دلایل تداوم دشمنی آمریکا با ایران
فشار آمریکا و رقابت منطقهای، بیاعتمادی و منطق بازدارندگی ایران را تشدید کرده است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشت «دلایل تداوم دشمنی آمریکا با ایران» نوشته ابراهیم متقی (Ebrahim Motaghi)، استاد دانشگاه تهران، در روزنامه فرهیختگان (Farhikhtegan Daily) منتشر شده است؛ یادداشتی که ریشههای منازعه تهران و واشنگتن را در تجربه تاریخی مداخله آمریکا، فشارهای پسابرجام، رقابت منطقهای و منطق موازنه قدرت جستوجو میکند و بر نقش بازدارندگی و اقدام متقابل در برابر دیپلماسی اجبار تأکید دارد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
تعارض ایران و ایالات متحده نه محصول یک حادثه مقطعی، بلکه نتیجه انباشتهای از تجربههای تاریخی، رقابتهای ژئوپلیتیکی و برداشتهای متقابل امنیتی دانسته میشود. کودتای ۱۳۳۲، حمایت واشنگتن از حکومت پهلوی، سرکوب اعتراضات دانشجویی در ۱۶ آذر و نقش آمریکا در ساختار امنیتی ایران پیش از انقلاب، از جمله عواملی هستند که به شکلگیری بدبینی پایدار نسبت به سیاست آمریکا کمک کردهاند. پس از انقلاب نیز این ذهنیت با تحریمها، فشارهای سیاسی و امنیتی و حمایت آمریکا از رقبای منطقهای ایران تقویت شده است.
در سطح داخلی ایران، سه توضیح عمده درباره استمرار این منازعه مطرح میشود: ماهیت انقلابی جمهوری اسلامی، نقش منطقهای ایران و شبکه متحدان آن، و محدود بودن مسیر مذاکره مستقیم با واشنگتن. در برابر این دیدگاهها، استدلال اصلی بر آن است که فهم منازعه بدون توجه به ساختار قدرت در نظام بینالملل ناقص خواهد بود؛ زیرا روابط تهران و واشنگتن در بستری شکل گرفته که هر دو طرف سیاستهای طرف مقابل را تهدیدی علیه امنیت و حوزه نفوذ خود تلقی میکنند.
خروج آمریکا از برجام و بازگشت تحریمهای یکجانبه، نقطه مهمی در تشدید بیاعتمادی بود. برجام در ابتدا بهعنوان مسیری برای کاهش تنش و متوازنسازی روابط اقتصادی ایران با غرب دیده میشد، اما خروج واشنگتن از توافق این برداشت را در تهران تقویت کرد که امتیازدهی دیپلماتیک لزوماً به کاهش فشار منجر نمیشود. همزمان، ناتوانی اروپا در جبران آثار تحریمها نیز کارآمدی راهبرد مذاکره را از نگاه سیاستگذاران ایرانی زیر سؤال برد.
در دوره دونالد ترامپ، سیاست فشار حداکثری با تحریم اقتصادی، تهدید نظامی و افزایش حضور عملیاتی آمریکا در خلیج فارس همراه شد. اعزام ناوها و تجهیزات نظامی، تشدید فشار بر سپاه پاسداران و تلاش برای ایجاد ائتلافهای منطقهای با اسرائیل و کشورهای عربی، محیط امنیتی پیرامون ایران را متشنجتر کرد. این شرایط، منطق اقدام متقابل و بازدارندگی را در محاسبات امنیتی ایران تقویت کرد؛ بهویژه با این تصور که عقبنشینی میتواند طرف مقابل را به افزایش مطالبات و فشارهای بیشتر ترغیب کند.
در سطح منطقهای، رقابت ایران با آمریکا، اسرائیل و عربستان بخشی از یک موازنه قدرت گستردهتر معرفی میشود. خلیج فارس به دلیل اهمیت انرژی، حضور نظامی آمریکا و رقابت بازیگران منطقهای، به یکی از کانونهای اصلی این تنش تبدیل شده است. از این منظر، تحریم اقتصادی، تهدید نظامی، ائتلافسازی و فشار دیپلماتیک اجزای جداگانه نیستند، بلکه ابزارهای مکمل یک سیاست اجبار محسوب میشوند.
جمعبندی این تحلیل آن است که کاهش پایدار تنش تنها با مذاکره صوری یا فشار یکجانبه حاصل نمیشود. تا زمانی که برداشتهای امنیتی دو طرف، رقابت منطقهای و بیاعتمادی تاریخی پابرجا باشد، احتمال بازتولید بحران زیاد است. در چنین فضایی، تهران بر حفظ قدرت بازدارندگی و اقدام متقابل تأکید میکند و واشنگتن نیز فشار را ابزاری برای تغییر رفتار ایران میداند؛ چرخهای که خود به تداوم خصومت کمک میکند./منبع



