تلاش ترامپ برای واداشتن دیوان عالی به عقبنشینی از رویه انتخاباتی خود
درخواست ترامپ، دیوان عالی را با آزمونی تعیینکننده درباره ثبات قواعد انتخاباتی روبهرو کرده است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «تلاش ترامپ برای واداشتن دیوان عالی به عقبنشینی از رویه انتخاباتی خود» نوشته دوناتان ال. براون (Donathan L. Brown) در اسلیت (Slate)، پیامدهای حقوقی درخواست دولت دونالد ترامپ برای اجرای فوری یک فرمان اجرایی انتخاباتی را بررسی میکند و آن را آزمونی برای میزان پایبندی دیوان عالی آمریکا به اصول تثبیتشده خود در مدیریت اختلافات انتخاباتی میداند. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
دولت دونالد ترامپ از دیوان عالی آمریکا خواسته است مجوز اجرای کامل فرمان اجرایی جدیدی را صادر کند که شیوه برگزاری رأیگیری پستی در سراسر کشور را بهطور اساسی تغییر میدهد. این درخواست در حالی مطرح شده که تنها حدود ۱۰۰ روز تا انتخابات میاندورهای باقی مانده و همین مسئله، بحثهای گستردهای درباره مشروعیت ایجاد تغییرات اساسی در قواعد انتخاباتی در آستانه برگزاری انتخابات بهوجود آورده است.
بر اساس این فرمان، وزارت امنیت داخلی موظف میشود فهرستی از تمامی شهروندان بالای ۱۸ سال هر ایالت تهیه کند و اداره پست نیز تنها آرای پستی افرادی را بپذیرد که نام آنها در این فهرست ثبت شده باشد. مخالفان این طرح معتقدند اجرای آن میتواند موجب محروم شدن شمار زیادی از رأیدهندگان واجد شرایط از حق رأی شود و همچنین روند اجرایی انتخابات را با سردرگمی و اختلال مواجه کند. بههمین دلیل، دادگاه فدرال در ایالت ماساچوست اجرای این فرمان را در ۲۳ ایالت و ناحیه کلمبیا که علیه آن شکایت کردهاند، متوقف کرده و دادگاه تجدیدنظر نیز از لغو این دستور خودداری کرده است.
محور اصلی این اختلاف به اصل حقوقی موسوم به «اصل پورسل» بازمیگردد؛ اصلی که نزدیک به دو دهه است یکی از مهمترین مبانی تصمیمگیری دیوان عالی در پروندههای انتخاباتی محسوب میشود. بر اساس این رویه، هرگونه تغییر در قوانین و سازوکارهای انتخاباتی در فاصله کوتاه مانده تا انتخابات، بهدلیل احتمال ایجاد سردرگمی میان رأیدهندگان و دشوار شدن مدیریت انتخابات، باید با احتیاط فراوان انجام شود یا اساساً به تعویق بیفتد.
آنچه پرونده کنونی را متفاوت کرده، این است که اینبار نه دادگاههای پایینتر، بلکه خود دولت فدرال خواستار ایجاد تغییری گسترده در آستانه انتخابات شده و از دیوان عالی میخواهد با استفاده از اختیارات اضطراری خود، این تغییر را فوراً اجرایی کند.
همین مسئله این پرسش را مطرح کرده است که آیا اصل پورسل تنها زمانی اجرا میشود که دادگاهها قصد تغییر قوانین را داشته باشند یا دولت نیز باید به همان محدودیتها پایبند باشد.
در عین حال، استدلالهای حقوقی دولت نیز با نوعی تناقض مواجه است. از یک سو، تأکید میشود که هنوز شیوه اجرای دقیق این فرمان مشخص نشده و بنابراین مداخله قضایی زودهنگام است؛ اما از سوی دیگر، دولت با استناد به کمبود زمان تا انتخابات، خواهان رسیدگی فوری و اجرای بیدرنگ این دستور شده است. این دو استدلال در عمل یکدیگر را تضعیف میکنند و ابهامهایی درباره مبنای حقوقی درخواست دولت ایجاد کردهاند.
در نهایت، اهمیت این پرونده تنها به سرنوشت یک فرمان اجرایی محدود نمیشود، بلکه میتواند جایگاه یکی از مهمترین اصول حقوق انتخاباتی آمریکا را تعیین کند. رأی دیوان عالی نشان خواهد داد که آیا اصل ثبات قواعد انتخاباتی همچنان بر تصمیمات این نهاد حاکم است یا امکان دارد در شرایط خاص، حتی خود دیوان نیز از رویهای که سالها بر آن تأکید داشته فاصله بگیرد؛ موضوعی که میتواند پیامدهای مهمی برای آینده انتخابات و نظام حقوقی آمریکا داشته باشد./منبع



