خاورمیانهداخلیسیاست داخلی و جامعه

انحصارطلبی، انقلابی‌گری نیست

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با ‌عنوان «انحصارطلبی، انقلابی‌گری نیست» به قلم کبری آسوپار در فرهیختگان منتشر شده است که به بررسی پیامدهای رویکرد انحصارگرایانه در میان برخی جریان‌های مدعی انقلابی‌گری و نقش آن در ایجاد دوقطبی سیاسی و تضعیف انسجام جبهه انقلاب می‌پردازد. نویسنده با تحلیل نمونه‌های اخیر، این رویکرد را عاملی همسو با منافع اصلاح‌طلبان و موجب محدودسازی دایره انقلاب معرفی می‌کند. در ادامه، چکیده این یادداشت را می‌خوانید.


از دل فضای سیاسی ناشی از مناظره‌های برجامی و شکاف روحانی-جلیلی، نوعی انحصارطلبی از سوی بخشی از جریان‌های انقلابی پدیدار شده که مرزهای آن نه بر مبنای اصول، بلکه بر اساس رأی به نامزدی خاص تعریف می‌شود. این رویکرد افراد را به دو دسته مطلق درستی و نادرستی تقسیم کرده و مخالفان انتخاباتی را با برچسب همراهی با دشمن یا نفاق از دایره انقلاب کنار می‌گذارد.

در این زمینه، ادعای انحصاری‌بودن در دفاع از حق و نظام، با مظلوم‌نمایی و تأکید بر تنهایی در مسیر مقاومت همراه است، اما در ذات آن تکفیر دیگران، غیریت‌سازی، طرد نهادهای جمهوری اسلامی و تضعیف اعتماد عمومی نهفته است. این رفتار جبهه انقلاب را به گروهی کوچک فرو می‌کاهد و مانع جذب حداکثری می‌شود. در حالی که آرمان‌های انقلاب گسترش دامنه حامیان و جذب طیف‌های مختلف سیاسی را دنبال می‌کند، این انحصارطلبی بر خلاف اصل انقلاب عمل می‌کند. در عرصه سیاسی، اصلاح‌طلبان از شکل‌گیری این دوقطبی استقبال کرده و تلاش کرده‌اند مخالفان خود را عمداً محدود به طیف تندرو معرفی کنند تا با برچسب‌زدن، اعتبارشان را کم کنند. در مقابل، برخی حامیان جلیلی نیز با افتخار در این چارچوب بازی کرده و خود را تنها منتقدان برجام معرفی کرده‌اند. این روند سبب تقویت این تصور شده که طیف انحصارطلب، یگانه منتقد و مخالف برجام است و دیگر نیروهای انقلابی یا اصول‌گرای میانه‌رو اهمیت کمتری دارند.

اقدامات اصلاح‌طلبان در این مسیر، شامل برجسته‌سازی نقش جلیلی در مخالفت با برجام، انتشار مطالبی درباره دولت سایه او و واکنش‌های رسانه‌ای نسبت به تغییرات شورای عالی امنیت ملی بوده است. در نهایت بازنشر فیلم قدیمی روحانی برای مناظره با جلیلی و پاسخ جلیلی به آن، این دوگانه مطلوب آنان را تثبیت کرده است. بدین شکل، هر دو سوی این دوقطبی به تقویت تصویر خود به‌عنوان تنها قطب حق یا تنها حریف سیاسی پرداخته‌اند و دیگر مخالفان و طیف‌های اصول‌گرا نادیده‌گرفته‌شده‌اند. این روند، هم باعث انسداد در جبهه انقلاب و کاهش ظرفیت‌های همبستگی آن می‌شود، هم موجب می‌شود اصلاح‌طلبان با محدودکردن منتقدان خود به یک طیف خاص، مدیریت افکار عمومی را در دست بگیرند. در همین حال، طرد بخش‌های بزرگی از جریان انقلابی به‌دلیل اختلافات انتخاباتی یا موضع‌گیری حتی نسبت به برجام، ضربه به انسجام داخلی و تشدید دوقطبی سیاسی درون جبهه انقلاب را در پی دارد. چنین فضایی، با تمرکز صرف بر حقانیت انحصاری خود، فرصت مشاهده آسیب‌های این رفتار برای کلیت نظام و جبهه انقلاب را از بین می‌برد و انرژی جریان انقلاب را در مسیر نزاع‌های درونی و مرزبندی‌های محدود هدر می‌دهد؛ مسیری که به تقویت جناح رقیب و کاهش توان جمعی برای پیگیری اهداف کلان کشور می‌انجامد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا