آمریکاخارجیخاورمیانهنظام بین‌الملل و نهادها

مروری بر سفر دونالد ترامپ به غرب‌آسیا

 به گزارش اطلس دیپلماسی، در جلسه‌ای که تحت عنوان «مروری بر سفر دونالد ترامپ به غرب‌آسیا» توسط مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی (CSIS) برگزار شد، کارشناسان برجسته‌ای مانند دنیل بایمن (Daniel Byman)، جان آلترمن (Jon B. Alterman)، کلِی سیگل (Clayton Seigle) و دیگر متخصصان مسائل غرب‌آسیا و امنیت بین‌الملل به تحلیل راهبردهای دولت ترامپ در قبال ایران، روابط آمریکا با کشورهای خلیج‌فارس و نگرانی‌های مختلف درباره سیاست‌های نفتی و نظامی در منطقه پرداختند. در این جلسه، مباحث متعددی در خصوص تهدیدات نظامی، راهبردهای دیپلماتیک و بحران‌های انرژی در منطقه مورد بحث قرار گرفت. در ادامه، نکات اصلی هر یک از سخنرانان و نظرات آن‌ها در خصوص تحولات موجود به طور خلاصه بیان شده است.


نقاط کلیدی در راهبرد ترامپ برای ایران

دکتر بایمن ابتدا راهبرد کلی ترامپ در قبال ایران را بررسی کرد. او اشاره کرد که ترامپ رویکردی متمرکز بر فشار اقتصادی و نظامی به ایران دارد و این فشارها از طریق توافق‌های مختلف با کشورهای عربی و نیز با استفاده از تحریم‌ها و تهدیدهای نظامی به دنبال تضعیف ایران و جلوگیری از توسعه توانایی‌های هسته‌ای آن است. دکتر بایمن همچنین به وضعیت اقتصادی ایران و کاهش شدید توان آن در زمینه‌های مختلف اشاره کرد و این را فرصتی برای افزایش فشار بر جمهوری اسلامی دانست.

راهبرد آمریکا در خلیج فارس و روابط با کشورهای عربی

دکتر آلترمن در ادامه به اهمیت وضعیت خلیج فارس در راهبرد ترامپ اشاره کرد و گفت که مسئله خلیج فارس برای ایران یک موضوع حساس و پرچالشی است. او توضیح داد که از دیدگاه ایرانیان، نام «خلیج فارس» یک هویت تاریخی و فرهنگی دارد که تغییر آن به نام‌های دیگر، نظیر «خلیج عربی»، به‌عنوان یک توهین تلقی می‌شود. او همچنین اشاره کرد که این موضوع می‌تواند روابط آمریکا با ایران را پیچیده‌تر کند و مذاکرات با تهران را تحت‌الشعاع قرار دهد. دکتر آلترمن به‌ویژه به لزوم دقت در سیاست‌های آمریکا در قبال نام‌گذاری‌ها اشاره و تأکید کرد که این‌گونه اقدامات تنها باعث تشدید خصومت‌ها با ایران می‌شود و به نفع مذاکرات با ایران نیست.

تأثیر تحولات نفتی و تهدیدات نظامی در خلیج فارس

آقای سیگل نیز به جنبه‌های انرژی و نفت در راهبردهای ترامپ پرداخت. او به یادآوری دوران ریاست‌جمهوری ترامپ اشاره کرد که در آن تهاجمات نظامی به تأسیسات نفتی در کشورهای خلیج فارس توسط ایران یا گروه‌های تحت حمایت آن صورت گرفت. این حملات، به‌ویژه حمله به تأسیسات آرامکو در عربستان در سال ۲۰۱۹، موجب نگرانی‌های زیادی درباره امنیت منابع نفتی و تأثیر آن بر قیمت جهانی نفت شد. سیگل تأکید کرد که ترامپ در تلاش بود تا با کاهش قیمت نفت از طریق همکاری با کشورهای تولیدکننده نفت همچون عربستان، از بحران نفتی جلوگیری کند.

سیگل همچنین به اهمیت روابط دیپلماتیک بین عربستان و ایران اشاره کرد و گفت که توافق‌های اخیر میان ریاض و تهران می‌تواند به ثبات بیش‌تری در منطقه کمک کند و مانع از بروز بحران‌های نفتی و نظامی شود. در همین راستا، او همچنین به اهمیت موازنه‌ای که در سیاست نفتی آمریکا وجود دارد اشاره کرد و گفت که حفظ روابط خوب با کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس برای ترامپ بسیار اهمیت دارد، چرا که در غیر این صورت ممکن است بحران نفتی رخ دهد که قیمت‌ها را افزایش دهد.

تهدیدات اسرائیل و احتمال حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران

در بخش بعدی، سوالی مطرح شد مبنی بر اینکه اسرائیل اعلام کرده است که در صورت عدم موفقیت مذاکرات میان ایران و آمریکا، آماده است به تأسیسات هسته‌ای ایران حمله کند. این سوال توجه ویژه‌ای را از سوی دکتر بایمن و دکتر آلترمن به خود جلب کرد. دکتر بایمن در پاسخ گفت که تهدید اسرائیل به حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران بیش از پانزده سال است که مطرح می‌شود، اما در عمل اسرائیل از این کار خودداری کرده است، زیرا این اقدام می‌تواند به تقویت برنامه هسته‌ای ایران منجر شود و مشکلات جدی‌تری برای منطقه و حتی آمریکا ایجاد کند.

او افزود که اسرائیل در گذشته نیز به تأسیسات هسته‌ای عراق حمله کرده بود، اما این حمله نتایج منفی به همراه داشت و برنامه هسته‌ای عراق را تقویت کرد. بایمن همچنین به مشکلات عملی حمله اسرائیل به تأسیسات هسته‌ای ایران اشاره کرد و گفت که این کار به دلیل فاصله زیاد، نیاز به توانمندی‌های هوایی خاص، و هزینه‌های بالای عملیاتی، برای اسرائیل بسیار دشوار است.

دکتر آلترمن نیز با تأکید بر نظر بایمن، گفت که نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل در دوره اخیر بیش‌تر به انجام ریسک‌های بزرگ تمایل دارد، اما در عین حال تأکید کرد که حتی در این شرایط، اسرائیل همچنان محتاط خواهد بود و به‌ویژه درباره حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران، اگر آمریکا حمایت نکند، محتاط خواهد بود.

رویکرد ترامپ در برابر اسرائیل و کشورهای خلیج‌فارس

دکتر آلترمن در ادامه به رویکرد ترامپ در قبال اسرائیل و کشورهای خلیج فارس پرداخت. او بیان کرد که اسرائیل باید دقیقاً بداند که حدود و خطوط قرمز آمریکا در این زمینه چیست. به‌ویژه اینکه ترامپ در مقابل تهدیدات هسته‌ای ایران رویکردی غیرمداخله‌گرایانه داشته و مخالف ورود به جنگ‌های طولانی‌مدت در منطقه است. این در حالی است که اسرائیل از این تهدید به‌عنوان ابزاری برای فشار به آمریکا در جهت تقویت مواضع خود در قبال ایران استفاده می‌کند.

تهدیدات در حوزه انرژی و احتمال افزایش قیمت نفت

آقای سیگل مجدداً به تهدیدات در حوزه انرژی اشاره کرد و گفت که ایران به‌ویژه از نظر تهدید به تعطیلی تنگه هرمز و هدف قرار دادن تأسیسات نفتی خود، به‌عنوان یک تهدید واقعی برای بازار جهانی نفت عمل می‌کند. وی گفت که اگر ایران توانایی صادرات نفت خود را از دست بدهد، این کشور با بحران اقتصادی جدی روبه‌رو خواهد شد. او تأکید کرد که در صورت بروز بحران نظامی در منطقه، احتمال افزایش قیمت نفت به‌شدت وجود دارد و این تهدید جدی برای بازار انرژی جهانی است.

خطرات حملات اسرائیلی به زیرساخت‌های انرژی ایران

دکتر آلترمن به‌طور خاص به حملات اسرائیلی به تأسیسات انرژی ایران اشاره کرد و گفت که اسرائیل در سال گذشته توانسته است برخی از سامانه‌های دفاع هوایی ایران را نابود کند تا نشان دهد که توانایی هدف قرار دادن زیرساخت‌های انرژی ایران را دارد. این اقدام به‌ویژه به این منظور انجام شده تا به ایران پیام داده شود که حمله به تأسیسات انرژی این کشور امکان‌پذیر است. اما از سوی دیگر، خطرات ناشی از چنین حملاتی برای قیمت جهانی انرژی و تحولات اقتصادی بسیار بالا است و ممکن است باعث افزایش قیمت نفت شود.

در نهایت، سخنرانان بر اهمیت راهبردهای مختلف ترامپ در قبال ایران و کشورهای خلیج فارس تأکید کردند و به‌ویژه به نگرانی‌ها در خصوص حملات نظامی اسرائیل و تأثیر آن بر امنیت انرژی جهانی پرداختند. آن‌ها همچنین به اهمیت روابط دیپلماتیک و نیاز به حفظ ثبات در منطقه اشاره کردند، به‌ویژه در زمینه انرژی و امنیت نفت./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا