هراس از فرسایش؛ قمارِ پرریسک واشنگتن در گلوگاه هرمز
واشنگتن در تنگه هرمز وارد قمارِ پرهزینه فرسایشی میشود.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «هراس از فرسایش؛ قمارِ پرریسک واشنگتن در گلوگاه هرمز» به قلم قبس زعفرانی در خبرگزاری فارس منتشر شده است که با تمرکز بر شکاف میان توان ضربتی کوتاهمدت و ناتوانی در تداوم جنگ فرسایشی، استدلال میکند محدودیتهای صنعتی-لجستیکی و تهدیدات نامتقارن در هرمز و پیرامون آن، هزینه و ریسک ماندگاری حضور دریایی آمریکا را افزایش داده و محاسبات واشنگتن را تحتتأثیر قرار میدهد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس، دریای سرخ و شرق مدیترانه همچنان یکی از ارکان اصلی سیاست امنیتی واشنگتن در منطقه بهشمار میرود، اما بررسی دادههای صنعتی و لجستیکی نشان میدهد میان توان ایجاد برتری رزمی کوتاهمدت و امکان تداوم یک نبرد فرسایشی، شکافی ساختاری وجود دارد. این شکاف، پایداری حضور نظامی آمریکا را در مواجهههای طولانیمدت با چالشهای جدی روبهرو کرده است.
نیروی دریایی آمریکا با یازده ناو هواپیمابر و نزدیک به سیصد شناور رزمی، از نظر توان اولیه همچنان قدرتمند محسوب میشود، اما چرخه عملیاتی این ناوگان شکننده است. طبق استانداردهای موجود، در هر مقطع زمانی تنها حدود یکسوم این ناوگان آماده استقرار عملیاتی است. تمرکز مستمر بر خلیج فارس و ایران بهمعنای کاهش پوشش امنیتی در اقیانوس آرام و عقبماندگی در رقابت با چین است؛ کشوری که با بیش از ۳۷۰ شناور رزمی، بزرگترین نیروی دریایی جهان از نظر تعداد را در اختیار دارد. همزمان، ظرفیت صنعتی دریایی آمریکا نسبت به دهههای گذشته بهشدت کاهش یافته و سهم کشتیسازی تجاری این کشور از بازار جهانی به کمتر از ۱ درصد رسیده است، در حالی که چین حدود ۴۷ تا ۵۰ درصد، کره جنوبی ۲۵ تا ۳۰ درصد و ژاپن حدود ۱۵ درصد این بازار را در اختیار دارند.
این کاهش سهم صنعتی، آمریکا را به زنجیره تأمین جهانی وابسته کرده و توان ایجاد ظرفیت سریع در شرایط بحرانهای فرسایشی را محدود ساخته است. ناوگان «نیروی ذخیره آماده به خدمت» نیز با میانگین سنی بالای چهل سال، در سناریوهای طولانیمدت آسیبپذیر است، زیرا تعمیر و بازگشت کشتیها به خدمت زمانبر و پرهزینه است. در چنین شرایطی، استقرار نیروهای آمریکایی بیش از آنکه متکی به تجهیزات رزمی باشد، به ناوگان تجاری و شبکههای لجستیکی وابسته است.
چین بهعنوان بازیگر مسلط در حوزه کشتیسازی، مدیریت بنادر جهانی و خدمات بیمه دریایی، از ابزارهای اقتصادی مؤثری برای ایجاد اختلال در تداوم حضور نظامی آمریکا برخوردار است. تجربه درگیریهای اخیر نشان داده است که تهدیدات ناهمتراز از سوی ایران و متحدان منطقهای آن، بهویژه ارتش یمن در دریای سرخ، هزینههای عملیاتی آمریکا را بهشدت افزایش داده است. تنگه هرمز که مسیر عبور حدود ۲۰ درصد نفت جهان است، تحت اشراف کامل موشکی، پهپادی و مینهای دریایی ایران قرار دارد و حتی تهدیدات محدود نیز با افزایش نرخ بیمه و نیاز به اسکورت دائمی، صرفه اقتصادی حضور آمریکا را زیر سؤال برده است.
پنتاگون برای کاهش این آسیبپذیریها به پروژههایی مانند «گروه ویژه ۵۹» و استفاده از سامانههای بدون سرنشین دریایی روی آورده است. این ابزارها اشراف اطلاعاتی را افزایش میدهند، اما بار اصلی لجستیک، شامل حمل سوخت، مهمات و تجهیزات سنگین، همچنان بر دوش کشتیهای بزرگ قرار دارد که اهدافی ارزشمند برای راهبرد «ضد دسترسی / منع ورود(A2/AD)» ایران محسوب میشوند.
در سطح دکترین، آمریکا بر برتری مطلق دریایی و «آزادی کشتیرانی» تأکید دارد، اما در عمل، این مفهوم دیگر ابزاری یکجانبه نیست. عملیات «آزادی ناوبری» نشانه این تعهد است، با این حال رقابت با چین و روسیه، وابستگی به بنادر آسیایی و محدودیتهای صنعتی، تصمیمات نظامی را به محاسبات اقتصادی و ژئوپلیتیک جهانی پیوند میدهد. در چنین چارچوبی، کاهش برتری صنعتی و فرسودگی ناوگان پشتیبانی، توان تداوم نبرد فرسایشی آمریکا را تضعیف کرده و هراس از فرسایش منابع و عقبماندن از رقابت استراتژیک با چین، به عامل مهمی در تردید واشنگتن برای رویارویی با ایران تبدیل شده است./ منبع



