شرکای خطرناک: همگرایی نظامی روسیه و چین
همکاری نظامی و فضایی روسیه و چین بدون شکلگیری یک ائتلاف رسمی، میتواند با افزایش تابآوری دو کشور و تهدیدپذیری زیرساختهای فضایی آمریکا، موازنه نظامی غرب را پیچیدهتر کند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «شرکای خطرناک: همگرایی نظامی روسیه و چین» به قلم ماکسیم استارچاک (Maxim Starchak) در مرکز تحلیل سیاست اروپا (Center for European Policy Analysis) منتشر شده است. مقاله استدلال میکند که مسکو و پکن بهجای ایجاد یک فرماندهی مشترک فضایی، در حوزههایی مانند هشدار موشکی، ناوبری ماهوارهای، دفاع هوایی و موشکی و احتمالا عملیات ضدفضایی، بهصورت گزینشی در حال یکپارچهسازی ظرفیتهای راهبردی خود هستند؛ روندی که میتواند مزیتهای فضایی آمریکا و قابلیت بازدارندگی غرب را تضعیف کند. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
روسیه و چین فرماندهی مشترک نظامی-فضایی، شبکه یکپارچه هشدار موشکی یا نیروی ضدماهوارهای مشترک تأییدشدهای ندارند و هیچ تعهد شناختهشدهای برای پاسخ مشترک به حمله علیه داراییهای فضایی یکدیگر وجود ندارد. با این حال، دو کشور در حوزههایی همکاری میکنند که حتی هماهنگی محدود در آنها میتواند پیامدهای راهبردی نامتناسبی داشته باشد. از این منظر، رابطه آنها بیش از آنکه یک ائتلاف نظامی نوظهور باشد، نوعی «یکپارچگی راهبردی گزینشی» است که در آن فناوری، تجربه عملیاتی، زیرساخت و مفاهیم راهبردی با هدف کاهش برتری نظامی آمریکا مبادله میشود.
مهمترین نمونه، همکاری در زمینه هشدار حملات موشکی است. ولادیمیر پوتین در سال ۲۰۱۹ تأیید کرد که روسیه به چین در توسعه سامانه هشدار اولیه حمله موشکی کمک میکند. چنین سامانهای برای بازدارندگی هستهای اهمیت اساسی دارد، زیرا پرتاب موشک را شناسایی کرده، مسیر و ابعاد حمله را ارزیابی و زمان بیشتری برای تصمیمگیری سیاسی فراهم میکند. کمک روسیه میتواند توسعه قابلیتهای زمینی و فضایی چین را سرعت دهد، هرچند شواهدی از ادغام لحظهای شبکههای هشدار دو کشور وجود ندارد. رزمایشهای مشترک دفاع هوایی و موشکی در سالهای ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ نیز نشان دادند که دو طرف دستکم برخی رویکردهای مربوط به شناسایی، فرماندهی، تخصیص اهداف و عملیات دفاعی را با یکدیگر به اشتراک گذاشتهاند.
مسکو و پکن همچنین سامانههای ناوبری ماهوارهای گلوناس و بیدو را سازگارتر کردهاند و در سال ۲۰۲۵ نقشهراه همکاری برای دوره سال ۲۰۲۶ تا سال ۲۰۳۰ امضا کردند. این همکاری بهمعنای ایجاد یک شبکه نظامی مشترک نیست، اما میتواند وابستگی هر کشور به یک سامانه منفرد را کاهش دهد. از آنجا که ناوبری ماهوارهای برای تسلیحات دقیق، پهپادها، عملیات دریایی، ارتباطات و لجستیک نظامی اهمیت دارد، ایجاد گزینههای جایگزین میتواند تابآوری نظامی دو کشور را افزایش دهد.
حوزه نگرانکننده دیگر، مقابله احتمالی با منظومههای ماهوارهای مدار پایین زمین، بهویژه استارلینک، است. تحقیقات رسانهای درباره اسناد نشستهای نظامی روسیه و چین از طرحی چینی برای مقابله تدریجی با استارلینک، از فشار دیپلماتیک و جنگ الکترونیک تا عملیات سایبری و در نهایت حمله فیزیکی، خبر داده است. با وجود نبود شواهدی از اجرای عملی این طرح، تجربه جنگ اوکراین برای چین اهمیت ویژهای دارد؛ روسیه سالها با ارتباطات ماهوارهای، پهپادها، تصاویر تجاری و سامانههای الکترونیکی غربی درگیر بوده و تلاش کرده استارلینک را مختل کند. چین نیز از این تجربه برای آمادگی احتمالی در جنگ بر سر تایوان استفاده میکند.
این رابطه برای اروپا نیز پیامد دارد، زیرا کشورهای اروپایی ناتو همچنان به آمریکا در حوزههایی مانند هشدار موشکی، اطلاعات فضایی و آگاهی موقعیتی فضایی وابستهاند. بنابراین، افزایش توان ضدفضایی روسیه با کمک فناوری یا دادههای چینی میتواند توازن نظامی اروپا را تغییر دهد، حتی بدون مداخله مستقیم چین.
با این حال، هنوز نقطه عطف عملیاتی حاصل نشده است. سه تحول میتواند رابطه را به سطحی جدید برساند: تبادل بلادرنگ دادههای هشدار موشکی، ادغام شبکههای پایش فضایی برای ردیابی یا هدفگیری مشترک ماهوارههای غربی، و آزمایش مشترک سامانههای الکترونیکی، سایبری یا فیزیکی علیه منظومههای مدار پایین زمین. در حال حاضر، روسیه و چین برای به چالش کشیدن غرب به ائتلاف رسمی نیاز ندارند؛ کافی است هر یک دیگری را در برابر قدرت آمریکا مقاومتر و توانمندتر کند./ منبع



