عملگرایی جدید در حال شکلدهی به سوریه و خطرات پیش رو
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «عملگرایی جدید در حال شکلدهی به سوریه و خطرات پیش رو» به قلم برت اریکسون (Brett Erickson) در نیوزویک (Newsweek) منتشر شده است. این مقاله به بررسی چیزی که تلاشهای احمد الشرع، رئیسجمهور جدید سوریه، برای بازسازی این کشور پس از پیروزی نظامی علیه حکومت بشار اسد و چالشهای پیش روی او در بحث اصلاحات و روابط بینالمللی میداند، میپردازد. در ادامه، چکیده مطلب ارائه شده است.
احمد الشرع، رئیسجمهور جدید سوریه، نه از مسیر انتخابات بلکه از راه پیروزی قاطع نظامی به قدرت رسید. نیروهای او در زمستان گذشته وارد دمشق شدند، به چند دهه حکومت بشار اسد پایان دادند و یک دولت انتقالی با او در رأس شکل گرفت. اما نکته جالب این است که او، با وجود گذشته بحثبرانگیزش – از فرماندهی شورشیان تا ارتباط با شبکههای جهادی و حکومت مقتدرانه در ادلب – اکنون قصد دارد نهفقط دمشق، بلکه جهان را فتح کند.
تمام نشانههای معتبر حاکی از آن است که الشرع در پی بینالمللیکردن سوریه است: از لابی برای تجارت و جلب دولتهای غربی گرفته تا سخنگفتن آشکار درباره مدرنسازی، شفافیت و شمول سیاسی. این رفتار صرفاً نمایش برای رسانهها نیست، بلکه یک تغییرجهت راهبردی است که بهظاهر جدی گرفته شده است. اما تفاوت بزرگی میان نیت و تحقق وجود دارد و در اینجا چالش اصلی برای او نهفته است.
نهادهایی که پیرامون الشرع شکل گرفتهاند، برای اصلاح ساخته نشدهاند، بلکه برای بقا بنا شدهاند؛ و بقا در این کشور همواره بهمعنای کنترل سخت، تمرکزگرایی و شفافیت اندک بوده است. حتی در چارچوب دولت انتقالی کنونی نیز این غریزههای قدیمی پابرجاست. الشرع شخصاً ریاست کابینه را برعهده دارد؛ بدون نخستوزیر. از ۲۳ وزارتخانه، کلیدیترینها – کشور، دفاع، دادگستری – تحت کنترل وفاداران قدیمی او از دوران ادلب هستند و تنها یک وزارتخانه به یک زن سپرده شده است. یکسوم از مجلس آینده نیز مستقیماً توسط او تعیین خواهد شد. اینها نشانههای کثرتگرایی نیستند، بلکه سپرهایی برای جلوگیری از بیثباتیاند؛ امری منطقی از حیث سیاسی، اما محدودکننده از نظر ساختاری.
مشکل اصلی این نیست که الشرع دروغ میگوید یا وانمود میکند، بلکه این است که دولت او همچنان مانند یک جنبش عمل میکند: وفادار، درونگرا و محتاط در برابر تغییر. این امر نهتنها برای سوریها، بلکه برای دولتهای خارجی که برای تعامل دوباره با دمشق شتاب میکنند، یک معضل است.
نمونه روشن این مسئله بحران ماده مخدر کاپتاگون است. سوریه در دوران حکومت اسد به کانون جهانی تولید آن تبدیل شده بود. با رویکارآمدن الشرع، وعده داده شد که این تجارت پایان یابد؛ باندها افشا شدند و مراسم سوزاندن عمومی قرصها برگزار شد. با این حال، چندان تغییری حاصل نشده است. زنجیرههای تأمین تغییر کردهاند اما ناپدید نشدهاند. حجم عظیمی از محمولهها همچنان از سوریه عبور میکنند و کشورهایی مانند سودان در حال تبدیلشدن به مسیرهای جدید حملونقل هستند. بنابراین وعده ریشهکنکردن این موضوع هنوز تحقق نیافته و تنها گامهای اولیه برداشته شده است.
همین الگو در اقتصاد نیز دیده میشود. تحقیقات رویترز نشان داد بیش از یک میلیارد دلار از داراییهای دوران اسد بهطور مخفیانه به دولت الشرع منتقل شده است؛ بسیاری از آنها از طریق توافقات غیررسمی که توسط برادر الشرع مدیریت شدهاند. در ظاهر، این اقدام برای پاکسازی فساد و آغاز بازسازی صورت گرفت، اما در عمل تنها جای یک حلقه داخلی با حلقهای دیگر عوض شد، که این نه سرقت محسوب میشود و نه اصلاح واقعی.
اینجاست که اصطکاک پدید میآید: الشرع میداند که برای بیرونکشیدن سوریه از انزوا، به سرمایهگذاری غرب، بهرسمیتشناسی دیپلماتیک و رفع تحریمها نیاز دارد. او این را درک کرده است، سخنان درست میزند، با افراد کلیدی دیدار میکند و به اقلیتها و اهداکنندگان بینالمللی نزدیک میشود. اما کسانی که برای حفظ انسجام کشور ضروریاند – فرماندهان شبهنظامی، وفاداران سیاسی و عملگرایان دوران جنگ – لزوماً با این چشمانداز همراه نیستند. او در حال تلاش است سیستمی سخت و جنگآزموده را وارد جهانی کند که اساساً برای آن طراحی نشده است. این نه فریب است و نه نیرنگ، بلکه اصطکاک ساختاری است.
در این شرایط، غرب باید محتاط باشد. آسان است که گمان کنیم سوریه تغییر کرده چون رهبرش اکنون کت و شلوار میپوشد و از رشد اقتصادی سخن میگوید. اما گذار واقعی نه با تصاویر بیرونی بلکه با عملکرد پشت درهای بسته سنجیده میشود. الشرع احتمالاً صادق است و میخواهد سوریه را بازسازی کند و گذشته شورشی خود را پشت سر بگذارد. اما مسیر آینده میزان تمایل او به کنارگذاشتن ابزارهای قدرتمدار گذشته – کنترل، تمرکز و حلقه بسته وفاداران – را خواهد آزمود.
جامعه بینالمللی باید اهداف او را حمایت کند، اما این حمایت باید مشروط باشد. بهرسمیتشناختن باید کسب شود نه اعطا؛ رفع تحریمها باید بهصورت تدریجی صورت بگیرد نه یکباره؛ و اصلاحات را نباید صرفاً از روی لفاظیها پذیرفت. آنچه الشرع میخواهد و آنچه قادر به تحقق آن است هنوز یکسان نیست. نیت او واقعی است، اما ساختار کشور آماده نیست. و اگر این دو با هم خلط شوند، بهجای کمک به خروج سوریه از گذشته، تنها زمینه تکرار آن فراهم خواهد شد – این بار با نامی متفاوت./ منبع



