نتانیاهو بالاخره حقیقت را درباره ترامپ فهمید
رئیسجمهور آمریکا با تحمیل شروط توافق خود به تلآویو، نخستوزیر اسرائیل را در آستانه انتخابات با بحران مشروعیت مواجه کرد.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشت حاضر با عنوان « نتانیاهو بالاخره حقیقت را درباره ترامپ فهمید» به قلم یائیر روزنبرگ (Yair Rosenberg) در نشریه آتلانتیک (The Atlantic) منتشر شده است. این نگارش با رویکردی تحلیلی، چرخش ناگهانی سیاست خارجی واشنگتن در قبال تهران و تحمیل شروط توافق بر تلآویو را بررسی کرده و تاثیر این رویداد بر تضعیف موقعیت سیاسی نخستوزیر اسرائیل در آستانه انتخابات سرنوشتساز پیشرو را مورد ارزیابی قرار میدهد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
چرخش ناگهانی روابط دیپلماتیک میان واشنگتن و تلآویو، ادعاهای دیرینه مبنی بر اتحاد بیقیدوشرط میان رهبران دو طرف را به چالش کشیده است. در حالی که در سالهای گذشته، نزدیکی به کاخ سفید به عنوان بزرگترین برگ برنده انتخاباتی برای حاکمیت اسرائیل ترویج میشد، تحولات اخیر و لحن تند رئیسجمهور آمریکا نشاندهنده کاهش شدید نفوذ تلآویو بر تصمیمات استراتژیک واشنگتن است. کاخ سفید با لغو فرستادن پاسخهای نظامی برنامهریزیشده به تهران، محدود کردن واکنشها در جبهه لبنان و حتی پنهان نگاه داشتن جزئیات یادداشت تفاهم با ایران تا زمان تبدیل شدن آن به یک امر واقع، عملاً منافع امنیتی متحد خود را نادیده گرفته است تا راه خروجی برای بحرانهای خود بیابد.
این تغییر رفتار در بدترین زمان ممکن برای دولت فعلی اسرائیل رخ داده است. در آستانه انتخابات سرنوشتساز پاییز، این وضعیت یک بنبست سیاسی شدید ایجاد کرده است؛ چرا که حاکمیت باید میان دو گزینه بحرانآفرین دست به انتخاب بزند: یا برای حفظ پرستیژ خود به عنوان یک جریان تندروی امنیتی از دستورات واشنگتن سرپیچی کند و یا برای حفظ ظاهرِ اتحاد با آمریکا تسلیم شود. انتخاب هر یک از این دو مسیر، موقعیت ژئوپلیتیک اسرائیل را به مخاطره انداخته و جایگاه داخلی حاکمیت را در برابر رقبای سیاسی تضعیف میکند. این در حالی است که نظرسنجیها پیش از این نیز از نارضایتی گسترده دوسوم شهروندان و تمایل آنها به تغییرات ساختاری حکایت داشتند.
علاوه بر این، ناکامی در دستیابی به اهداف اعلامشده در جنگهای فرسایشی منطقه، به این ناامیدی دامن زده است. در ابتدای کارزار نظامی مشترک، افکار عمومی باور داشتند که این عملیات به نابودی برنامههای هستهای و موشکی یا تغییرات ساختاری در ایران منجر میشود؛ اما اکنون این انتظارات غیرواقعبینانه به سرخوردگی تبدیل شده و بر اساس آخرین بررسیها، کمتر از یکسوم جامعه معتقدند که پایان دادن به جنگ تحت شرایط فعلی، تامینکننده منافع امنیتی است. لغو برنامههای تبلیغاتی حزب حاکم که قرار بود بر روابط نزدیک با کاخ سفید تمرکز کند، نمادی آشکار از این عقبنشینی استراتژیک است.
ریشه این تحول در این واقعیت نهفته است که اولویتهای واشنگتن بر اساس محاسبات شخصی و پویاییهای داخلی شکل میگیرد. در حالی که تلآویو برای جلب نظر رایدهندگان به دستاوردهای نظامی ملموس نیاز داشت، کاخ سفید برای آرام کردن بازارهای جهانی و کاهش قیمت انرژی پیش از انتخابات میاندورهای به توقف جنگ نیازمند بود. در نتیجه، با طولانی شدن نبرد و عدم دستیابی به پیروزی سریع، واشنگتن مسیر سازش و تعلیق تحریمها را برگزید، بدون آنکه دستاورد پایداری در زمینه تحدید توانمندیهای موشکی یا کاهش نفوذ منطقهای رقیب به دست آورد. این وضعیت، بحرانی جدی را پشت درهای تلآویو قرار داده، در حالی که برای واشنگتن تنها یک مسئله گذرا در سیاست داخلی است./منبع



