سوریه در حال تبدیلشدن به هسته آزمایش نظم جدید غرب آسیا است
سوریه پس از سقوط اسد وارد مرحله بازآرایی موازنههای امنیتی میشود.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «سوریه در حال تبدیلشدن به هسته آزمایش نظم جدید غرب آسیا است» به قلم سیروس حاجیزاده در دیپلماسی ایرانی منتشر شده است. این متن روند فروپاشی نظم بازدارندگی پیشین پس از سقوط بشار اسد و شکلگیری الگوی چندمحوری جدید را شرح میدهد که در آن بازیگران منطقهای و فرامنطقهای در چارچوب موازنههای سیال، الگوهای نفوذ، امنیت و حکمرانی را بازتنظیم میکنند. در ادامه، چکیده این یادداشت را میخوانید.
سقوط نظام بشار اسد در اواخر سال ۲۰۲۴ نقطهای تعیینکننده در ژئوپلیتیک غرب آسیا ایجاد کرد و پایان بیش از پنج دهه حاکمیت بعثی در سوریه را رقم زد. این تحول موجب فروپاشی بنیانهای بازدارندگی تثبیتشدهای شد که از سال ۲۰۱۵ چارچوب تعاملات امنیتی منطقه را شکل میداد. با رویکارآمدن دولت جدید سوریه به ریاست محمد الجولانی، که ریشه در ساختار هیئت تحریرالشام دارد، روند بازآرایی نظم امنیتی منطقه وارد مرحلهای تازه شد و الگوی سنتی «صلح از طریق بازدارندگی سخت» جای خود را به «صلح مبتنی بر بازتنظیم موازنهها» داد؛ نظمی که بر کنترل نسبی تهدیدها، تقسیم حوزههای نفوذ و تعاملات شناور میان بازیگران رقیب استوار است.
در این چارچوب، بازدارندگی از حالت سخت و دوقطبی به ساختاری سیال و چندمحوری تغییر یافت. چهار محور اصلی شکل گرفت که هر یک نقش متفاوتی در تنظیم موازنهها دارند. محور ضدهژمونیک شامل ایران، حزبالله و گروههای همسو با هدف مقابله با نظم غربی و پروژههای ژئوپلیتیکی آمریکا و اسرائیل تلاش میکند ظرفیتهای قدرت خود را برای بازتعریف توازن منطقه ارتقا دهد. محور سازگاری امنیتی متشکل از ترکیه و دولت جدید سوریه، با رویکردی عملگرایانه به ساماندهی وضعیت امنیتی و تطبیق با شرایط ژئوپلیتیک جدید میپردازد. محور بازدارندگی مدیریتشده شامل آمریکا، اسرائیل و برخی دولتهای عربی با تکیه بر ابزارهای غیرمستقیم و مداخله محدود تلاش میکند ثبات نسبی را از طریق شبکهای از مدیریت تهدیدها حفظ کند. محور نفوذ ژئواکونومیک روسیه و چین نیز با بهرهگیری از ابزارهای انرژی، بازسازی و تجارت بهدنبال تثبیت موقعیت خود در نظم پساآمریکایی است.
در سطح داخلی، دولت جدید سوریه نمونهای از «اسلامگرایی مصلحتگرا» معرفی میشود که هویت ایدئولوژیک را حفظ کرده اما برای کسب مشروعیت و تثبیت موقعیت بینالمللی در پی سازگاری با الزامات سیاسی منطقه است. محمد الجولانی رویکردی دوگانه با تکیه بر تعامل دیپلماتیک با ترکیه، قطر و برخی کشورهای عربی اتخاذ کرده است. این روند یادآور تجربه طالبان است، اما در بستری متفاوت و پیچیدهتر.
پیامدهای سقوط اسد برای بازیگران منطقهای نیز قابل توجه است. ایران با ازدستدادن حلقه مرکزی مسیر تهران-دمشق-بیروت با تنگنای ژئوپلیتیکی روبهرو میشود و میکوشد از طریق ظرفیتهای فرهنگی و شبکههای مقاومت جایگاه خود را حفظ کند، در حالی که ترکیه از یک مداخلهگر نظامی به بازیگری نظمساز تبدیل شده و در پی ایجاد منطقه حائل امن و پیوندهای اقتصادی و امنیتی گستردهتر با سوریه است. اسرائیل از سیاست حملات پیشدستانه فاصله گرفته و به الگوی بازدارندگی تنظیمی مبتنی بر نظارت اطلاعاتی و همکاری با ترکیه و اردن روی آورده است. روسیه نقش خود را به میانجی ژئوپلیتیکی محدود کرده و آمریکا نیز با کاهش حضور مستقیم بر ثبات غیرمستقیم از طریق ائتلافها تکیه میکند.
در این روند، سوریه نمونهای از گذار از «دولت مطلق» به «دولت تنظیمی» تلقی میشود که مشروعیت خود را نه از نهادهای کلاسیک، بلکه از توانایی در مدیریت تهدیدها بهدست میآورد. با وجود تثبیت نسبی کنترل سیاسی و اقتصادی، چالش اصلی در ایجاد نظم پایدار در غیاب ساختارهای مشروعیتساز سنتی باقی میماند. در مجموع، سوریه به هسته آزمایش نظم جدیدی تبدیل شده است که امنیت در آن از مسیر توازنهای موضعی و شبکهای تأمین میشود و صلح آن بیش از آنکه حاصل توافق باشد، نتیجه فرسودگی ناشی از جنگ است./ منبع



