کشورهای خلیج فارس در خط مقدم تنشهای فزاینده آمریکا و ایران
نقش کشورهای عربی در عدم توانایی برای مهار تنشها و گسترش درگیری، تصویری از شکنندگی نظم امنیتی منطقه ارائه میدهد.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «کشورهای خلیج فارس در خط مقدم تنشهای فزاینده آمریکا و ایران» نوشته کریستین کواتس اولریخسن (Kristian Coates Ulrichsen) در مؤسسه کشورهای عربی خلیج فارس (Arab Gulf State Institute) منتشر شده است که به بررسی افزایش نااطمینانی در روابط واشنگتن و تهران و پیامدهای آن برای امنیت، اقتصاد و سیاست منطقه خلیج فارس میپردازد. متن با اشاره به نقش کشورهای عربی در مهار تنشها و نگرانی آنها از گسترش درگیری، تصویری از شکنندگی نظم امنیتی منطقه ارائه میدهد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
چشمانداز کشورهای خلیج فارس در ماههای اخیر تحتتأثیر تشدید تنش میان ایالات متحده و ایران قرار گرفته است؛ تنشی که با تهدیدهای دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در حمایت از معترضان ایرانی و احتمال حمله نظامی به ایران شدت گرفت. ترامپ در اوایل ماه ژانویه اعلام کرد که آمریکا «آماده و مهیا» است و از ایرانیان خواست «نهادهای خود را در دست بگیرند»، اما یک روز پس از اوجگیری تنشها، از اقدام نظامی عقبنشینی کرد و دلیل آن را لغو برنامه اعدامهای گسترده توسط مقامهای تهران دانست. همزمان گزارشهایی منتشر شد مبنی بر اینکه مقامهایی از عمان، قطر، عربستان و مصر در تلاشهای دیپلماتیک برای جلوگیری از تشدید بحران نقش داشتهاند؛ امری که نشاندهنده نگرانی عمیق منطقه از پیامدهای بیثباتکننده این وضعیت است.
رهبران کشورهای خلیج فارس در سال نخست دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ از رفتارهای ناگهانی و متناقض او نسبت به دیگر متحدان و رقبا تا حدی مصون مانده بودند، اما این وضعیت با افزایش تنشهای آمریکا و ایران شکنندهتر شده است. جنگ دوازدهروزه میان ایران و اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵ که با حمله آمریکا به تأسیسات هستهای ایران پایان یافت و همچنین حملات موشکی ایران و اسرائیل به قطر در ماههای ژوئن و سپتامبر همان سال، نشان داد که منطقه تا چه اندازه در معرض خطر درگیریهای گسترده قرار دارد و هزینههای انسانی، سیاسی و اقتصادی چنین بحرانهایی تا چه حد میتواند سنگین باشد.
در روابط آمریکا و کشورهای خلیج فارس مجموعهای از چالشها در حال گسترش است. سیاست خارجی غیرقابلپیشبینی واشنگتن، بهویژه پس از مداخله در ونزوئلا، با رویکرد کاهش ریسک دولتهای منطقه، بهویژه عربستان، در تضاد قرار گرفته است. پروژههای بزرگ اقتصادی و انرژی که در حال نزدیک شدن به مراحل نهایی هستند، از جمله توسعه زیرساختهای هوش مصنوعی در عربستان و امارات، در صورت بروز درگیری جدید با ایران در معرض تهدید قرار میگیرند. همچنین سرمایهگذاریهای چندتریلیوندلاری که کشورهای خلیج فارس در آمریکا تعهد کردهاند، در فضای بیثباتی سیاسی و امنیتی آسیبپذیر خواهند بود.
همزمان، تمرکز عربستان بر هوش مصنوعی و بخش معدن در چارچوب چشمانداز ۲۰۳۰ و برگزاری رویدادهایی مانند «مجمع آینده معادن» در ریاض، نشاندهنده تلاش این کشور برای تثبیت جایگاه خود در اقتصاد جهانی است. حضور گسترده هیئتهای عربستان، قطر و امارات در نشست داووس و آمادگی دوبی برای میزبانی «اجلاس جهانی دولتها» نیز بیانگر نقش فزاینده کشورهای خلیج فارس در شبکهسازی جهانی سرمایه، انرژی و تجارت است.
در این میان، درخواستهای مکرر مقامهای خلیج فارس برای دیپلماسی که بهگفته تحلیلگران سعودی با هدف تأثیرگذاری بر کاخ سفید مطرح نشده، نشاندهنده دو نگرانی اصلی است. نخست، تردید نسبت به وجود یک راهبرد منسجم در دولت ترامپ فراتر از حملات هوایی و بیم از اینکه چنین اقداماتی نتیجه سیاسی مثبتی به همراه نداشته باشد. تجربه ونزوئلا و نبود برنامهای برای «روز بعد» این نگرانی را تشدید کرده است. دوم، احساس اینکه «خطوط قرمز» در منطقه پیدرپی نقض میشود و احتمال درگیر شدن کشورهای خلیج فارس در یک جنگ ناخواسته افزایش یافته است. حمله ایران به پایگاه العدید در قطر پس از بمباران تأسیسات هستهایاش توسط آمریکا، نمونهای از این روند خطرناک بود.
در نهایت، کشورهای خلیج فارس با وجود نداشتن همدلی با حکومت ایران، نگرانند که فشار بیشازحد ممکن است تهران را به واکنشهای بیمحابا سوق دهد. همزمان، آنها تلاش میکنند از منافع اقتصادی، انرژی و فناوری خود در برابر پیامدهای هرگونه درگیری جدید محافظت کنند./ منبع



