اشغال فناورانه: راهبرد جدید اسرائیل در جنوب لبنان
راهبرد در حال تحول اسرائیل در جنوب لبنان، نشاندهنده تغییری بنیادین از حضور فیزیکی گسترده به سمت اشغالگری مبتنی بر فناوریهای پیشرفته است که معادلات نبرد را از نو تعریف میکند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «اشغال فناورانه: راهبرد جدید اسرائیل در جنوب لبنان» به قلم لؤی فاعور (Louay Faour) در نیو عرب (The New Arab) منتشر شده است. این یادداشت به بررسی راهبرد جدید اسرائیل میپردازد که در آن حضور فیزیکی سربازان با نظارت پهپادی، هوش مصنوعی و حملات دقیق جایگزین شده و همزمان، چگونگی انطباق حزبالله با این مدل جدید از طریق بازگشت به تاکتیکهای چریکی را تحلیل میکند. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
میدان نبرد در جنوب لبنان با گذشته تفاوتهای بنیادینی پیدا کرده است. در دوران اشغال بین سالهای ۱۹۸۲ تا ۲۰۰۰، کنترل اسرائیل متکی به هزاران سرباز مستقر در پایگاههای نظامی بود که روزانه با چریکهای حزبالله درگیر میشدند، اما امروز، اسرائیل با تخریب کامل روستاها و شهرکهای مرزی و ایجاد یک منطقه حائل، راهبرد خود را تغییر داده است. این مدل جدید که تحلیلگران آن را «دفاع پویای رو به جلو» مینامند، دیگر به حضور دائمی سربازان وابسته نیست، بلکه بر ترکیبی از پهپادهای نظارتی، هوش مصنوعی، اطلاعات دقیق و توانایی حملات سریع برای کنترل و شکلدهی به میدان نبرد استوار است. این رویکرد به اسرائیل اجازه میدهد بدون تحمل هزینههای یک اشغالگری سنتی، نفوذ و توان تهاجمی خود را حفظ کند. اسرائیل با این روش به دنبال ایجاد یک واقعیت جدید در زمین است؛ واقعیتی که حتی بدون استقرار گسترده نیرو، سلطه نظامی بلندمدت آن را تضمین کند.
در مقابل، حزبالله نیز پس از تحمل خسارات بیسابقه به ساختار فرماندهی، زرادخانههای تسلیحاتی و زیرساختهای خود، در حال انطباق با این شرایط جدید است. این گروه با درک اینکه جنگ متعارف دیگر کارایی ندارد، به تاکتیکهای جنگ چریکی بازگشته است. راهبرد جدید حزبالله بر استفاده از هستههای عملیاتی کوچک، غیرمتمرکز و پنهانکار متکی است که با بهرهگیری از پهپادهای انتحاری (FPV)موشکهای ضدتانک و تجهیزات سبک، به دنبال تحمیل حداکثر خسارت به نیروهای اسرائیلی هستند. دادههای پروژه دادههای مکان و رویداد درگیریهای مسلحانه (ACLED) نشان میدهد که بین مارس و ژوئن، پهپادها نزدیک به نیمی از حملات از راه دور علیه نیروهای اسرائیلی را تشکیل دادهاند. این تغییر تاکتیکی نشان میدهد که هدف اصلی حزبالله دیگر نه کنترل قلمرو، بلکه مختل کردن تحرکات و وارد آوردن ضربات پرهزینه به دشمن است.
اگرچه خشونت کلی در لبنان پس از توافق سهجانبه ۲۶ ژوئن کاهش یافته، اما دادهها نشان میدهد که عملیات اسرائیل صرفاً حسابشدهتر شده است، نه کمتر. کاهش حملات هوایی و افزایش آتش توپخانه و تانک در اطراف منطقه حائل، بیانگر تمرکز اسرائیل بر تثبیت این منطقه و ممانعت از تقویت مواضع حزبالله است. همزمان، عملیات در مناطق راهبردی شمال رود لیطانی، مانند تپه علیالطاهر، برای از بین بردن زیرساختهای حزبالله ادامه دارد. تخریب گسترده املاک و روستاها در این دوره نیز شاهدی بر تلاش اسرائیل برای تغییر دائمی جغرافیای منطقه به نفع خود است. این اقدامات صرفاً واکنشی به حملات حزبالله نیست، بلکه بخشی از یک کارزار نظامی گستردهتر برای تضعیف راهبردی این گروه و تحمیل یک معادله امنیتی جدید است.
جنوب لبنان در حال تبدیل شدن به آزمایشگاه یک مدل نوین از جنگ است. در این مدل، برتری فناورانه اسرائیل شامل هوش مصنوعی، نظارت دائمی و حملات دقیق، در برابر راهبرد بقا و انطباق حزبالله قرار گرفته است که بر عدم تمرکز و عملیاتهای مخفیانه استوار است. هرچند فناوری، ابزار قدرتمندی در دست اسرائیل است، اما به تنهایی نمیتواند یک جنبش چریکی را ریشهکن کند. حزبالله با درک این واقعیت، در حال تنظیم ساختار خود برای مقابله با سلطه اطلاعاتی اسرائیل است. آینده این درگیری دیگر به حضور یا عدم حضور دائمی نیروهای اشغالگر بستگی ندارد، بلکه توسط این رقابت میان فناوری پیشرفته و تاکتیکهای انطباقی چریکی شکل خواهد گرفت./منبع



