پایداری ایران مزیت تعیینکننده آن است
حاکمیت ایران آمادگی بالاتری نسبت به ترامپ برای تحمل هزینههای جنگ دارد.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «پایداری ایران مزیت تعیینکننده آن است» نوشته رئول مارک گرشت (Reuel Marc Gerecht) و ری تکیه (Ray Takeyh) در وال استریت ژورنال (Wall Street Journal) منتشر شده است. این یادداشت، به بررسی ارزیابی ابعاد تقابل میان واشنگتن و تهران میپردازد. این متن تاکید دارد که تابآوری بالای حاکمیت ایران در برابر فشارهای سختافزاری و تمایل آن به مقاومت، مزیتی کلیدی در برابر راهبردهای دونالد ترامپ ایجاد کرده است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
تحلیل ابعاد تقابل کنونی میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران نشاندهنده وجود یک مزیت راهبردی و ساختاری به نفع تهران در صحنه منازعه است. این برتری بیش از آنکه متکی بر تجهیزات و فناوریهای پیشرفته نظامی باشد، ریشه در اراده سیاسی، تحمل هزینههای سنگین انسانی و اقتصادی، و آستانه درد بالای نخبگان حاکم بر ایران دارد. در مقابل، تصمیمگیریهای سیاسی در واشنگتن تحت تأثیر افکار عمومی، اولویتهای اقتصادی کوتاهمدت و ملاحظات انتخاباتی قرار دارد؛ امری که امکان پایداری و تحمل هزینههای طولانیمدت را برای دولت دونالد ترامپ محدود میسازد.
تاریخچه چهار دهه گذشته نشان میدهد که بدنه عقیدتی و ساختارهای امنیتی-نظامی در ایران بارها در برابر آزمونهای سخت سختافزاری آزمایش شده و از آن به عنوان ابزاری برای تثبیت هویت خود بهره بردهاند. تجربه جنگ هشتساله در دهه ۱۹۸۰ با تلفات گسترده و فشارهای فوقالعاده بر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و متعاقباً حضور فعال در بحرانهای منطقهای از جمله جنگ داخلی سوریه، نسلی از نیروهای امنیتی و فرماندهان را شکل داده که تقابل مستقیم را نه یک تهدید ناخواسته، بلکه بخشی از وظیفه ایدئولوژیک و الگوی زیست تحلیلی خود میدانند. این تجربه تاریخی سبب شده تا بدنه دفاعی و امنیتی ایران، رویکرد مقاومت در برابر فشار خارجی را مزیتی جامعهشناختی و سازمانیافته تلقی کند.
در وضعیت کنونی، مواجهه با ایالات متحده و اسرائیل به عنوان فضایی برای تحکیم همبستگی درونی میان نیروهای حامی نظام و انسجام جبهه مقاومت نگریسته میشود. همین نگرش باعث شده تا تهدیدات نظامی و فشارهای حداکثری آمریکا نتواند محاسبات پایهای تهران را تغییر دهد. در سوی دیگر، رفتارهای متناقض و اتکای واشنگتن بر ابزارهایی نظیر انسداد دریانوردی یا تهدید به وضع عوارض ترانزیتی، نشاندهنده نگرانی واشنگتن از پیامدهای مستقیم جنگ بر بازار انرژی و افکار عمومی داخلی است.
در نهایت، تفاوت بنیادی در سطح آمادگی برای پرداخت هزینه و تحمل بحرانهای طولانیمدت، چالشهای پیچیدهای را برای الگوی بازدارندگی ایالات متحده ایجاد کرده است. تا زمانی که محاسبات واشنگتن بر اساس برتری ابزارهای نظامی صورت گیرد و از مؤلفه پایداری و اراده طرف مقابل غفلت شود، موازنه اقتدار در این منازعه به نفع طرفی سنگینی خواهد کرد که تحمل بیشتری در برابر فشارهای ناشی از جنگ دارد. این ناهمگونی در آستانه تحمل درد، میتواند توان مانور و تأثیرگذاری ابزارهای تنبیهی آمریکا را در ابعاد منطقهای بهشدت محدود سازد و استراتژیهای کاخ سفید را با بنبست تحلیلی مواجه کند./منبع



