امنیت و دفاعخاورمیانه

از هرمز تا باب‌المندب: طرح بزرگ جدید ایران برای کنترل شاهراه‌های جهانی

ایران با تبدیل «محور مقاومت» به یک اکوسیستم یکپارچه و فعال‌سازی همزمان تنگه‌های هرمز و باب‌المندب، در حال ایجاد یک اهرم فشار راهبردی جدید علیه آمریکا و متحدانش است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «از هرمز تا باب‌المندب: طرح بزرگ جدید ایران برای کنترل شاهراه‌های جهانی» به قلم ندوه الدوسری (Nadwa Al-Dawsari) و آرمان محمودیان (Arman Mahmoudian) در مؤسسه خاورمیانه (Middle East Institute) منتشر شده است. این تحلیل به بررسی تکامل راهبردی «محور مقاومت» پس از جنگ اخیر می‌پردازد و استدلال می‌کند که ایران با فعال‌سازی همزمان دو شاهراه دریایی هرمز و باب‌المندب از طریق حوثی‌ها، در حال ایجاد یک «کمربند امنیتی» جدید و یک اهرم فشار چندجانبه علیه آمریکا و متحدان منطقه‌ای آن است. در ادامه، خلاصه این یادداشت را می‌خوانید.

جنگ اخیر میان ایران و ائتلاف آمریکا و اسرائیل، با یک شگفتی بزرگ همراه بود: نه خود جنگ، بلکه توانایی مؤثر ایران در بستن تنگه هرمز و تداوم این انسداد به‌رغم همه خسارات. این رویداد، ارزش راهبردی شاهراه‌های دریایی را در رویارویی تهران با واشنگتن به اثبات رساند. اکنون، با تشدید مجدد تنش‌ها، کارزار فشار ایران از هرمز فراتر رفته و با اعلام محاصره دریایی کشتی‌های عربستان در دریای سرخ توسط انصارالله یمن، تنگه باب‌المندب به دومین نقطه فشار تهران تبدیل شده است. این راهبرد جدید که توسط مقامات ایرانی «کمربند امنیتی محور مقاومت» نامیده می‌شود، از تنگه هرمز تا باب‌المندب امتداد یافته و هدف آن، گسترش اهرم فشار ایران بر تجارت جهانی و امنیت انرژی منطقه است. برای تحقق این هدف، تهران به شدت بر متحد خود در یمن، یعنی انصارالله، تکیه کرده است.

یکی از گام‌های کلیدی در این راستا، برقراری یک کریدور هوایی مستقیم میان تهران و صنعا برای اولین بار در بیش از یک دهه گذشته بود. این پروازها که با هواپیماهای ایرانی انجام شد، به رغم تلاش‌های عربستان برای ممانعت از آن، با موفقیت صورت گرفت و به گفته گزارش‌ها، علاوه بر هیئت‌های سیاسی، فرماندهان سپاه، مستشاران نظامی و قطعات موشک و پهپاد را نیز به یمن منتقل کرده است. انصارالله با تهدید به پاسخگویی جامع علیه فرودگاه‌ها و منافع حیاتی عربستان، نشان داد که آماده است از این کریدور هوایی با زور محافظت کند. این اقدام صرفاً یک تحول لجستیکی نیست، بلکه بخشی از راهبرد گسترده‌تر ایران برای تبدیل دوره‌های رویارویی به فرصت‌هایی برای تثبیت دستاوردها و تقویت اهرم‌های منطقه‌ای است. ایران با استفاده از انصارالله برای افزایش هزینه‌ها بر عربستان، به عنوان شریک کلیدی آمریکا، اهرم فشار بیشتری بر واشنگتن به دست می‌آورد.

این تحولات نشان‌دهنده تکامل «محور مقاومت» از یک شبکه عمدتاً بازدارنده نامتقارن به یک «جبهه مقاومت یکپارچه» و هماهنگ‌تر است. جنگ اخیر نشان داد که تهران قادر است چندین شریک محور مقاومت، از حزب‌الله در لبنان گرفته تا شبه‌نظامیان عراقی را به صورت همزمان برای پیگیری اهداف مشترک فعال کند. نقش محدود انصارالله در جنگ اخیر نیز نه نشانه بی‌میلی، بلکه یک محاسبه راهبردی از سوی ایران برای حفظ این دارایی ارزشمند برای نقشی راهبردی‌تر در آینده بود. سرمایه‌گذاری بلندمدت ایران در یمن که از سال ۲۰۱۴ با آموزش نیروها و از سال ۲۰۱۹ با تأمین قابلیت‌های ضدکشتی آغاز شد، اکنون به ثمر نشسته است. محور مقاومت دیگر یک مدل «مرکز و پیرامون» نیست، بلکه در حال تبدیل شدن به یک «اکوسیستم» یکپارچه است که در آن شرکا می‌توانند قابلیت‌های خود را تولید کرده و یکدیگر را تقویت کنند و حتی نفوذ خود را به شاخ آفریقا گسترش دهند.

در حالی که توجه بین‌المللی بر تنگه هرمز و فعالیت‌های هسته‌ای ایران متمرکز است، تهران و محور مقاومت در حال تطبیق با محیط پس از جنگ و زمینه‌سازی برای مرحله بعدی رقابت منطقه‌ای هستند. تصویر بزرگ‌تر، ساختار آرام یک شبکه غیرمتمرکز، خودکفا و انعطاف‌پذیر است که قادر به ایجاد منابع متعدد و به‌هم‌پیوسته از اهرم‌های راهبردی در سراسر غرب آسیا و دریای سرخ است؛ مدلی که از بین بردن آن با فشارهای نظامی یا اقتصادی متعارف بسیار دشوار است./منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا