امنیت و دفاعخاورمیانه

حمله‌ای که هندسه جنگ را تغییر داد

راهبردهای سنتی جنگ در حال تغییر است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با ‌عنوان «حمله‌ای که هندسه جنگ را تغییر داد» به قلم نواف عبید (Nawaf Obaid) در الجزیره (Aljazeera) منتشر شده است. تحول در دکترین نظامی ناشی از حملات موشکی دوربرد اسرائیل به دوحه و تهران استدلال می‌کند که ظهور الگوهای جدید تهاجمی، مفاهیم سنتی «عمق راهبردی» و «کنترل حریم هوایی» را تحت‌الشعاع قرار داده است. ترکیب معماری یکپارچه اطلاعاتی و تسلیحات هایپرسونیک، موازنه‌های بازدارندگی را دستخوش بی‌ثباتی کرده است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

حملات اسرائیل به دوحه در سپتامبر ۲۰۲۵ و تهران در فوریه ۲۰۲۶، نشان‌دهنده تغییری بنیادین در هندسه عملیاتی جنگ‌های مدرن است. این عملیات‌ها مدلی از تهاجم را معرفی کرده‌اند که در آن، اهمیت نفوذ به قلمرو دشمن یا حفظ کنترل متعارف بر حریم هوایی به شدت کاهش یافته است. در این مدل، هواپیماهای جنگنده بدون نیاز به ورود به حریم هوایی حساس یا متخاصم، موشک‌هایی را شلیک می‌کنند که به صورت مستقل مسیر پروازی خود را تکمیل می‌نمایند. این امر محدودیت‌های کلاسیک نبرد هوایی را که دهه‌ها بر راهبردهای نظامی حاکم بود، تغییر داده است.

در عملیات دوحه، یک جنگنده F-15I در حریم آب‌های بین‌المللی دریای سرخ مستقر شد تا از درگیری با سامانه‌های دفاع هوایی منطقه‌ای اجتناب کند. هواپیما از این موقعیت، موشکی بالستیک از خانواده «اسپارو» (احتمالاً نسخه Silver Sparrow) شلیک کرد. این موشک پس از جدا شدن، با تقویت‌کننده خود وارد یک مسیر زیرمداری شد و پیش از ورود مجدد به جو در یک زاویه تند، از لایه‌های متراکم جو عبور کرد. در فاز پایانی، سرعت‌های هایپرسونیک و استرس حرارتی شدید، پوششی از پلاسما ایجاد کرد که ردیابی راداری و رهگیری را برای سامانه‌های دفاعی نظیر پاتریوت و THAAD به دلیل محدودیت‌های فیزیکی زمان و سرعت، تقریباً غیرممکن ساخت.

موفقیت این حملات نه به خودِ هواپیما، بلکه به معماری یکپارچه C7ISR وابسته بود که ترکیبی از فرماندهی، کنترل، ارتباطات، رایانش، سامانه‌های رزمی، سایبر، شناخت و شناسایی است. این شبکه، هماهنگی بی‌درنگ و دقت در هدف‌گیری را فراهم کرد. مشابه همین منطق با استفاده از موشک Blue Sparrow و بهره‌گیری از کریدورهای شمالی بر فراز سوریه یا عراق در حمله به تهران به کار گرفته شد. نکته قابل تأمل، نیاز به اصلاحات عمیق در سخت‌افزار و نرم‌افزار جنگنده‌های F-15I برای اجرای این عملیات است؛ موضوعی که نشان‌دهنده دسترسی به کدهای منبع و معماری سیستم‌های مأموریتی است و پرسش‌های مهمی را درباره حاکمیت عملیاتی کشورهای خریدار تسلیحات غربی ایجاد می‌کند.

خانواده موشکی اسپارو که در اصل برای تست سامانه‌های دفاع موشکی طراحی شده بودند، اکنون به سلاح‌های تهاجمی عملیاتی تبدیل شده‌اند که این گذار، نشانه حرکت دکترین نظامی از شبیه‌سازها به سوی سیستم‌های رزمی فعال است. این فناوری که ماهیت «جنگ زیرمداری» را در مرز فضا و جو تداعی می‌کند، با کاهش زمان هشدار و فشردگی چرخه‌های تصمیم‌گیری، عمق سرزمینی را به عنوان یک سپر دفاعی بی‌اثر کرده است. با تکثیر این قابلیت‌ها میان بازیگران جهانی، پیش‌بینی‌ناپذیری در نبردها افزایش یافته و مدیریت تنش برای رهبران سیاسی دشوارتر شده است. این تحول، مرز میان بازدارندگی و اجبار فعال را کمرنگ کرده و چشم‌اندازی از جنگ‌های آینده را ترسیم می‌کند که در آن محدودیت‌های جغرافیایی، دیگر مانعی برای تهاجم محسوب نمی‌شوند./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا