چرا ایران هرگز سلاحهای هستهای خود را رها نخواهد کرد؟
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چرا ایران هرگز سلاحهای هستهای خود را رها نخواهد کرد؟» نوشته امین شریفی (Amin Sharifi) و منتشرشده در اندیشکده گیتاستون (Gatestone Institute)، با نگاهی تحلیلی به باورهای ایدئولوژیک و ساختار سیاسی جمهوری اسلامی ایران، تأکید میکند که حکومت ایران، با تکیه بر مشروعیتی الهی و آموزههای دینی، برنامه هستهای خود را نهتنها ابزاری سیاسی، بلکه عنصری مقدس و غیرقابل مذاکره میداند. در ادامه، خلاصه این مطلب آمده است.
ایران بهصراحت بر این باور است که بقای نظام و مأموریت ایدئولوژیک آن به دستیابی به سلاح هستهای وابسته است. تجربه کشورهای لیبی و اوکراین که پس از کنار گذاشتن برنامههای هستهای خود مورد حمله و تهدید قرار گرفتند، در دیدگاه نخبگان ایرانی درس عبرتی جدی محسوب میشود. هدف اصلی حکومت، دستیابی به بمب هستهای است و این هدف نه صرفاً یک راهبرد امنیتی، بلکه نقطه مرکزی ایدئولوژی و تبلیغات حکومت است.
رهبری جمهوری اسلامی ایران تنها یک مقام سیاسی نیست، بلکه به عنوان یک شخصیت الهی تلقی میشود که مشروعیتش نه از مردم، بلکه از خداوند نشأت میگیرد. نظام ولایت فقیه که توسط آیتالله خمینی پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ بنیان گذاشته شد، حکومتی مطلقه است که قدرت را مستقیماً از خداوند میداند و از طریق روحانیون که به عنوان نمایندگان امام زمان (عج) هستند، دستورات را اعمال میکند. در چنین ساختاری، رئیسجمهور و مجلس فقط بازیگران نمایشیاند و تصمیمات کلان در دست رهبری است که بر قوای قضاییه، نیروهای مسلح و سیاست خارجی تسلط کامل دارد. انتخابات تنها به شکلی تشریفاتی برگزار میشود و وجود جمهوری در ایران بیشتر نمادین است.
غرب هنوز ماهیت این حکومت را به درستی درک نکرده است؛ جمهوری اسلامی ایران فراتر از یک دولت استبدادی، یک جنبش مذهبی با دیدگاه دوگانه و قطبی نسبت به جهان است که تاریخ را بهعنوان صحنه نهایی نبرد میان مؤمنان و کافران میبیند. بر همین اساس، برنامه هستهای ایران نه یک موضوع قابل مذاکره بلکه امری مقدس و ضروری برای آمادهسازی نظامی و معنوی در برابر «نبرد نهایی» است.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، بازوی نظامی رژیم، با تفسیرهای رادیکال از قرآن، به ویژه آیه ۸ سوره انفال، نهتنها به دفاع بلکه به توسعه سلاح هستهای به عنوان یک تکلیف دینی نگاه میکند. این آیه برای سپاه پاسداران به معنای لزوم تجهیز نظامی و ایجاد ترس در دشمنان است و سلاح هستهای در این نگرش هم سپری دفاعی و هم ابزاری الهی برای مبارزه در روزهای آخرالزمان است.
در این نظام، فریب و نیرنگ، نه رفتار غیر اخلاقی بلکه تاکتیکی راهبردی محسوب میشود. آموزه تقیه به حکومت اجازه میدهد تا در برابر کفار به دروغ متوسل شود تا بقای خود را تضمین کند. این نگاه با حدیث پیامبر اسلام که «جنگ نیرنگ است» نیز همخوانی دارد و به همین دلیل هرگونه توافق، چه کتبی و چه شفاهی، از نظر حکومت ایران غیرقطعی و صرفاً ابزاری تاکتیکی است.
دیپلماتهای غربی هنوز با یک دولت استبدادی سنتی طرف نیستند، بلکه با یک جنبش مذهبی مطلقه روبهرو هستند که از معاهدات به عنوان پوششی برای پیشبرد اهداف خود بهره میبرد. توافق برجام در دوره اوباما، در واقع یک ترفند ایرانی برای به تعویقانداختن برنامههای هستهای و بهرهبرداری از سادگی و ناآگاهی طرف غربی بود. سکوت دولت اوباما در مقابل اعتراضات مردمی ایران در سال ۲۰۰۹ نشاندهنده اولویت حفظ مذاکرات هستهای بر حمایت از آزادیخواهان بود که به تقویت حکومت انجامید.
در نقطه مقابل، خروج ترامپ از برجام در ۲۰۱۸ و ترور سردار قاسم سلیمانی، تغییر قابل توجهی در سیاست آمریکا به وجود آورد که نشان داد حکومت تنها زبان قدرت را میفهمد. اما بازگشت سیاستهای تعامل دولت بایدن باعث جسارت بیشتر حکومت شده است، بهگونهای که حمایت از روسیه در جنگ اوکراین، پشتیبانی از حمله حماس به اسرائیل و حملات موشکی و پهپادی مستقیم به اسرائیل نمونههایی از این رفتار بیپروا هستند.
هدف ایران در این شرایط ساده است: زمان بخرد، مذاکرات را کش دهد و در این فرصت بمب هستهای خود را تولید کند و سامانههای دفاعی را که اسرائیل تخریب کرده بازسازی نماید. در حالی که غرب سرگرم دیپلماسی کاذب است، ایران سانتریفیوژهای پیشرفتهتر به کار گرفته، غنیسازی را تا سطوح تسلیحاتی افزایش داده و تأسیسات زیرزمینی گستردهتری ساخته است.
واقعیت تلخ آن است که توافق جدید صرفاً زمان و پوششی به حکومت میدهد تا برنامه هستهای خود را با روشهای پیچیدهتر پیش ببرد و بحرانها و تنشهای جدیدی را به وجود آورد تا توجه جهانیان را منحرف کند. برنامه هستهای ایران باید به طور کامل و دائمی تعطیل شود. حتی اگر انگیزههای ایدئولوژیک در کار نبود، فساد، ناکارآمدی و سوء مدیریت گسترده در نظام ایران، آن را برای اداره تاسیسات هستهای کاملاً نامناسب میسازد. انتصابها بر پایه روابط خانوادگی و حزبی است و هیچ پاسخگویی و شفافیتی وجود ندارد.
هیچکس نمیخواهد شاهد فاجعهای مشابه چرنوبیل یا حتی بدتر ناشی از ناتوانی یا نیات ایدئولوژیک ایران باشد. نظام ایران نه قابل اصلاح است و نه قابل اعتماد. این حکومت هرگز به طور داوطلبانه جاهطلبیهای هستهای خود را کنار نخواهد گذاشت، زیرا این اهداف تنها سیاسی نیستند بلکه در ریشههای دینی و الهیاتی آن جای دارند.
روزی که جهان بشنود ایران آماده استفاده از بمب هستهای خود است، نقطه عطفی خواهد بود که همه چیز را برای همیشه تغییر میدهد./ منبع



