توافق غزه آنقدر بزرگ نیست که شکست نخورد
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «توافق غزه آنقدر بزرگ نیست که شکست نخورد» به قلم جوست آر. هیلترمن (Joost R. Hiltermann) و ناتاشا هال (Natasha Hall) در فارن افرز (Foreign Affairs) منتشر شده است. این مقاله توافق آتشبس غزه را فرصتی نادر برای پایان دو سال خشونت میداند، اما هشدار میدهد که اقدامات اسرائیل ممکن است آن را تضعیف کند. نویسنده بر لزوم فشار مداوم آمریکا بر اسرائیل برای حفظ ثبات منطقهای تأکید دارد. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
توافق فاز اول طرح دونالد ترامپ برای غزه، که حماس و اسرائیل پذیرفتهاند، فرصتی برای پایان خشونتهاست. حماس متعهد به آزادی گروگانهای سال ۲۰۲۳ و اسرائیل متعهد به آزادی حدود دوهزار زندانی فلسطینی و عقبنشینی جزئی از غزه شده است. این توافق امید به امدادرسانی به فلسطینیها و خانوادههای گروگانها و ثبات منطقهای را برانگیخته است.
اما تاریخ نشان میدهد انتظارات برای صلح پایدار یا حتی امداد پایدار ممکن است ناکام بماند. ترامپ، با بازگشت به کاخ سفید در ماه ژانویه، سیاست پیشین خود در مورد غرب آسیا را تغییر داد. او پیش از شروع رسمی دورهاش، آتشبس غزه را تأمین کرد، کانالی مستقیم با حماس گشود، مذاکرات هستهای با ایران را از سر گرفت، با حوثیهای یمن آتشبس بست و تحریمهای سوریه را لغو کرد. واشنگتن همچنین به گسترش پیمان ابراهیم به عربستان و سوریه امیدوار بود تا تنشها را مدیریت و منابع نظامی را به دیگر مناطق منتقل کند. اما اقدامات اسرائیل این سیاستها را مختل کرد.
در ماه مارس، اسرائیل آتشبس را شکست و عملیات «بشردوستانه» را با دور زدن چارچوب سازمان ملل طبق میل خود پیش برد. در بهار، قحطی فلسطینیها را به مرز مصر راند و توافقهای صلح اسرائیل با مصر و اردن را متشنج کرد. در ژوئن، اسرائیل با بمباران تأسیسات هستهای ایران، مذاکرات آمریکا با تهران را تضعیف کرد و واشنگتن را به استفاده از بمبهای سنگرشکن علیه ایران کشاند. در سوریه، اسرائیل با فشار نظامی بر دولت جدید احمد الشرع، حمایت اقتصادی و دیپلماتیک آمریکا را تضعیف کرد. حمله سپتامبر به قطر، متحد کلیدی آمریکا و میانجی مذاکرات، کاتالیزور فشار قاطع ترامپ برای پایان جنگ غزه بود.
ترامپ با فشار بر اسرائیل و حماس، آنها را به میز مذاکره آورد. اما نتانیاهو، برای جلب رضایت راستگرایان و بقای سیاسیاش، ممکن است پس از آزادی گروگانها جنگ را از سر بگیرد یا کمکهای بشردوستانه را مختل کند. او حتی ممکن است با حمله مجدد به ایران، توجه را از غزه منحرف کند.
اسرائیل و آمریکا اهداف متفاوتی دارند. آمریکا ثبات غرب آسیا را میخواهد، اما اسرائیل امنیت ملیاش را در گروی سلطه نظامی میبیند. گسترش شهرکسازیها امکان دولت فلسطینی را کمرنگ کرده است. دولت نتانیاهو با راستگرایان افراطی، الحاق کرانه باختری را تسریع و ایده دولت فلسطینی را رد میکند.
پس از ۷ اکتبر، بایدن خواستار پایان سریع جنگ برای عادیسازی روابط اسرائیل-عربستان بود، اما نتانیاهو برای جلب رضایت متحدانش جنگ را ادامه داد. خشونت شهرکنشینان در کرانه باختری افزایش یافت و آمریکا جز تحریم چند شهرکنشین، هزینهای به اسرائیل تحمیل نکرد. دولت دوم ترامپ نیز ابتدا ناکام ماند؛ با وجود آتشبس اولیه، ایده «ریویرای مدیترانه» برای غزه پس از خروج فلسطینیها را مطرح کرد و در برابر قحطی سکوت نمود.
اسرائیل نشان داد آمریکا از حملاتش به غزه و منطقه حمایت میکند، حتی اگر برخلاف منافع بلندمدت آمریکا باشد. در لبنان، اسرائیل با نقض توافق آتشبس، ثبات را مختل کرد. در سوریه، حملاتش به دولت جدید، احیای آن را تضعیف نمود. توافق غزه امیدی برای توقف خشونت و قحطی است، اما ابهامات درباره نیروی تثبیت بینالمللی و رد دولت فلسطینی توسط نتانیاهو چالشساز است.
ترامپ میتواند با فشار مداوم بر اسرائیل، ثبات را حفظ کند. تجربه گذشته نشان میدهد روسای جمهور پیشین با اهرمهایی مانند تأخیر در ارسال تسلیحات، اسرائیل را مهار کردند. آمریکا نمیتواند در برابر تهدیدات جهانی، منافعش را به خواست متحدش واگذار کند./ منبع



