چرخش تراژیک اسرائیل به سمت انزوا
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چرخش تراژیک اسرائیل به سمت انزوا» نوشته ایلان مور (Ilan Mor) و منتشرشده در جروزالم پست (Jerusalem Post)، به بررسی وضعیت دیپلماتیک اسرائیل و چالشهای آن در سطح بینالمللی پرداخته است. این یادداشت به تحلیلی انتقادی از سیاستهای نخستوزیر اسرائیل میپردازد و وضعیت کنونی اسرائیل را انزوای فزایندهای میداند که تهدیدی برای بنیانهای دموکراتیک، اقتصادی و بینالمللی کشور است. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
اسرائیل در شرایطی قرار دارد که از لحاظ دیپلماتیک و بینالمللی به انزوا دچار شده است. نخستوزیر اسرائیل بهتازگی اذعان کرده که این کشور به نوعی از انزوای دیپلماتیک گرفتار شده، اما این انزوا بیشتر از آنچه که توصیف شده، واقعی و ملموس است. اسرائیل اکنون در موقعیتی قرار دارد که روابطش با اروپا، ایالات متحده، کشورهای عربی و جامعه جهانی بهشدت محدود شده و این روند در تمامی عرصهها مشاهده میشود. در مواجهه با این چالشها، نخستوزیر اسرائیل پیشنهاد کرده که این کشور باید همزمان ویژگیهای آتن و اسپارتا را داشته باشد، اما واقعیت این است که این ترکیب غیرممکن است.
کشور اسرائیل اکنون در مسیر انتخاب اسپارتا قرار دارد. این انتخاب به معنای تمایل به زندگی در کشوری است که بهطور عمده بر ارتش و امنیت تمرکز دارد، اما در عین حال از جنبههای دیگر همچون فرهنگ، اقتصاد و دموکراسی بیبهره است. این تصویر با اراده نخستوزیر اسرائیل برای ساختن کشوری شبیه به اسپارتا تطابق دارد، که در آن جامعه به جای پیشرفت فرهنگی و اقتصادی، تنها بر تقویت نیروهای نظامی و امنیتی تمرکز دارد. این نگرش به وضوح با آرمانهای بنیانگذاران اسرائیل که بهدنبال ایجاد کشوری دموکراتیک، نوآور و با تعامل جهانی بودند، در تضاد است.
تنها دو سال پیش، اسرائیل بهعنوان «ملت استارتاپی» شناخته میشد و در سطح جهانی بهعنوان نمونهای از رشد اقتصادی، نوآوری تکنولوژیک و دیپلماسی خلاقانه تحسین میشد. اما اکنون وضعیت این کشور به گونهای است که نخستوزیر خود از انزوای اسرائیل صحبت میکند. این وضعیت یک تغییر تراژیک در تاریخ اسرائیل است که از کشوری با آرمانهای جهانی به کشوری با گرایشهای انزواطلب تبدیل شده است. اسپارتا، که در آن همه منابع برای تقویت ارتش صرف میشد، در نهایت به نابودی رسید. در مقابل، آتن بهعنوان نماد دموکراسی، فلسفه و فرهنگ در تاریخ باقی ماند.
ایران، کره شمالی یا روسیه تحت سلطنت پوتین، از جمله نمونههایی هستند که اسرائیل ممکن است به سمت آنها پیش رود، اگر تصمیم به انتخاب مسیر اسپارتا بگیرد. این کشورها به علت انزوای خود از نوآوری، اقتصاد و تعاملات جهانی بیبهره هستند. در حالی که اسرائیل تا کنون از طریق تعامل با دنیای بیرون توانسته است در زمینههایی مانند تکنولوژی، دفاع و اقتصاد پیشرفتهایی داشته باشد، انتخاب مسیر اسپارتا به معنای قطع ارتباط با جهان بیرون و رهاکردن فرصتهای توسعه است.
چنین سیاستهایی نهتنها تهدیدی برای اسرائیل از نظر اقتصادی و تکنولوژیک به شمار میآید، بلکه اصول بنیانی آن همچون دموکراسی، همکاریهای بینالمللی و نوآوری را نیز به خطر میاندازد. انتخاب اسپارتا به معنای رفتن به سوی یک حکومت خودکفا، بسته و دیکتاتوری است که تنها به امور نظامی و امنیتی توجه دارد و دیگر جنبههای فرهنگی و اجتماعی را نادیده میگیرد.
اسرائیل باید انتخاب کند که آیا به این مسیر انزوا و جنگ ادامه دهد یا به سمت بازگشت به آرمانهای صهیونیسم دموکراتیک و جهانی حرکت کند. این انتخاب نهتنها بر آینده اسرائیل بلکه بر سرنوشت دموکراسی و نوآوری در این کشور تأثیرگذار خواهد بود. با انتخاب مسیر آتن، اسرائیل میتواند بهعنوان کشوری با فرهنگ غنی، دموکراسی پویا و ارتباطات گسترده با دنیای بیرون به حیات خود ادامه دهد. در غیر این صورت، کشور در معرض خطر تبدیلشدن به یک حکومت منزوی خواهد بود که هیچ ارتباطی با جهان ندارد./ منبع



