چرا سیاست ایالات متحده در قبال کرانه باختری در نقطه عطف قرار دارد
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «چرا سیاست ایالات متحده در قبال کرانه باختری در نقطه عطف قرار دارد»، به قلم اسکات ام. فلتمن (Scott M. Feltman) در بوستون گلوب (Boston Globe) منتشر شده است. این مقاله به بررسی تغییر رویکرد ایالات متحده نسبت به شهرکسازیهای اسرائیل در کرانه باختری و احتمال بهرسمیتشناختن ادعای اسرائیل بر این منطقه میپردازد. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
در سال ۲۰۱۷، دیوید فریدمن، سفیر وقت ایالات متحده در اسرائیل، با وجود هشدار وزارت امور خارجه، در رویدادی به دعوت بنیامین نتانیاهو در منطقهای که بسیاری از آمریکاییها آن را کرانه باختری و اسرائیلیها یهودا و سامره مینامند، شرکت کرد. این اقدام نشانهای از تغییری ظریف در سیاست ایالات متحده بود. در سال ۲۰۲۵، مایک هاکابی، سفیر جدید ایالات متحده، چندین بار از یهودا و سامره بازدید کرده و بههمراه رئیس مجلس نمایندگان، مایک جانسون، از دانشگاه آریل و مرکز تولید نوشیدنیهای الکلی شیلو دیدن نمود. جانسون اظهار داشت که یهودا و سامره خط مقدم دولت اسرائیل است و باید بخش جداییناپذیر آن باقی بماند، حتی اگر جهان مخالف باشد. این موضوع مهم است زیرا سیاست ایالات متحده در قبال این منطقه سالها با احتیاط و اجتناب همراه بوده است.
الحاق رسمی این سرزمین به اسرائیل، که با مخالفت سازمان ملل، اکثر کشورهای غربی و ایالات متحده مواجه بوده، بهدلیل افزایش تنشها و بهخطرافتادن مذاکرات صلح رد شده است. این سرزمین زمانی بخشی از پادشاهیهای باستانی اسرائیل بود. پس از سال ۱۹۴۸، اردن آن را بدون بهرسمیتشناختهشدن توسط جامعه جهانی ضمیمه کرد، که تنها دوره اشغال غیرقانونی در تاریخ مدرن آن است. بین سال ۱۹۴۸ و جنگ ۶روزه سال ۱۹۶۷، هیچ تلاشی از سوی اردن یا جامعه جهانی برای ایجاد دولت فلسطینی صورت نگرفت. پس از پیروزی اسرائیل در سال ۱۹۶۷ بر نیروهای چند کشور عربی، یهودا و سامره، اورشلیم، غزه و بلندیهای جولان تحت کنترل اسرائیل درآمدند. از آن زمان، اسرائیل، بهجز غزه که از سال ۲۰۰۵ هیچ یهودی اسرائیلی در آن حضور ندارد، این مناطق را اداره کرده و جوامع و زیرساختهایی در آنها ساخته است.
امروزه بیش از پانصد هزار اسرائیلی در یهودا و سامره زندگی میکنند، که در دهه گذشته بیش از ۳۰ درصد رشد کرده است. شهرک جدید E1 در شرق اورشلیم، ۳۴۰۰ واحد مسکونی جدید اضافه خواهد کرد. عوامل متعددی بحث الحاق را دوباره مطرح کردهاند: نخست، دولت ترامپ از طریق شخصیتهایی مانند هاکابی که بهنظر نسبت به آن نگاه بازتری دارد، هرچند هنوز علناً تأیید نکرده است. دوم، صداهای طرفدار الحاق مانند بتسالل اسموتریچ و ایتامار بنگویر، در دولت اسرائیل قویتر شدهاند. سوم، پس از رویدادهای هفت اکتبر ۲۰۲۳، نظرسنجی مرکز تحقیقات پیو نشان میدهد که حمایت عمومی اسرائیل، بهویژه یهودیان، از نقش شهرکها در امنیت افزایش یافته است. با این حال، بیش از سه میلیون فلسطینی ساکن این منطقه هستند و هرگونه حرکت بهسمت الحاق باید آینده، حقوق و وضعیت آنها را در نظر بگیرد. سیاستگذاران در اورشلیم و واشنگتن باید به جدیت درباره پیامدهای این تغییر و آینده هر دو ملت بیندیشند. این تحولات میتواند به همکاریهای گستردهتر و روابط قویتر منجر شود و شاید بهرسمیتشناختن دیرهنگام قلب تاریخی اسرائیل بهعنوان بخشی از هویت ملی آن بینجامد. بحث دیگر نه بر سر تعامل رهبران آمریکایی با منطقه، بلکه بر سر گامهای بعدی است./ منبع



