خاورمیانهنظام بین‌الملل و نهادها

ژئوپلیتیک قدرت و جنگ نیابتی در دریای سرخ

رقابت قدرت‌ها غرب آسیا را شکل می‌دهد.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «ژئوپلیتیک قدرت و جنگ نیابتی در دریای سرخ» نوشته فرهاد قادری در دیپلماسی ایرانی منتشر شده است، این یادداشت به بررسی رقابت راهبردی بین قدرت‌های منطقه‌ای و فراملی در غرب آسیا و پیامدهای آن برای نظم ژئوپلیتیکی منطقه می‌پردازد. ایده اصلی یادداشت، نشان‌دادن پیچیدگی و چندوجهی بودن این رقابت و تأثیر آن بر ثبات و امنیت منطقه است. در ادامه، چکیده این یادداشت را می‌خوانید.

اقدامات امارات در یمن و سودان و حمایت از نیروهای واکنش سریع، در چارچوب نظریه واقع‌گرایی به‌عنوان بازتابی از منطق بقا و حداکثرسازی قدرت در نظام بین‌المللی بی‌قاعده تحلیل می‌شود. این رفتار، محصول محاسبات عقلانی یک دولت کوچک در پی دست‌یابی به امنیت و نفوذ منطقه‌ای است تا موقعیت خود را در برابر قدرت‌های بزرگ‌تر منطقه‌ای تثبیت نماید، نه نتیجه ایدئولوژی یا ارزش‌های اخلاقی.

از منظر ژئوپلیتیک واقع‌گرایانه، کنترل تنگه باب‌المندب و سواحل دریای سرخ یک ضرورت راهبردی برای امارات است، زیرا این تنگه که بیش از ۱۰ درصد تجارت دریایی جهان و بخش قابل توجهی از انتقال انرژی را کنترل می‌کند، برای اقتصاد متکی بر تجارت و صادرات انرژی حیاتی است. مداخله در یمن و تسلط بر بنادر راهبردی مانند عدن، المخا و موکا، به امارات امکان می‌دهد در صورت بروز تنش با ایران یا رقبای منطقه‌ای، مسیرهای جایگزینی برای انتقال کالا و انرژی داشته باشد؛ این همان عمق راهبردی است که واقع‌گرایان به آن اشاره می‌کنند.

حمایت امارات از نیروهای واکنش سریع محمد حمیدتی، در سودان نمونه‌ای کلاسیک از جنگ نیابتی است که در آن دولت با استفاده از بازیگران محلی، منافع خود را پیش می‌برد و هزینه‌های مستقیم انسانی و سیاسی را کاهش می‌دهد. امارات با تأمین مالی، تسلیح و آموزش این نیروها، در واقع یک متحد وابسته در سودان ایجاد می‌کند تا منافع ابوظبی را تضمین نماید و نفوذ بلندمدت را کسب کند.

از دیدگاه واقع‌گرایی ساختاری، این اقدامات بخشی از رقابت صفر-جمع برای قدرت در غرب آسیا است. امارات با مداخله در یمن، به مقابله با نفوذ ایران می‌پردازد؛ زیرا حوثی‌ها به‌عنوان متحد جمهوری اسلامی، دسترسی ایران به آب‌های آزاد دریای سرخ و خلیج عدن را تسهیل می‌کنند و تثبیت قدرت آن‌ها به‌معنای ایجاد محاصره راهبردی برای امارات و متحدان او تلقی می‌شود. بنابراین، حمایت از مخالفان حوثی‌ها و تلاش برای تسلط بر بنادر یمن، یک ضرورت امنیتی است. در سودان نیز همین رقابت با ترکیه که به‌دنبال احیای نفوذ عثمانی و مرتبط با اخوان‌المسلمین است، وجود دارد. امارات با حمایت از نیروهای واکنش سریع که با جریان اخوانی مخالف و همسو با ابوظبی هستند، از فرصت برای افزایش قدرت نسبی و جلوگیری از پیش‌روی رقبا استفاده می‌کند، همان‌طور که واقع‌گرایان تهاجمی پیش‌بینی می‌کنند.

بُعد اقتصادی این توسعه‌طلبی نیز مهم است؛ سودان دارای منابع غنی طلا و اراضی کشاورزی و یمن دارای نفت و گاز است. از منظر واقع‌گرایی مرکانتیلیستی، قدرت اقتصادی و نظامی دو روی یک سکه هستند و امارات با کنترل این منابع و مسیرهای تجاری، هر دو بُعد را تقویت می‌کند، منطقی مشابه توجیه قدرت‌های استعماری قرن نوزدهم.

نکته دیگر دیلمای امنیتی است؛ افزایش توانمندی‌های نظامی و ایجاد پایگاه‌ها توسط امارات، احساس تهدید را در همسایگان مانند ایران، یمن، سودان و حتی عمان و عربستان برمی‌انگیزد و این امر به نوبه خود امارات را ناامن‌تر ساخته و چرخه‌ای از تشدید تنش و مسابقه تسلیحاتی را ایجاد می‌کند.

امارات همچنین از خلأ قدرت ناشی از فروپاشی دولت مرکزی یمن و بی‌ثباتی سودان پس از سقوط عمر البشیر استفاده کرده است. واقع‌گرایان معتقدند دولت‌ها موجوداتی فرصت‌طلب هستند و امارات نیز با ورود به کشورهایی با ساختار قدرت شکننده، خود را به‌عنوان بازیگر تعیین‌کننده جایگزین کرده است.

با این حال، این راهبرد بدون ریسک نیست؛ مداخله در یمن هزینه‌های مالی و انسانی بالایی برای امارات داشته و حمایت از نیروهای واکنش سریع، امارات را در معرض انتقادات بین‌المللی قرار داده است. اگر حمیدتی شکست بخورد یا علیه منافع امارات بچرخد، سرمایه‌گذاری هدر می‌رود. از منظر واقع‌گرایی دفاعی، این اقدامات ممکن است امنیت امارات را کاهش دهد.

در نهایت، اقدامات امارات در یمن و سودان بازتاب واضح منطق قدرت واقع‌گرایانه است؛ دولتی کوچک در منطقه‌ای ناامن که تلاش می‌کند با گسترش نفوذ، کنترل نقاط راهبردی، استفاده از جنگ نیابتی و بهره‌برداری از خلأ قدرت، امنیت خود را تأمین کرده و قدرت نسبی خود را در برابر رقبای بزرگ‌تر افزایش دهد. این راهبرد، فارغ از پیامدهای انسانی، از دیدگاه واقع‌گرایی یک انتخاب عقلانی و قابل پیش‌بینی با ساختار آنارشیک نظام بین‌الملل همخوانی دارد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا