امنیت و دفاعخاورمیانه

جنگ ایران و آمریکا؛ آغاز عصر جنگ‌های شناختی-الگوریتمی در غرب آسیا

هوش مصنوعی و الگوریتم، منطق جنگ و قدرت در غرب آسیا را دگرگون کرده‌اند.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشت «جنگ ایران و آمریکا؛ آغاز عصر جنگ‌های شناختی-الگوریتمی در غرب آسیا» نوشته سجاد انجم‌شعاع و منتشرشده در فرهیختگان، تقابل تهران و واشینگتن را نشانه ورود منطقه به مرحله‌ای می‌داند که در آن داده، هوش مصنوعی و مدیریت ادراک در کنار قدرت نظامی به عناصر اصلی رقابت راهبردی تبدیل شده‌اند. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

تحولات جنگ ایران و آمریکا نشان می‌دهد که الگوی منازعه در غرب آسیا در حال عبور از جنگ‌های متعارف به مرحله‌ای است که در آن داده، الگوریتم و ادراک انسانی به اندازه سامانه‌های تسلیحاتی اهمیت پیدا کرده‌اند. در این الگو، میدان نبرد فقط جغرافیا، پایگاه نظامی یا خطوط درگیری نیست، بلکه شبکه‌های اطلاعاتی، زیرساخت‌های دیجیتال، پلتفرم‌های ارتباطی و فرایندهای تصمیم‌سازی نیز بخشی از محیط عملیاتی محسوب می‌شوند. به همین دلیل، برتری نظامی بدون توانایی تحلیل سریع داده و اثرگذاری بر برداشت عمومی دیگر مزیت کامل و پایداری ایجاد نمی‌کند.

محور اصلی این تحول، تبدیل هوش مصنوعی به حلقه اتصال میان اطلاعات، عملیات و تصمیم‌گیری است. سامانه‌های هوشمند قادرند حجم گسترده‌ای از داده‌ها را پردازش کنند، الگوهای رفتاری را شناسایی کنند، سناریوهای احتمالی را پیش‌بینی کنند و زمان میان مشاهده یک تحول و واکنش به آن را کاهش دهند. در چنین محیطی، طرفی که بتواند سریع‌تر داده را به تصمیم تبدیل کند، از مزیتی برخوردار می‌شود که می‌تواند حتی بر موازنه سنتی قدرت نظامی اثر بگذارد.

همزمان، مفهوم «برتری شناختی» در کنار برتری نظامی اهمیت بیشتری یافته است. هدف عملیات دیگر صرفاً نابودی تجهیزات یا تصرف موقعیت نیست، بلکه تغییر محاسبات طرف مقابل، تضعیف انسجام اجتماعی، مدیریت افکار عمومی و اثرگذاری بر فرایندهای سیاسی نیز بخشی از راهبرد جنگ محسوب می‌شود. در نتیجه، ذهن انسان و سازوکار تصمیم‌گیری سیاسی به بخشی از میدان نبرد تبدیل شده‌اند.

تحول مهم دیگر، انتقال رقابت از سطح تولید محتوا به سطح کنترل زیرساخت‌های شناختی است. در گذشته، عملیات روانی عمدتاً بر پیام، تبلیغات و رسانه متمرکز بود، اما اکنون داده‌های آموزشی مدل‌های هوش مصنوعی، الگوریتم‌های رتبه‌بندی، موتورهای جست‌وجو و معماری پلتفرم‌ها نیز در تعیین اینکه چه اطلاعاتی دیده شود و چه روایتی تثبیت شود، نقش دارند. بنابراین قدرت آینده فقط در تولید روایت مؤثر خلاصه نمی‌شود، بلکه به کنترل ابزارهای تولید، پردازش و توزیع روایت وابسته است.

در همین چهارچوب، شرکت‌های بزرگ فناوری به بازیگرانی فراتر از بنگاه‌های اقتصادی تبدیل شده‌اند. پیوند شرکت‌های هوش مصنوعی، زیرساخت‌های ابری، مراکز تحلیل داده و نهادهای نظامی و اطلاعاتی، مرز میان فناوری تجاری و امنیت ملی را کمرنگ کرده است. هوش مصنوعی مولد نیز با تولید سریع متن، تصویر، ویدئو و محتوای شخصی‌سازی‌شده، ظرفیت عملیات شناختی را افزایش داده و امکان هدف‌گیری دقیق‌تر گروه‌های مختلف مخاطبان را فراهم کرده است.

برای کشورهای غرب آسیا، نتیجه این تحول آن است که استقلال راهبردی دیگر صرفاً با خرید تسلیحات یا فناوری خارجی تأمین نمی‌شود. توان محاسباتی، زیرساخت داده، مدل‌های بومی هوش مصنوعی، نیروی انسانی متخصص و توانایی فهم و مدیریت محیط شناختی به اجزای تازه قدرت ملی تبدیل شده‌اند. رقابت آینده منطقه بیش از گذشته بر سر این خواهد بود که کدام بازیگر می‌تواند داده را بهتر مدیریت کند، تصمیم را سریع‌تر بسازد و بر ادراک و رفتار مخاطبان اثر بگذارد. از این منظر، جنگ ایران و آمریکا نشانه‌ای از ورود غرب آسیا به دوره‌ای است که در آن قدرت نظامی، فناورانه و شناختی به‌طور فزاینده‌ای در هم ادغام می‌شوند./منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا