردی میتواند اعضا را مجبور به اقدام نماید.
همزمان، تلاقی میان بحران خاورمیانه و جنگ اوکراین، ابعاد بینالمللی این کشمکش را عمیقتر کرده است. هدف قرار گرفتن شناورهای تجاری در حوزههای آبی نظیر دریای خزر و اختلال در زنجیرههای تأمین انرژی، بر بازارهای جهانی و اقتصاد اروپا فشارهای تورمی مضاعفی وارد کرده است. این شرایط نشان میدهد که اختلال در تنگههای سه گانه هرمز، بابالمندب و کانال سوئز میتواند از طریق پیامدهای اقتصادی و بیثباتیهای تسلسلی، ابعاد راهبردی امنیتی نوینی را بر پیمان ناتو تحمیل کند.
در نهایت، تداوم حملات متناوب به مبادی مواصلاتی دریایی و تعمیق بحرانهای همزمان در جبهههای شرقی و جنوبی، چالشهای بیسابقهای را برای ثبات اقتصادی و حفظ تمرکز راهبردی ناتو ایجاد کرده است. اگرچه ناتو در کوتاهمدت رویکرد انقباضی و احتیاطآمیزی را دنبال میکند، اما تسری پیامدهای اقتصادی و ناامنیهای ترانزیتی میتواند محاسبات دفاعی این پیمان را دستخوش تغییر اساسی سازد./منبع



