تجاوزات اسرائیل و تغییر نگاه جهان عرب به ایران
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «تجاوزات اسرائیل و تغییر نگاه جهان عرب به ایران» نوشته شرمین نروانی (Sharmine Narwani)، منتشرشده در اندیشکده دیپلماسی ایرانی، به بررسی ابعاد و پیامدهای اقدامات اخیر اسرائیل در منطقه غربآسیا میپردازد و با مروری بر تحولات منطقهای، تغییر رویکرد جهانعرب نسبت به نقش ایران را تحلیل میکند. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
در ماههای اخیر، منطقه غربآسیا شاهد تشدید تنشها و اقدامات آشکار تجاوزکارانه رژیم اسرائیل علیه ایران و مردم غیرنظامی در غزه و لبنان بوده است. این تجاوزها از یکسو ناشی از بحران درونی نظام تکقطبی جهانی است که اکنون تسلط خود را بر عرصه بینالمللی از دست داده و از سوی دیگر تلاشی نومیدانه برای حفظ سلطه با بهرهگیری از قدرت نظامی است. در نظم جدیدی که به سرعت در حال شکلگیری است، محوریت با مذاکره، تعامل سازنده، توسعه اقتصادی و حکمرانی مطلوب است و این تحول اساسی موجب تضعیف مشروعیت باقیمانده غرب و رویکردهایش شده است.
رژیم اسرائیل با انجام حملات مستقیم و اغلب بدون توجه به اهداف نظامی مشروع، زیرساختهای غیرنظامی را هدف قرار داده و قربانیان زیادی از اقشار بیدفاع میگیرد. این اقدامات در تضاد با ادعاهای تلآویو درباره هدف قرار دادن برنامههای هستهای و موشکی ایران است و در عمل نشان میدهد که هدف واقعی ایجاد رعب و وحشت و فلجکردن توان اجتماعی و اقتصادی ایران است. ایدئولوژی صهیونیسم ریشه در تبعیض و نژادپرستی دارد و همین امر مبنای انجام نسلکشی، در قرن بیستویکم شده است. این رژیم خود را ابزاری در دست قدرتهای بزرگ برای سرکوب نظم چندقطبی و حفظ هژمونی غرب میداند.
حمایت سیاسی و نظامی غرب از اسرائیل، حتی در مقابل جنایات جنگی مستند شده توسط نهادهای بینالمللی، نشاندهنده وابستگی متقابل این رژیمها است. غرب، اسرائیل را به عنوان نماینده خود در جنگهای نیابتی برای حفظ سلطه جهانی معرفی کرده است. با طولانیشدن منازعات و مقاومت منطقهای، این همکاری پنهان آشکار شده و مشروعیت غرب را زیر سوال برده است. این وضعیت، غرب را به سمت ورود مستقیم به درگیریهای منطقهای سوق میدهد که میتواند پیامدهای خطرناکی برای جهان داشته باشد.
رسانههای غربی غالبا با سوگیری اخبار را منعکس کرده و اقدامات اسرائیل را توجیه میکنند. با این حال، گسترش شبکههای اجتماعی و رسانههای مستقل، روایتهای جایگزین را تقویت کرده و باعث شده است که افکارعمومی در سراسر جهان، به ویژه با مشاهده مستقیم نسلکشی در غزه، نسبت به روایتهای رسمی بدبین شوند. تلاش غرب برای سرکوب رسانههای مستقل، ادعاهایشان مبنی بر آزادی بیان و دموکراسی را زیر سوال میبرد و عملا به خودویرانگری تبدیل شده است.
هدف بلندمدت اسرائیل، گسترش سرزمینی به سمت کشورهای حاشیه خلیج فارس از طریق اشغال مناطق پیرامونی است. این جاهطلبی در راستای رویای تشکیل «اسرائیل بزرگ» صورت میگیرد. ایران با گسترش نفوذ منطقهای خود، به چالشی جدی برای اسرائیل تبدیل شده و فقدان عمق راهبردی، این رژیم را در برابر حملات ایران آسیبپذیر کرده است. در نتیجه، اسرائیل به دنبال گسترش سرزمینی ناامیدانه است، غافل از اینکه حفظ این مناطق بدون حمایت مالی آمریکا که خود در بحران است، امکانپذیر نیست.
جالب اینجاست که تجاوزات اسرائیل، حتی در میان متحدان عرب آمریکا نیز واکنشهای منفی شدیدی برانگیخته است. از ریاض تا ابوظبی و قاهره، رهبران عرب به این درک رسیدهاند که امنیت را نمیتوان زیر چتر آمریکا و اسرائیل تجربه کرد. نگاه این کشورها به ایران نیز تغییر کرده است؛ ایران به عنوان کشوری که در مقابله با اسرائیل اقتدار نشان داده و ضربات مؤثری وارد کرده، اکنون به عنوان یک قدرت منطقهای اثرگذار تلقی میشود. کشورهای عربی خلیج فارس ترجیح میدهند با تهران قراردادهای امنیتی و اقتصادی منعقد کنند تا اینکه به واشنگتن و تلآویو وابسته باشند.
در واکنش به حملات اخیر اسرائیل، ایران با مدارا و در چارچوب «وعده صادق۳» واکنش اولیه را نشان داد. این واکنش، هشداری به اسرائیل بود که ایران در صورت تکرار تجاوز، پاسخ قاطعتری خواهد داد. ساختارهای امنیتی، اقتصادی و سیاسی ایران نهادینه و منسجم شدهاند و آمادگی لازم برای مقابله با هرگونه تجاوز احتمالی را دارند.
سیاست وتوی قطعنامههای محکومیت اسرائیل توسط آمریکا در سازمان ملل، زمینه را برای تداوم تجاوزگریها فراهم میکند. در نظمی که بر «قانون جنگل» استوار است، پاسخگویی وجود ندارد. منطق غرب این است که «ما میتوانیم بکشیم، اما شما حق پاسخ ندارید». برای احیای حقوق بینالملل و منشور سازمان ملل، نیاز به اصلاحات اساسی در ساختار سازمان ملل، از جمله لغو حق وتو و افزایش نقش مجمع عمومی است. «حقوقورزی» (lawfare) میتواند ابزاری هوشمندانه برای دستیابی به این اهداف باشد.
ترور هدفمند رهبران سیاسی و نظامی توسط اسرائیل، به عنوان یک ابزار استراتژیک، غیرقانونی است. از آنجا که نهادهای بینالمللی در مقابله با این اقدامات شکست خوردهاند، تنها راه باقیمانده، ایجاد بازدارندگی متقابل از طریق پاسخ مشابه به ترور است. محور مقاومت غربآسیا در این زمینه شکست خورده و باید دههها پیش اقدام میکرد.
ایران کشوری متمدن است و در مرحله نخست عملیات «وعده صادق سه»، با مدارا واکنش نشان داد. هشدار لازم داده شده و از این پس، هیچگونه حملهای از سوی اسرائیل نباید با پاسخ همراه با ملاحظه و ادب روبهرو شود. پاسخ بعدی تهران باید به همان اندازه و با همان جنس از قدرت باشد./ منبع



