جنگ ایران چگونه پایان مییابد؟ سه گزینه تلخ برای کاخ سفید
آمریکا در جنگ با ایران میان سه گزینه تشدید تنش پرهزینه، عقبنشینی تحقیرآمیز و تداوم بنبست فرسایشی کنونی گیر افتاده و هیچکدام از این مسیرها به یک پیروزی قاطع منجر نمیشود.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «جنگ ایران چگونه پایان مییابد؟ سه گزینه تلخ برای کاخ سفید» به قلم مایکل فرومن (Michael Froman) در شورای روابط خارجی (Council on Foreign Relations) منتشر شده است. این تحلیل به بررسی سه گزینه راهبردی ناخوشایند پیش روی دونالد ترامپ در جنگ ایران میپردازد: تشدید نظامی پرخطر، عقبنشینی و پذیرش شکست سیاسی، یا ادامه بنبست فرسایشی کنونی. نویسنده استدلال میکند که با توجه به هزینهها و خطرات دو گزینه اول، محتملترین سناریو، تداوم وضعیت فعلی است. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
پس از ماهها درگیری در عملیات «خشم حماسی»، پرسش اصلی دیگر نه هزینه جنگ، بلکه چگونگی پایان آن است. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، اکنون با سه گزینه ناخوشایند روبروست: تشدید نظامی، عقبنشینی مصالحهآمیز و ادامه بنبست آشفته کنونی. اولین گزینه، یافتن راه خروج از طریق تشدید درگیری است. ترامپ با بیان اینکه «ایران هنوز به اندازه کافی درد نکشیده»، به طور جدی به ازسرگیری حملات سنگین و مستمر، مشابه روزهای آغازین عملیات، فکر میکند. این رویکرد میتواند شامل حمله به زیرساختهای حیاتی ایران مانند تأسیسات نفت و گاز، نیروگاهها و آبشیرینکنها باشد، اما منطق بیرحمانه چنین حملاتی آشکار است: این اقدامات میتواند یک بحران انسانی در ایران ایجاد کند، جایگاه اخلاقی آمریکا را لکهدار سازد و جعبه پاندورای یک «جنگ تمامعیار» را باز کند که در آن، زیرساختهای کشورهای خلیج فارس در صدر فهرست اهداف ایران قرار خواهند گرفت. گزینههای دیگر مانند اعزام نیروی زمینی برای تصرف جزیره خارک یا هدف قرار دادن مجدد رهبران ارشد ایران نیز با خطرات بزرگ و بدون تضمین تسلیم شدن تهران همراه است.
گزینه دوم، عقبنشینی است که در عمل، خطر تبدیل شدن به «تسلیم» را در پی دارد. در این سناریو، آمریکا حضور نظامی خود را به میزان قابل توجهی کاهش میدهد، ادعای پیروزی میکند و تا حدی کنترل ایران بر تنگه هرمز را میپذیرد. هزینههای جنگ از هماکنون بالا رفته است، تاکنون هجده سرباز آمریکایی کشته و نزدیک به ۴۵۰ نفر زخمی شدهاند و نظرسنجیهای جدید نشان میدهد که ۶۸ درصد آمریکاییها معتقدند این جنگ «ارزش جنگیدن» را نداشته است. علاوه بر این، هزینههای راهبردی مانند تحلیل رفتن ذخایر مهمات و خروج نیروها از مناطق اولویتدار مانند اقیانوس هند و آرام، میتواند چین را به اقدامات فرصتطلبانه در تنگه تایوان تشویق کند. با این حال، پذیرش این گزینه از نظر سیاسی بسیار دشوار است، زیرا ایران را در موقعیتی قرار میدهد که میتواند همچنان تنگه هرمز را به میل خود کنترل کند و اعتماد شرکای منطقهای به آمریکا به عنوان ضامن امنیت را به کلی از بین میبرد.
با توجه به جذاب نبودن هر دو گزینه تشدید و عقبنشینی، قابل درک است که ترامپ تلاش کرده یک مسیر میانی را ترسیم کند: یک راهبرد «این به آن در» که شامل حملات متقابل و ارائه همزمان پیشنهادات دیپلماتیک است، اما مشخص نیست که این رویکرد در هیچکدام از این دو جبهه موفق شود. هزینهها هر روز در حال افزایش است و نتیجه نهایی به دور از وضوح است. بنابراین، با توجه به خطرات رویکردهای تهاجمیتر یا مسالمتآمیزتر، درگیری کنونی در تنگه هرمز ممکن است به یک «وضعیت عادی جدید» تبدیل شود. در این وضعیت، تنگه هرمز نه کاملاً باز است و نه کاملاً بسته، آتشبس تقریباً هر روز با حملاتی نقض میشود و قیمت نفت بالاست، اما هنوز برای اقتصاد جهانی فلجکننده نیست. در غیاب یک پیشرفت قاطع در جبهه نظامی یا دیپلماتیک، این وضعیت در حال تثبیت شدن است. این بنبست که پنج ماه از آن میگذرد، به احتمال زیاد تا پایان سال ادامه خواهد یافت و هر ماه که تداوم مییابد، احتمال بقای آن در ماههای بعد نیز بیشتر میشود./منبع



