انتخاب سردبیرخارجیخاورمیانهنظام بین‌الملل و نهادها

ایران و راه‌های نرفته‌اش

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «ایران و راه‌های نرفته‌اش» به قلم ولی نصر (Vali Nasr) در فارن افرز (Foreign Affairs) منتشر شده است. این مقاله به بررسی چهار دهه تنش میان ایران و ایالات متحده پرداخته و نشان می‌دهد که چگونه فرصت‌های کاهش خصومت بین دو کشور از دست رفته‌اند، اما همچنان امکان دیپلماسی برای بهبود روابط وجود دارد. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.


ایران از آغاز، ایالات متحده را دشمن اصلی خود و «شیطان بزرگ» می‌دانست که با حمایت از کودتای سال ۱۳۳۲ و رژیم پهلوی، استقلال ایران را تضعیف کرد. ایران برای جلوگیری از مداخله آمریکا، سیاست خارجی خود را بر اخراج این کشور از غرب آسیا متمرکز کرد و از گروه‌های شبه‌نظامی و دولت‌های منطقه‌ای حمایت نمود. در مقابل، ایالات متحده با ایجاد اتحادهای منطقه‌ای، پایگاه‌های نظامی و تحریم‌های اقتصادی، راهبرد مهار ایران را دنبال کرد. این تنش‌ها در سال‌های اخیر با ترور قاسم سلیمانی در ژانویه ۲۰۲۰ و حملات اخیر آمریکا به سه سایت هسته‌ای ایران با ده‌ها موشک کروز و بمب‌های ۳۰هزارپوندی در جنگ دوازده‌روزه ژوئن به اوج رسید.

با وجود این خصومت‌ها، تقابل کنونی اجتناب‌ناپذیر نبود. پس از حملات یازده سپتامبر، ایران و آمریکا در افغانستان همکاری کردند. ایران با محکوم‌کردن حملات، حمایت از ائتلاف شمال و ارائه اطلاعات و پشتیبانی لجستیکی، به سقوط طالبان کمک کرد. در «کنفرانس بُن» در دسامبر ۲۰۰۱، دیپلمات‌های ایرانی، از جمله جواد ظریف، با همکاری آمریکا، زمینه‌ساز تشکیل دولت دموکراتیک در افغانستان شدند. اما این همکاری با سخنرانی جورج بوش در ژانویه ۲۰۰۲ که ایران را بخشی از «محور شرارت» نامید، متوقف شد. در سال ۲۰۰۳، پیشنهاد محمد خاتمی برای مذاکره جامع، شامل مسائل هسته‌ای و منطقه‌ای، از سوی واشنگتن رد شد، که ایران را به گسترش برنامه هسته‌ای و سیاست‌های تهاجمی‌تر منطقه‌ای سوق داد.

در سال ۲۰۱۵، توافق برجام با حضور ایران، آمریکا، چین، روسیه و سه قدرت اروپایی امضا شد. این توافق، برنامه هسته‌ای ایران را برای حداقل یک دهه محدود کرد و یازده گزارش آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، پایبندی ایران را تأیید نمودند. برجام می‌توانست به کاهش تنش‌ها و تقویت میانه‌روها در ایران منجر شود، اما خروج آمریکا در سال ۲۰۱۸ توسط دونالد ترامپ و اعمال فشار حداکثری، ایران را به ازسرگیری غنی‌سازی اورانیوم و اقدامات تهاجمی در منطقه، از جمله حمله به تأسیسات نفتی عربستان در سپتامبر ۲۰۱۹، واداشت. ترور سلیمانی در سال ۲۰۲۰ تنش‌ها را به آستانه جنگ رساند. دولت بایدن نیز با ادامه سیاست فشار حداکثری و تأخیر در احیای برجام، فرصت کاهش تنش‌ها را از دست داد. ایران در پاسخ، غنی‌سازی اورانیوم تا ۶۰ درصد را آغاز کرد و در سال ۲۰۲۲ از جنگ روسیه در اوکراین حمایت نمود.

به‌تازگی، موقعیت منطقه‌ای ایران تضعیف شده است. حملات اسرائیل به حماس و حزب‌الله و سقوط حکومت بشار اسد در دسامبر ۲۰۲۴، ایران را بدون متحد کلیدی منطقه‌ای گذاشت. جنگ دوازده‌روزه و حملات به تأسیسات هسته‌ای، آسیب‌پذیری ایران را نشان داد. اکنون فرصت دیپلماسی برای جلوگیری از هسته‌ای‌شدن ایران و تغییر سیاست‌های منطقه‌ای آن وجود دارد. دیپلماسی هسته‌ای می‌تواند اعتمادسازی کند و روابط را بهبود بخشد، مشروط بر اینکه هر دو طرف با صبر و دوراندیشی عمل کنند./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا