خارجیخاورمیانهنظام بین‌الملل و نهادها

آینده غزه: فراتر از خرابه‌ها

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با ‌عنوان «آینده غزه: فراتر از خرابه‌ها» به قلم محمد رجوب (Mohamad Rjoob) در میدل ایست مانیتور (Middle East Monitor) منتشر شده است. این مقاله روندهای بحران انسانی، سیاسی و منطقه‌ای در غزه پس از جنگ اخیر را بررسی می‌کند. نویسنده نشان می‌دهد که ویرانی‌های فیزیکی غزه تنها بخشی از مشکل است و مسائل عمیق‌تر سیاسی و انسانی، جایگاه غزه در آینده فلسطین و غرب آسیا را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.


جنگ اخیر در نوار غزه باز هم این منطقه محاصره‌شده را در آستانه فروپاشی قرار داده است. ویرانی‌ها فراتر از خانه‌های نابود شده و جان‌های از دست رفته است و بحران انسانی عمیق، پیچیدگی‌های سیاسی فلسطین و بازتعریف بحث‌های منطقه‌ای را تشدید کرده است. ابعاد فاجعه انسانی در غزه وصف‌ناشدنی است. صدها هزار نفر آواره شده‌اند و بسیاری در پناهگاه‌های موقت زندگی می‌کنند، بدون دسترسی کافی به آب سالم، برق یا مراقبت‌های پزشکی. نظام سلامت شکننده غزه که سال‌ها تحت محاصره بوده، تقریباً به نقطه فروپاشی رسیده است؛ بیمارستان‌ها بمباران شده‌اند، کمبود تجهیزات پزشکی وجود دارد و پزشکان ناچار به اتخاذ تصمیمات دشوار هستند. ناامنی غذایی به وضعیت دائمی تبدیل شده و بیشتر مردم به کمک‌های بشردوستانه وابسته‌اند؛ این بحران صرفاً موقتی نیست بلکه واقعیتی پایدار است.

جنگ اختلافات ریشه‌دار سیاسی فلسطینیان را تشدید کرده است. رقابت میان حماس و فتح همچنان حل‌نشده باقی مانده است و تلاش‌ها برای آشتی و مصالحه متوقف شده‌اند. برای حماس، بقا و ادامه کنترل غزه به‌منزله پیروزی تلقی می‌شود؛ در حالی که حاشیه‌نشینی تشکیلات خودگردان مشروعیت آن را کاهش داده است. اسرائیل به‌نظر می‌رسد مصمم است سیستمی از کنترل ایجاد کند که مانع شکل‌گیری رهبری متحد فلسطین شود. پیشنهادهای مربوط به ایجاد «منطقه حائل»، محدودیت‌های شدیدتر و کمک‌های مشروط سیاسی همگی در راستای تحکیم تفرقه و تضعیف انسجام سیاسی فلسطینیان است. بدون آشتی واقعی، خطر شکل‌گیری یک نظم پساجنگ وجود دارد که غزه در آن منزوی باقی خواهد ماند و کرانه باختری تحت گسترش شهرک‌سازی قرار خواهد گرفت.

چرخه وعده‌های ناتمام بازسازی نیز تکراری شده است. در حالی که کمک‌کنندگان بین‌المللی میلیاردها دلار وعده می‌دهند، اما در منصه اجرا چیز چندانی نمی‌بینیم. محاصره از سوی اسرائیل، واردات مصالح ساختمانی ضروری را محدود کرده و کمک‌ها غالباً با شرایط سیاسی همراهند. بازسازی از ضرورت بشردوستانه به ابزار چانه‌زنی سیاسی تبدیل شده است؛ اسرائیل از کنترل مرزها برای تعیین سرعت و دامنه بازسازی استفاده می‌کند و کمک‌کنندگان فشار سیاسی بر حماس و تشکیلات خودگردان وارد می‌آورند. نتیجه این است که مردم عادی در میان خرابه‌ها گرفتارند و آینده‌شان در پایتخت‌های دور تصمیم‌گیری می‌شود؛ خطر این است که غزه هرگز کاملاً بازسازی نشود و در وضعیت «ویرانی مدیریت‌شده» باقی بماند.

جنگ بار دیگر اهمیت غزه در سیاست منطقه‌ای را برجسته کرده است. مصر به‌عنوان میانجی کلیدی ظاهر شده و قطر با کمک‌های مالی و ارتباط با حماس نقش مهمی ایفا می‌کند. برخی کشورها، غزه را سکویی برای نفوذ و مقابله با قدرت اسرائیل می‌بینند. دولت‌های غربی، به‌ویژه آمریکا و اتحادیه اروپا، مواضع تکراری دارند اما اختلاف میان شعار و واقعیت آشکار است؛ فشار غربی تغییری در رفتار اسرائیل ایجاد نکرده و مسیر قابل اعتمادی برای حل ریشه‌ای بحران ارائه نکرده است. در عین حال، جنبش‌های همبستگی جهانی قوی‌تر شده‌اند و مصونیت اسرائیل را به‌چالش می‌کشند.

غزه در یک نقطه عطف قرار دارد؛ مسیر اول ادامه ویرانی است: بازسازی ناقص، تقسیم سیاسی و حملات نظامی دوره‌ای، که اسرائیل به حمایت نظم جهانی موجود بر آن پافشاری می‌کند. مسیر دوم، هرچند ضعیف، امکان آینده متفاوت را نشان می‌دهد؛ رفع محاصره، حمایت از آشتی واقعی فلسطینیان و بازسازی بدون شرایط سیاسی، همراه با تغییر رویکرد بین‌المللی فراتر از مدیریت بحران به‌سمت پرداختن به ساختارها. مقاومت مردم غزه قابل تقدیر است اما بدون تغییر سیاسی، این مقاومت صرفاً بقا تحت محاصره بی‌پایان خواهد بود.

سرنوشت غزه تنها بر خود غزه تأثیر نمی‌گذارد؛ این آینده حرکت ملی فلسطین را شکل می‌دهد، اعتبار قدرت‌های منطقه‌ای را آزمون می‌کند و محدودیت‌های نظم بین‌المللی را آشکار می‌سازد. اینکه خرابه‌های غزه پایه نوسازی باشند یا نماد وضعیت موجود شکسته، به تصمیماتی بستگی دارد که امروز در غزه، اسرائیل و پایتخت‌های جهانی گرفته می‌شوند./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا