آمریکاامنیت و دفاعخاورمیانه

بحران اعتبار پنتاگون: چرا ارتش قدرتمند آمریکا در جنگ ایران ناکام مانده است؟

با وجود برتری نظامی آمریکا در جنگ با ایران، ناتوانی در بازگشایی تنگه هرمز و دستیابی به اهداف سیاسی، ارتش این کشور را با بحران اعتبار و شکست راهبردی مواجه کرده و به یک جنگ فرسایشی پرهزینه کشانده است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «بحران اعتبار پنتاگون: چرا ارتش قدرتمند آمریکا در جنگ ایران ناکام مانده است؟» به قلم آنا مولرین گروب (Anna Mulrine Grobe) در کریستین ساینس مانیتور (The Christian Science Monitor) منتشر شده است. این یادداشت استدلال می‌کند که جنگ پنج‌ماهه با ایران، با وجود تخریب گسترده نیروی دریایی ایران، نه تنها به آزمونی برای سنجش محدودیت‌های قدرت نظامی آمریکا تبدیل شده، بلکه با ناکامی در بازگشایی تنگه هرمز و افزایش تلفات، بحران اعتبار جدی برای پنتاگون ایجاد کرده است. در ادامه، خلاصه این یادداشت را می‌خوانید.

در حالی که ایالات متحده و ایران ضربات فزاینده‌ای را با یکدیگر رد و بدل می‌کنند، جنگ پنج‌ماهه علیه ایران به جای آنکه نمایشی از سلطه نظامی آمریکا باشد، به آزمونی برای سنجش محدودیت‌های آن تبدیل شده است. قدرت آتش ویرانگر آمریکا تاکنون نتوانسته است تنگه هرمز را بازگشایی کند یا تهران را به میز مذاکره بازگرداند. این درگیری که تا به امروز ۳۷.۵ میلیارد دلار هزینه در بر داشته، آسیب‌پذیری‌های راهبردی آمریکا را آشکار کرده و به گفته برخی تحلیلگران، اعتبار پنتاگون را خدشه‌دار نموده است. این انتقادات با کسر شدن آمار چهار سرباز کشته‌شده از آمار رسمی تلفات تشدید شد؛ اقدامی که به گمان برخی، تلاشی برای کم‌اهمیت جلوه دادن تلفات پس از آتش‌بس شکست‌خورده ماه آوریل بود. این وقایع این نگرانی را تقویت کرده که عملیات در ایران، فارغ از هر توجیهی، در حال تبدیل شدن به یک «جنگ بی‌پایان» پرهزینه است.

اگرچه دولت ترامپ به دلیل «ناتوانی آشکار» در دیدن افق راهبردی، بخش عمده‌ای از تقصیر را بر عهده دارد، اما ارتش آمریکا نیز باید مسئولیت کاستی‌های راهبردی خود را بپذیرد. به گفته سرهنگ بازنشسته مارک کانسیان، «شکست آشکار» نیروی دریایی در تأمین امنیت تنگه هرمز که پیش از این یک‌پنجم نفت جهان از آن عبور می‌کرد، حیرت‌انگیز است. او می‌گوید: «نیروی دریایی آمریکا ۴۵ سال است که به این مشکل فکر می‌کند و اینکه اکنون که لحظه موعود فرا رسیده، به نظر می‌رسد درمانده‌ایم، شگفت‌آور است.» این جنگ اکنون به یک بن‌بست تبدیل شده، تا حدی به این دلیل که رهبران سیاسی انتظار یک پیروزی آسان را داشتند و می‌خواستند از تلفات جلوگیری کنند که این امر ممکن است برنامه‌ریزی نظامی را محدود کرده باشد. با این حال، سرزنش کردن صرف نهاد سیاسی، بسیار آسان است؛ بخش بزرگی از انتقاد باید متوجه ارتش، به‌ویژه نیروی دریایی، باشد که به دلیل «شکاف‌های تاریخی و آشکار در توانایی»، گزینه‌های قابل قبولی به تصمیم‌گیرندگان ارشد ارائه نکرده است. این شکاف‌ها شامل ضعف در عملیات مین‌روبی و عملیات کاروان در آب‌های محدود علیه دشمنان نامتقارن است.

در حالی که اهداف جنگ از انکار دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای به بازگشایی تنگه تغییر کرده، جنگ به آزمونی برای سنجش اعتبار بازدارندگی نظامی آمریکا نیز تبدیل شده است. در مقابل، ایران قدرت پیش‌تر به کار گرفته نشده خود را برای بستن این آبراه راهبردی با قایق‌های تندرو و پهپادها به نمایش می‌گذارد. در حال حاضر زمان به نفع آمریکا نیست. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که کمتر از یک‌چهارم آمریکایی‌ها معتقدند این جنگ ارزش هزینه‌های جانی و مالی صرف‌شده را داشته و تنها ۲۳ درصد معتقدند آمریکا در موقعیت راهبردی قوی‌تری نسبت به قبل از جنگ قرار دارد. به طور گسترده‌تر، شهرت آمریکا به عنوان ارائه‌دهنده قدرت نرم و همچنین قدرت نظامی «مهیب»، در حال آسیب دیدن است، تا حدی به این دلیل که ایران دیگر از انجام کاری که قبلاً خواسته انجام آن را نداشت، یعنی بستن تنگه، اکنون دیگر ابایی ندارد. این وضعیت نشان می‌دهد که «ایالات متحده آن‌قدر که ما دوست داریم، قوی نیست» و این امر «توانایی ما برای نفوذ» را تضعیف می‌کند./منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا