امنیت و دفاعخاورمیانه

جنگ ایران و بحران هویت ناتو

جنگ ایران بحران هویت و شکاف‌های ساختاری ناتو را آشکار کرد.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «جنگ ایران و بحران هویت ناتو» نوشته علی عبدی پور و منتشرشده در شورای راهبردی آنلاین، پیامدهای جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران را برای انسجام، کارآمدی و جهت‌گیری راهبردی ناتو بررسی می‌کند و آن را عامل آشکارشدن شکاف آمریکا و اروپا، محدودیت‌های عملیاتی و ابهام مأموریتی این ائتلاف می‌داند. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.

جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران، به جای آنکه نقش ناتو را به عنوان یک چارچوب منسجم امنیتی تثبیت کند، ضعف‌های انباشته این ائتلاف را در معرض دید قرار داد. این بحران نشان داد ناتو در مواجهه با تهدیدهایی که هم‌زمان امنیت انرژی، مسیرهای دریایی، زنجیره‌های تأمین، مهاجرت و فضای سایبری را دربر می‌گیرند، فاقد توانایی کافی برای مدیریت یک پاسخ هماهنگ و پایدار است. اختلال در مسیرهای انرژی و نگرانی از امنیت کشتیرانی در خلیج فارس و دریای سرخ، آسیب‌پذیری منافع اقتصادی اعضا را برجسته کرد و نشان داد منطق بازدارندگی نظامی، به تنهایی پاسخگوی بحران‌های چندلایه نیست.

در سطح عملیاتی نیز کارآمدی تجهیزات و سامانه‌های دفاعی غربی زیر سؤال رفت. پدافندهای پرهزینه مستقر در منطقه نتوانستند در برابر روش‌های ترکیبی و چندوجهی ایران، بازدارندگی مورد انتظار را ایجاد کنند. این وضعیت، تصور برتری فناورانه تضمین‌شده را تضعیف کرد و بر اعتماد بازیگران منطقه‌ای به توان مداخله و حفاظت ناتو اثر گذاشت. نتیجه، صرفاً یک ناکامی تاکتیکی نبود؛ بلکه یادآور این واقعیت بود که فناوری نظامی بدون انسجام سیاسی، آمادگی راهبردی و شناخت دقیق از محیط بحران، مزیت تعیین‌کننده ایجاد نمی‌کند.

هم‌زمان، جنگ ایران شکاف میان آمریکا و اروپا را آشکارتر ساخت. واشنگتن با مجموعه‌ای از اولویت‌های متعارض روبه‌رو است: رقابت با چین در هند و اقیانوس آرام، درگیری‌های غرب آسیا و فشارهای سیاسی و اقتصادی داخلی. در چنین شرایطی، بسیاری از دولت‌های اروپایی با تردید بیشتری به دوام تضمین‌های امنیتی آمریکا نگاه می‌کنند و نگران‌اند که در بحران‌های بعدی، هزینه‌های اصلی بی‌ثباتی را بدون برخورداری از نقش مؤثر در تصمیم‌گیری بپردازند. این بی‌اعتمادی، پایه اتحاد فراآتلانتیک را که بر اتکای اروپا به قدرت آمریکا استوار بوده، فرسوده می‌کند.

افزایش بودجه‌های دفاعی اروپا نیز در این چارچوب بیش از آنکه نشانه قدرت تازه باشد، واکنشی به نگرانی و احساس ناامنی است. کشورهای اروپایی به سمت توسعه صنایع دفاعی، افزایش تولید مهمات و تقویت سامانه‌های پدافندی حرکت می‌کنند، زیرا نمی‌خواهند امنیت خود را کاملاً به اراده سیاسی واشنگتن گره بزنند. این روند می‌تواند به استقلال نسبی اروپا در حوزه دفاعی کمک کند، اما در کوتاه‌مدت اختلاف بر سر نقش‌ها، هزینه‌ها و اولویت‌ها را تشدید خواهد کرد.

بحران هویت ناتو از گسترش پیوسته دامنه دغدغه‌های آن نیز قابل مشاهده است. ائتلافی که برای دفاع از حوزه آتلانتیک شکل گرفت، اکنون از روسیه و چین تا تنگه هرمز، دریای سرخ، قطب شمال و هند و اقیانوس آرام را در محاسبات خود وارد می‌کند. این گستردگی، به جای افزایش کارآمدی، خطر پراکندگی مأموریت و فرسایش منابع را بالا می‌برد. هرچه موضوعات و جغرافیای مداخله وسیع‌تر شود، دستیابی به اجماع میان اعضا دشوارتر خواهد شد.

در نهایت، مسئله اصلی ناتو کمبود بودجه یا تجهیزات نیست، بلکه فقدان توافق روشن بر سر مأموریت، تهدیدهای اولویت‌دار و حدود مسئولیت آن است. جنگ ایران این ابهام را پررنگ کرد و نشان داد تلاش برای حضور هم‌زمان در چند بحران، بدون راهبرد مشترک، می‌تواند به کاهش انسجام و تشدید ناتوانی تصمیم‌گیری منجر شود./منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا