آتشبس غزه؛ آرامشی موقت در میان طوفان
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «آتشبس غزه؛ آرامشی موقت در میان طوفان» در فرهیختگان منتشر شده است. این یادداشت با نگاهی تحلیلی به توافق اخیر میان حماس و اسرائیل، آن را نه بهمنزله پایان بحران، بلکه نشانهای از بازآرایی موازنه قدرت در منطقه میداند. نویسنده با بررسی ابعاد سیاسی و راهبردی توافق، نقش میانجیگران آمریکایی و عربی، موقعیت دشوار نتانیاهو و ظرفیتهای محور مقاومت را در شکلدهی وضعیت پس از آتشبس تحلیل میکند. به باور او، آرامش کنونی غزه بیش از آنکه صلح پایدار باشد، وقفهای تاکتیکی در چرخه درگیریهای آینده است. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
با امضای مرحله نخست توافق آتشبس میان حماس و اسرائیل، بار دیگر روند توقف موقت جنگ در نوار غزه آغاز شد. این توافق که با میانجیگری آمریکا، قطر و مصر حاصل شد، دارای مفاد محتوایی و زمانی متعددی است که حامل پیامهای سیاسی و راهبردی مهمی بهشمار میآید. براساس اسناد منتشرشده، مرحله نخست توافق شامل آزادی بیست اسیر اسرائیلی در برابر حدود دوهزار زندانی فلسطینی از جمله ۲۵۰ محکوم به حبس ابد، تضمین توقف موقت جنگ از سوی میانجیها و آمریکا، آغاز ورود کالاهای ضروری از پنج گذرگاه با ظرفیت روزانه چهارصد کامیون تحت مدیریت حماس و آژانس انروا، عقبنشینی ارتش اسرائیل از مناطق جمعیتی غزه بهجز رفح و فیلادلفیا و تعویق مذاکرات درباره آینده اداره غزه، بازسازی و خلعسلاح به مرحله دوم است. تفاوت این توافق با موارد قبلی در تغییر بازیگر ضامن و بهرسمیتشناختن نقش حماس در مدیریت منطقه است.
این آتشبس بهمعنای پیروزی یا شکست هیچیک از طرفین نیست، بلکه نشانه تغییر تاکتیکی در نوع مواجهه نظامی و سیاسی آنها است. حماس در پی انتقال میدان نبرد به عرصه سیاسی و اجتماعی و بازسازی مشروعیت خود در سطوح مردمی و منطقهای است. در مقابل، اسرائیل با وجود برتری نظامی، به تحقق اهداف اعلامی خود یعنی نابودی حماس و کنترل کامل غزه دست نیافته و ناچار به پذیرش توقف موقت شده است. افزایش فشارهای داخلی و اختلاف میان نتانیاهو، بنگویر و اسموتریچ نیز بیانگر آن است که آتشبس بهدلیل فشار سیاسی و نفوذ واشنگتن صورت گرفت. سیاست آمریکا همچنان بر مهار بحران به جای حل آن استوار است.
در روایتهای پیرامون این توافق، نام دونالد ترامپ بهعنوان میانجی اصلی بیش از دیگران مطرح شده که نشاندهنده تلاش او برای ایفای نقش «رئیسجمهور صلح» است. ضمانت شخصی وی بر اجرای توافق، ریسک سیاسی بالایی دارد، زیرا در صورت شکست، اعتبار او آسیب میبیند. برای تلآویو نیز پذیرش فشار آمریکا، آزمون مشروعیت نقش واشنگتن در مدیریت بحرانهای غرب آسیا محسوب میشود.
در سطح منطقهای، احتمال گسترش آتشبس در غزه و تشدید تنش در جبهههای دیگر مطرح است. بر پایه برخی دیدگاهها، محور مقاومت اکنون به ضامن غیررسمی این توافق تبدیل شده و هرگونه نقض آن میتواند واکنش زنجیرهای گروههای مقاومت در عراق، یمن یا لبنان را فعال کند. از این منظر، غزه نقطه آغاز یک توازن تازه در کل محور مقاومت است.
از نظر سیاسی، توافق به بحران داخلی کابینه نتانیاهو و انزوای بینالمللی اسرائیل دامن زده است. در حالیکه بیش از ۱۴۰ کشور از جمله چند دولت غربی فلسطین را بهرسمیت شناختهاند، نتانیاهو با نارضایتی داخلی و چالش مشروعیت مواجه است. حتی آتشبس نیز بهجای آنکه فرصتی برای تنفس باشد، نشانهای از عقبنشینی تلقی میشود.
در جمعبندی، آتشبس کنونی نقشی در حد تعلیق موقت درگیریها دارد و نه صلح پایدار. در بهترین حالت میتواند موجب بازسازی محدود و بهبود شرایط بشردوستانه شود؛ اما احتمال بازگشت به درگیری در هفتهها یا ماههای آینده همچنان بالاست. این توافق بازتابی از تغییر منطق جنگ و صلح در غزه است؛ نبردی که از میدان نظامی به عرصه سیاسی و روانی منتقل شده و هر طرف در تلاش است روایت خود را بر افکار عمومی تثبیت کند./ منبع



