چالش تسلیحاتی آمریکا؛ محدودیتهای صنعتی و پیامدهای راهبردی
کسری رو به رشد ذخایر تسلیحاتی ایالات متحده نشاندهنده عدم تعادل ساختاری میان اهداف راهبردی این کشور و ظرفیت پایگاه صنایع دفاعی آن است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چالش تسلیحاتی آمریکا؛ محدودیتهای صنعتی و پیامدهای راهبردی» نوشته هارش وی. پانت (Harsh V. Pant) در بنیاد آبزرور (Observer Research Foundation) منتشر شده است. این یادداشت، به بررسی ریشههای ساختاری کمبود تسلیحات پیشرفته در ایالات متحده و تبعات آن بر آمادگی نظامی این کشور در مواجهه با بحرانهای منطقهای و جهانی میپردازد. در ادامه، چکیده این یادداشت را میخوانید.
کسری رو به رشد ذخایر تسلیحاتی ایالات متحده تنها پیامد درگیریهای جاری با ایران نیست، بلکه بازتابنده شکافی عمیق و ساختاری میان آرمانهای راهبردی این کشور و ظرفیت واقعی پایگاه صنایع دفاعی آن است. دههها اتکا به این فرض که جنگهای بزرگ میان دولتها نامحتمل است، دولتهای مختلف را بر آن داشت تا کارایی و بهینهسازی زنجیره تأمین را بر ایجاد ظرفیت مازاد برای جنگهای پرشدت ترجیح دهند. با این حال، تداوم کمکهای نظامی به اوکراین، حمایت از اسرائیل، عملیات طولانیمدت علیه حوثیها و درگیریهای اخیر سال ۲۰۲۶ با ایران، موجب تخلیه سریع انبار تسلیحات دقیق و پیشرفتهای همچون موشکهای تاماهاک، سامانههای پاتریوت، تاد و موشکهای ضدکشتی شده است. نرخ مصرف تسلیحات به طور چشمگیری از سطوح تولید در زمان صلح فراتر رفته و شکنندگی ساختاری صنایع دفاعی آمریکا را عیان ساخته است.
ریشههای این بحران در انحصارزدایی و کوچکسازی بخش دفاعی پس از جنگ سرد نهفته است؛ جایی که خطوط تولید مواد اولیه کلیدی نظیر موتورهای راکت جامد، مواد منفجره، قطعات میکروالکترونیک و فلزات کمیاب کاهش یافتند یا راکد شدند. تأکید بر زنجیرههای تأمین کمهزینه باعث ایجاد گلوگاههای تکمنبعی شد که امکان افزایش سریع تولید در بحرانها را محدود میکند. با وجود تخصیص بودجههای جدید و استفاده از قوانین اضطرابی نظیر قانون تولید دفاعی، مانعتراشیهایی چون چرخههای طولانی تولید، کمبود نیروی کار ماهر و زیرساختهای فرسوده باعث شده است تا تلاشها برای افزایش خروجی صنایع دفاعی با دستاوردهای محدودی روبهرو شود و حل این مشکلات به سالها زمان نیاز داشته باشد.
این وضعیت، انعطافپذیری راهبردی واشنگتن را بهشدت تنگ کرده و مدیریت ذخایر را به یکی از دغدغههای اصلی در تصمیمگیریهای کلان نظامی تبدیل نموده است. فراتر از خاورمیانه، این کمبودها شکاف توانمندی ایالات متحده را در سناریوهای احتمالی دیگر، از جمله در منطقه هند-آرام و تایوان، برجستهتر میکند. هرچند ایالات متحده همچنان از توانمندی نظامی قوی برای پیشبرد عملیات فعلی برخوردار است، اما بازسازی ذخایر تسلیحاتی و بازگرداندن آمادگی رزمی مستلزم سرمایهگذاریهای پایدار، گسترش ظرفیت صنعتی و تقویت تابآوری در سراسر زنجیره تأمین حیاتی خواهد بود./منبع



