گروگانها، قبایل رقیب و وعدههای توخالی: نقطه بحرانی بعدی غرب آسیا
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «گروگانها، قبایل رقیب و وعدههای توخالی: نقطه بحرانی بعدی غرب آسیا» به قلم اودد آیلام (Oded Ailam) در مرکز امور خارجی و امنیتی اورشلیم Jerusalem Center for Security and Foreign Affairs)) منتشر شده است. این مقاله به بررسی تحولات دیپلماتیک اخیر پیرامون بحران گروگانها در غزه، نقش قطر بهعنوان مرکز مذاکرات پشت پرده و تأثیر تنشهای درونی و منطقهای بر آینده توافقات پرداخته است. مضمون کلی مقاله آن است که هرچند ظواهر دیپلماتیک بین ایالات متحده، اسرائیل و قطر امید به پیشرفت ایجاد کرده، اما واقعیتهای سیاسی و اجتماعی داخلی غزه و تجربه ناموفق توافقات قبلی، از جمله معامله ترامپ در دوحه با طالبان، نشان میدهد تحقق صلح واقعی دشوارتر از آن است که در نشستهای خبری وعده داده میشود. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
تضاد آشکار در کنفرانس مطبوعاتی کاخ سفید را شاهد بودیم؛ جایی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، خسته و نامتمرکز ظاهر شد و سخنانش فاقد انسجام لازم بود؛ در حالی که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، آرام و هدفمند ایستاده و تفاوت روند ذهنی و رویکردی دو رهبر سیاسی کاملاً مشخص بود. با این حال، مرکز واقعی مذاکرات نه واشنگتن بلکه دوحه بوده است؛ جاییکه رهبران حماس پس از سوءقصد نافرجام، احتمالاً در بیمارستانی گردهم آمدند و توافقات پشتپرده رقم خورد. این اجتماع شباهتی با توافقات قبلی دوحه از جمله معامله ترامپ با طالبان دارد که در زمان خود یک موفقیت تاریخی تصور میشد اما عملاً پس از خروج نیروهای آمریکایی کاملاً فروپاشید و طالبان بهسرعت به وضعیت پیشین بازگشت.
موقعیت فعلی اسرائیل، حداقل در ظاهر، دستاورد بزرگی بهشمار میآید؛ چرا که دولت ایالات متحده عمدتاً مواضع اسرائیل را پذیرفته و حمایت کامل خود را وعده داده است. با وجود این، موفقیت توافقات بر روی زمین محتمل نیست؛ زیرا گروه حماس همچنان با گروگانگیری، ابزار چانهزنی خود را حفظ کرده و آزادی فوری همه گروگانها طی ۷۲ ساعت غیرواقعی ارزیابی میشود. حتی اگر سندی امضا شود، همواره بهانههایی برای تأخیر یا اجتناب از اجرای توافق وجود دارد؛ از جمله مشکلات یافتن برخی گروگانها یا ادعای نقص فنی.
بحث خلع سلاح حماس و تحویل سلاحها، منفجرکنندهترین چالش پیشرو است. اسرائیل و ایالات متحده اصرار دارند اما برای حماس موضوع بقای سیاسی و امنیتی است. در هفتههای اخیر، با کاهش اقتدار حماس و مهاجرت جمعیت به جنوب، ترس اصلی رهبران غزه نه حملات اسرائیل بلکه قبایل محلی قدرتمند شده است؛ چرا که ممکن است به تسویهحسابهای شخصی یا تصرف منابع مالی حماس اقدام کنند. در این ساختار اجتماعی، هرگونه توافق که بقای حماس را تهدید کند، با مقاومت و کنش فوری روبهرو خواهد شد، چون هرج و مرج خطر بزرگتری از دشمن بیرونی بهشمار میرود.
در نتیجه، روزهای آینده آرام نخواهد بود و حتی اگر مقدمات آزادی گروگانها تعیین شود، قطعیت اجرا وجود ندارد. تجربه توافقهای نمادین مانند معامله نخست با طالبان در دوحه نشان داده است که مراسم پرشکوه و متون مکتوب هرگز با پیچیدگیهای عمیق مناقشه و واقعیتهای اجتماعی همعرض نخواهند شد. امید به تحقق صلح رویکردی جذاب اما توهمآمیز در مواجهه با رفتار واقعی بازیگران محلی است و خستگی و فرسودگیای که در چهره ترامپ دیده شد، بازتاب خستگی عمیقتر جهانیان از تکرار این چرخههای تراژیکمدی است./ منبع



