خلیج فارس ناچار نیست میان ایران و اسرائیل یکی را برگزیند
ایران، شریان اقتصادی جهان را بر عهده دارد.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «خلیج فارس ناچار نیست میان ایران و اسرائیل یکی را برگزیند» نوشته عبدالله بندر العتیبی (Abdulla Banndar Al-Etaibi) در الجزیره (Aljazeera) منتشر شده است. اولویت اصلی دولتهای عربی خلیج فارس، نه جانبداری از تهران یا تلآویو، بلکه حفظ ثبات، مهار تنش و جلوگیری از فروغلتیدن منطقه به چرخهای بیپایان از جنگ است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
این دیدگاه که کشورهای حوزه خلیج فارس ناچارند میان ایران و اسرائیل یکی را انتخاب کنند، یکی از گمراهکنندهترین روایتهای غربآسیای معاصر است، زیرا واقعیتهای راهبردی منطقه و اولویتهای واقعی دولتهای خلیج فارس را نادیده میگیرد. برای این کشورها، هرگونه تشدید تنش میان ایران، اسرائیل و آمریکا، پیامدهای فوری دارد؛ زیرا حریم هوایی، مسیرهای کشتیرانی، تأسیسات انرژی، بازارهای مالی و امنیت داخلی آنان با بالا گرفتن تنش آسیبپذیر میشود. بنابراین، انتخاب واقعی کشورهای حوزه خلیج فارس نه میان تهران و تلآویو، بلکه میان پذیرش آیندهای مبتنی بر بیثباتی دائمی یا پیگیری راهبردی بر پایه توازن منطقهای و امنیت است.
در تجربههای اخیر نیز روشن شده که کشورهای حوزه خلیج فارس تا چه اندازه از جنگهای منطقهای متأثر میشوند. حتی دولتهایی که از درگیری مستقیم پرهیز میکنند، بهسرعت ممکن است به بخشی از میدان نبرد بدل شوند. هنگامی که اسرائیل در سال ۲۰۲۶ به ایران حمله کرد، دامنه درگیری از خطوط اولیه فراتر رفت و به بخشهای دیگری از خلیج فارس نیز سرایت کرد. رسیدن حملات هوایی به دوحه نشان داد که بیطرفی یا میانجیگری بهتنهایی نمیتواند کشورهای حوزه خلیج فارس را از پیامدهای تشدید بحران مصون نگه دارد. تجربه قطر نیز این آسیبپذیری را برجسته کرد؛ دوحه با وجود پیگیری سیاستی مبتنی بر میانجیگری و حفظ ارتباط با بازیگران رقیب، همچنان در معرض پیامدهای بحران گستردهتر قرار گرفت.
ایران همچنان نگرانی مهم امنیتی برای دولتهای خلیج فارس است. نفوذ تهران در غربآسیا، ارتباط آن با گروههای نیابتی مسلح، و تواناییاش در تهدید مسیرهای دریایی مانند تنگه هرمز، سالهاست که بر محاسبات امنیتی این کشورها اثر گذاشته است. با این حال، پذیرش تهدید بودن ایران بهمعنای تأیید خودکار جنگ و تشدید نظامی نیست. منافع خلیج فارس ایجاب میکند که این کشورها در کنار بازدارندگی و مهار فشار ایران، کانالهای ارتباطی با تهران را نیز حفظ کنند تا از خطای محاسبه و انفجار بحران جلوگیری شود. جنگ گسترده خسارتهای اقتصادی و سیاسی سنگینی بر زیرساختها، صادرات انرژی، اعتماد سرمایهگذاری و پروژههای توسعهای منطقه وارد خواهد کرد.
هرچند برخی دغدغههای کشورهای حوزه خلیج فارس با اسرائیل درباره ایران مشترک است، اما منافع آنان کاملاً همسو نیست. دکترین امنیتی اسرائیل بر پایه شرایط سیاسی، محاسبات نظامی و اهداف منطقهای خاص خود شکل میگیرد، در حالی که دولتهای خلیج فارس در وضعیت متفاوتی قرار دارند. هر نوع تشدید تنش از سوی اسرائیل علیه ایران ممکن است در تلآویو بهعنوان تقویت بازدارندگی دیده شود، اما برای خلیج فارس میتواند به افزایش هزینه بیمه، تهدید زیرساختهای انرژی، اختلال در کشتیرانی، حملات سایبری و تنشهای داخلی منجر شود. از این رو، همسویی خودکار با اسرائیل از نظر راهبردی پرخطر است.
نزدیکی بیش از حد به اسرائیل در رویارویی با ایران، میتواند دولتهای خلیج فارس را به ابزار اجرای دستورکار امنیتی کشوری دیگر تبدیل کند و مسئله فلسطین را که هنوز در جهان عرب از اهمیت عمیق برخوردار است، به حاشیه براند. در عین حال، کشورهای خلیج فارس با وجود تفاوت در سیاست خارجی، همگی به امنیت منطقهای وابستهاند. عربستان، امارات، قطر، کویت، عمان و بحرین هر یک رویکردی متفاوت اتخاذ کردهاند، اما همگی برای رفاه اقتصادی و امنیت ملی خود به ثبات نیاز دارند.
امنیت دریایی برای خلیج فارس اهمیت ویژهای دارد، زیرا تنگه هرمز، خلیج عمان و بابالمندب شریانهای اصلی تجارت جهانی، صادرات انرژی و واردات غذایی هستند. حفاظت از این مسیرها تنها با زور نظامی ممکن نیست، بلکه مستلزم سامانههای قوی ارتباط بحران، تبادل اطلاعات، دفاع سایبری، هشدار زودهنگام و هماهنگی دیپلماتیک است. بهترین راهبرد برای خلیج فارس نه همپیمانی با ایران است و نه شراکت بیچونوچرا با اسرائیل، بلکه اولویتدادن به منافع خود، پاسداری از حاکمیت، حفظ ثبات اقتصادی و ایفای نقش توازنبخش در منطقهای است که پیوسته به سوی منازعه میلغزد./ منبع



