امنیت و دفاعخاورمیانه

ارتش آمریکا، نایب ارتش اسرائیل

لایحه جدید دفاعی آمریکا با ادغام ساختاری صنایع نظامی و فناوری با اسرائیل، اهرم‌های فشار بر تل‌آویو را از بین برده و آینده‌ای تاریک‌تر برای فلسطینیان رقم می‌زند.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «ارتش آمریکا، نایب ارتش اسرائیل» به قلم عماد موسی (Emad Moussa) در نیو عرب (The New Arab) منتشر شده است. این یادداشت به تحلیل لایحه جدید دفاع ملی آمریکا می‌پردازد و استدلال می‌کند که ادغام ساختاری فناوری و صنایع نظامی آمریکا و اسرائیل، این کشور را به یک قدرت نیابتی تبدیل کرده، اهرم‌های فشار سیاسی بر تل‌آویو را از بین می‌برد و پیامدهای ویرانگری برای فلسطینیان دارد. در ادامه، خلاصه این یادداشت را می‌خوانید.

یک دوست آمریکایی که دیدگاه سیاسی‌اش پس از هفتم اکتبر متحول شده، اخیراً با نگاهی به لایحه جدید اختیارات دفاع ملی آمریکا (NDAA) با پوزخند گفت: «با این روند، فلسطینی‌ها به‌زودی با ارتش آمریکا به نیابت از اسرائیل خواهند جنگید.» این جمله که در ابتدا یک بدبینی سیاسی به نظر می‌رسید، پس از بررسی دقیق‌تر لایحه، دیگر کاملاً استعاری نبود. این لایحه که در ۲۳ جولای ۲۰۲۶ در مجلس نمایندگان تصویب شد، چارچوب اولویت‌ها و بودجه وزارت دفاع را تعیین می‌کند. اسرائیل دهه‌هاست که بزرگ‌ترین دریافت‌کننده کمک‌های نظامی آمریکا بوده، اما لایحه امسال بسیار فراتر از تخصیص یک دور دیگر کمک نظامی است. در دل این لایحه، بخش ۲۱۹ نهفته است که چارچوبی قانونی برای گسترش همکاری‌های فناوری دفاعی، فراتر از کمک‌های نظامی سنتی، ایجاد می‌کند. این بخش سازوکارهای جدیدی برای تحقیقات مشترک، توسعه فناوری، همکاری صنعتی و یکپارچه‌سازی توانمندی‌های مشترک تعریف می‌کند. به عبارت دیگر، این لایحه صرفاً مجوزی برای کمک به یک متحد نیست؛ بلکه همکاری‌های دفاعی-صنعتی و فناورانه آمریکا و اسرائیل را عمیقاً در چارچوب قانونی وزارت دفاع آمریکا نهادینه می‌کند.

این اقدام حتی در داخل آمریکا نیز منتقدانی جدی دارد. توماس مسی، نماینده جمهوری‌خواه، این ماده را «خیانت به حاکمیت آمریکا» و «ادغام زنجیره تأمین و فناوری نظامی ما با اسرائیل» توصیف کرد. این رویکرد جدید، تصادفی نیست. بنیامین نتانیاهو در ژوئن ۲۰۲۶ دیدگاهی را مطرح کرد که بر اساس آن، کمک‌های مالی مستقیم آمریکا باید با «همجوشی نظامی» جایگزین شود. این همگرایی، که سفیر آمریکا نیز آن را تأیید کرده، به دنبال بازتعریف روابط از یک کمک سالانه ۳.۸ میلیارد دلاری به یک منفعت راهبردی متقابل است. این تغییر رویه را می‌توان نوعی «پیش‌دستی رویه‌ای» از سوی اسرائیل تلقی کرد. در شرایطی که حمایت از اسرائیل در جامعه آمریکا به‌ویژه پس از نسل‌کشی غزه رو به کاهش است، تل‌آویو با نهادینه کردن این روابط در ساختار سیاسی آمریکا، تلاش می‌کند آن را از نوسانات سیاسی آینده مصون نگه دارد. این یک تلاش برای فرار از موج فزاینده ضداسرائیلی در سراسر ایالات متحده است. این در حالی است که حتی «رابطه ویژه» با بریتانیا نیز هرگز به این شکل در معماری قانونی سیاست دفاعی آمریکا ادغام نشده بود.

پیامدهای این تحول برای فلسطینیان در دو سطح به هم پیوسته آشکار می‌شود. نخست، این ادغام موقعیت راهبردی اسرائیل را به‌عنوان یک بازیگر امنیتی ضروری در غرب آسیا تقویت می‌کند. اسرائیل طی دهه گذشته قدرت خود را فراتر از مرزهایش گسترش داده است. ادغام عمیق‌تر با واشنگتن نه‌تنها توانایی‌های نظامی اسرائیل را افزایش می‌دهد، بلکه نقش آن را به‌عنوان یک گره مرکزی در معماری امنیتی نوظهور منطقه تثبیت می‌کند. اینجاست که بعد فناوری اهمیت می‌یابد. هوش مصنوعی، اشتراک اطلاعات، دفاع موشکی و همجوشی داده‌ها فقط ابزار جنگ نیستند؛ بلکه نحوه شناسایی تهدیدها، تصمیم‌گیری‌ها و اجرای عملیات نظامی را شکل می‌دهند. غزه پیش از این مرکزیت سیستم‌های نظارتی و اطلاعاتی را در عملیات‌های مدرن اسرائیل نشان داده است. ادغام این قابلیت‌ها در چارچوب عمیق‌تر آمریکایی-اسرائیلی، این مدل را دائمی‌تر و به چالش کشیدن آن را دشوارتر می‌کند. این امر مستقیماً به سطح دوم پیامدها منجر می‌شود. برای فلسطینیان، خطر نه‌تنها یک ارتش اسرائیل مهارنشدنی‌تر است، بلکه آینده‌ای است که در آن دستگاه توانمندساز این قدرت، از پاسخگویی مصون‌تر شده است.

وقتی ادغام نظامی در قوانین آمریکا گنجانده شود، دولت‌های آینده اهرم‌های لازم برای مشروط کردن حمایت خود را از دست می‌دهند. برای مثال، در جریان نسل‌کشی غزه، رئیس‌جمهور بایدن گهگاه ارسال برخی محموله‌های بمب را به تعویق انداخت. این لحظات، هرچند نادر، به اختیارات اجرایی متکی بود و دریچه کوچکی را باز می‌گذاشت که فشار عمومی می‌توانست اصطکاکی ایجاد کند. اما همجوشی ساختاری کامل، حتی این اهرم‌های محدود مهار را نیز از بین می‌برد. حقوق بشر فلسطینیان دیگر نه‌تنها به‌طور گزینشی نادیده گرفته نمی‌شود، بلکه ممکن است به‌طور کامل از معماری این روابط حذف گردد. اینجاست که سخن کنایه‌آمیز دوستم درباره «جنگ نیابتی» با ارتش آمریکا معنا می‌یابد؛ نه به این دلیل که نیروهای آمریکایی جایگزین نیروهای اسرائیلی می‌شوند، بلکه چون مرز بین حمایت آمریکا و قدرت نظامی اسرائیل چنان محو می‌شود که تفکیک آن‌ها ناممکن به نظر می‌رسد. در نهایت، دوست من این لایحه را تهدیدی برای حاکمیت کشورش می‌بیند، در حالی که برای ما فلسطینی‌ها، این یک مسئله وجودی است. بااین‌حال، هر دو بر یک چیز توافق داریم: تاریخ در برابر کسانی که تلاش می‌کنند آن را ثابت نگه دارند، مقاومت می‌کند؛ ساختارهای سیاسی، نیروهای متقابل خود را ایجاد می‌کنند و اتحادها، تنش‌های خود را به همراه دارند. او این را «منطق تاریخ» می‌نامد و ما آن را مقاومت می‌نامیم./منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا