خیالپردازی اسرائیل برای احیای سلطنت پهلوی
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «خیالپردازی اسرائیل برای احیای سلطنت پهلوی» نوشته الفاضل ابراهیم (Elfadil Ibrahim) و منتشرشده در ریسپانسیبل استیت کرفت (Responsible Statecraft)، به نقد خیالپردازی اسرائیل برای بازگرداندن رضا پهلوی و احیای سلطنت در ایران میپردازد. نویسنده تأکید میکند که مداخله خارجی نتیجه معکوس دارد و مردم ایران خود باید سرنوشت سیاسیشان را تعیین کنند، نه تلآویو یا واشنگتن. در ادامه چکیده این مطلب را میخوانید.
در حالی که اسرائیل بهظاهر برای مهار برنامه هستهای ایران و تضعیف زیرساختهای نظامی جمهوری اسلامی تلاش میکند، در پشت پرده رؤیایی خام نهفته است: امید به فروپاشی نظام و بازگشت رضا پهلوی، ولیعهد سابق ایران، به قدرت. این رویا اگرچه رسماً اعلام نشده، اما در سفر رسمی پهلوی به اسرائیل در سال ۲۰۲۳، حمایت آشکار مقامات اسرائیلی از او و اظهارات مقاماتی مانند گیلا گملیئل مبنی بر «فرصت طلایی برای سرنگونی نظام»، کاملاً مشهود است.
این آرزو ریشه در نگاه تاریخی دارد؛ همانگونه که در سال ۱۹۵۳ با دخالت آمریکا و بریتانیا، دولت منتخب مصدق سرنگون شد و شاه دوباره به قدرت رسید، حال اسرائیل گمان میکند میتواند با فشار نظامی مشابه، نتیجهای دلخواه بهدست آورد. این نگاه اما عمیقاً نادرست است، چرا که انقلاب سال ۱۹۷۹ پاسخی ریشهای به همان مداخله خارجی بود.
از زمان آغاز عملیات «شیر خیزان» توسط اسرائیل، اهداف نظامی فراتر از تأسیسات هستهای رفته و به نمادهای حکومتی مانند زندان اوین و صداوسیما نیز رسیده است. نتانیاهو بهصراحت از این حملات بهعنوان مسیری برای آزادی ملت ایران یاد میکند. نام عملیات نیز ارجاعی است به پرچم پیش از انقلاب و میراث سلطنت.
در این میان، رضا پهلوی تلاش کرده تصویری از خود بهعنوان دولتمردی دموکراتیک و آماده برای دوران گذار ارائه دهد؛ از برنامه صد روزه انتقالی گرفته تا قراردادهای خیالی «کوروش» برای بازسازی روابط ایران و اسرائیل. حتی ازدواج دخترش با یک تاجر یهودی آمریکایی هم در همین چارچوب تبلیغ میشود. اما برای منتقدان، این اقدامات چیزی جز تلاش برای بازسازی تصویر حکومت پهلوی و جلب حمایت خارجی نیست.
در فضای داخلی ایران، بهرغم نارضایتی گسترده از جمهوری اسلامی، حمایت واقعی از بازگشت سلطنت وجود ندارد. خاطرات تلخ مردم از ساواک، فساد، و وابستگی شاه به غرب هنوز زنده است و جنبشهای مردمی سال ۵۷ دقیقاً علیه چنین نظامی شکل گرفتند.
در سطح بینالمللی، تجربه مداخله خارجی در غرب آسیا (از عراق پس از صدام تا لیبی پس از قذافی) نشان داده که تغییر حکومت نهتنها ثبات نمیآورد، بلکه بستر رشد افراطگرایی، جنگ نیابتی و فاجعه انسانی را فراهم میکند. همین واقعیتها موجب چرخش کشورهای عربی حوزه خلیج فارس بهسوی دیپلماسی با ایران شده است.
تصور اسرائیل از اینکه بمباران و ترور میتواند مردم ایران را به قیام سوق دهد، دیدگاهی غیرتاریخی و خطرناک است. حتی فعالان مخالف جمهوری اسلامی نیز بارها گفتهاند که خواهان تغییر نظام از درون و توسط خود مردم ایراناند، نه با مداخله قدرتهای خارجی. در نهایت، توهم اینکه جانشین جمهوری اسلامی حتماً همراستا با منافع اسرائیل خواهد بود نیز اشتباه است. حتی اگر رضا پهلوی به قدرت برسد، برای حفظ مشروعیت داخلی، ناگزیر خواهد بود خود را از برچسب «مرد اسرائیل» در ایران دور کند. بنابراین، آینده ایران باید بهدست خود ایرانیان و در چارچوب خواست آنها رقم بخورد، نه بهدست قدرتهای خارجی یا بر پایه نوستالژیهای دوران سلطنت./ منبع



