پیام تهران به واشنگتن!
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «پیام تهران به واشنگتن!» در دیپلماسی ایرانی منتشر شده است، این یادداشت به بررسی رویکرد تازه مقامات ایران نسبت به مذاکرات احتمالی با آمریکا میپردازد؛ رویکردی که امکان گفتوگو را منوط به رعایت منافع ملی، پرهیز از مطالبات غیرواقعبینانه و حفظ خطوط قرمز امنیتی میداند. این یادداشت ضمن تشریح موانع اصلی، بر نقش اراده سیاسی دو طرف در شکلگیری یا شکست دیپلماسی تأکید دارد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
با وجود فضای کنونی پر از تردید، برخی تحلیلها امکان احیای مذاکرات میان ایران و آمریکا را وابسته به تغییر رویکرد واشنگتن و تلاش برای توافقی برد-برد میدانند. ایران پیشتر آمادگی خود را برای بررسی راهحلهای دیپلماتیک در صورت رعایت منافع ملی و امنیتی نشان داده است. بحث مذاکرات دو کشور بار دیگر در صدر اخبار قرار گرفته است. علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، اعلام کرده است که راه مذاکره با آمریکا بسته نیست، اما طرف آمریکایی عملاً به میز مذاکره نمیآید. این اظهارات پرسشهایی را درباره امکان احیای دیپلماسی ایجاد کرده است. در این میان، اروپا شرطهایی مانند تعیینتکلیف اورانیوم ۶۰درصدی، همکاری کامل ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی و مذاکره مستقیم با آمریکا را برای جلوگیری از فعالشدن مکانیسم ماشه و بازگشت قطعنامههای شورای امنیت مطرح کرده است.
این موضوع اهمیت پرونده گفتوگوهای تهران و واشنگتن را دوچندان کرده است، زیرا فعالنشدن این سازوکار برای ایران از منظر حقوقی و اقتصادی حیاتی است و میتواند فرصت تازهای برای دیپلماسی فراهم آورد. با این حال، وجود تناقض میان شعار مذاکرهطلبی آمریکا و رفتار عملی آن، در نگاه تهران، حاکی از نبود اراده واقعی در کاخ سفید است. پرسش کلیدی این است که آیا شرایط برای گفتوگویی واقعی و مبتنی بر منافع مشترک مهیا میشود یا روند مقصرنمایی ادامه خواهد یافت.
لاریجانی تصریح کرده است که مذاکره با آمریکا منتفی نیست، اما این گفتوگو باید بر پایه عقلانیت و واقعگرایی باشد. او تأکید کرده که طرف آمریکایی صرفاً شعار مذاکره میدهد، ولی شروطی را مطرح میکند که تحقق آنها ممکن نیست، از جمله محدودیت توان موشکی ایران که از دید مقامات تهران با اصل حفظ امنیت ملی در تضاد است. وی با اشاره به ضرورت همبستگی ملی بیان کرده که نظام سیاسی ایران همواره اولویت را بر حفظ کشور و حکومت جمهوری اسلامی گذاشته و هر تصمیمی در عرصه دیپلماسی، هستهای یا امنیتی با این معیار سنجیده میشود.
به این ترتیب، هرچند مذاکره همچنان گزینهای روی میز است، عبور از خطوط قرمز دفاعی و امنیتی برای ایران متصور نیست و تحقق توافق، نیازمند تغییر انتظارات غیرواقعی آمریکا خواهد بود. از نگاه تهران، مانع اصلی بر سر راه گفتوگوها، دوگانگی رفتاری واشنگتن است؛ زیرا این کشور در حالی از مذاکره سخن میگوید که با تشدید تحریمها و فشارهای دیپلماتیک، مسیر توافق را میبندد. حتی در زمان جریان مذاکرات نیز، اقدامات آمریکا به افزایش تنشها و خطر جنگ منجر شده است.
این تناقض سبب شکلگیری برداشت در ایران مبنی بر آن شده که واشنگتن بهجای مذاکره واقعی، در پی بازی مقصرنمایی است تا ایران یا امتیازات یکجانبه بدهد یا بهعنوان مخالف مذاکره معرفی شود. چنین شرایطی امید به بازگشت دیپلماسی سازنده را کاهش داده و بر پیچیدگی اوضاع سیاسی و امنیتی منطقه افزوده است. در این وضعیت، مسیر مذاکره باید عقلانی و دور از ابزارهای فشار تعریف شود. در سناریوی خوشبینانه، توافق بر سر یک چارچوب مشترک میتواند تنشها را کاهش دهد. اما در حالت بدبینانه، ادامه روند فعلی به بنبستی کامل میانجامد که نهتنها ایران و آمریکا، بلکه کل منطقه را تحتتأثیر قرار میدهد. آینده مذاکرات بیش از هر عامل دیگری به اراده سیاسی و واقعگرایی طرفین وابسته است./ منبع



