خاورمیانهنظام بین‌الملل و نهادها

محور «آنکارا-ریاض» پروژه‌های راهبردی اسرائیل را دور می‌زند

هم‌گرایی ترکیه و عربستان معادلات انرژی و ترانزیت منطقه را تغییر می‌دهد.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «محور آنکارا-ریاض پروژه‌های راهبردی اسرائیل را دور می‌زند» به قلم قبس زعفرانی و منتشرشده در خبرگزاری فارس، با نگاهی تحلیلی نشان می‌دهد چگونه هم‌گرایی راهبردی ترکیه و عربستان در حوزه‌های انرژی، ترانزیت و صنایع دفاعی، با حمایت ضمنی آمریکا، موجب تضعیف نقش اسرائیل در پروژه‌های کلان منطقه‌ای و به حاشیه رانده‌شدن ابتکاراتی چون پیمان ابراهیم و کریدورهای پیشنهادی تل‌آویو شده است. در ادامه، چکیده این یادداشت را می‌خوانید.

درحالی‌که تل‌آویو با تکیه بر روند عادی‌سازی روابط با برخی دولت‌های عربی، خود را محور آینده انرژی و ترانزیت غرب آسیا تصور می‌کرد، تحولات جدید منطقه‌ای تصویری متفاوت ترسیم کرده است. هم‌گرایی راهبردی ترکیه و عربستان، با حمایت غیرعلنی آمریکا، به شکل‌گیری آرایشی تازه منجر شده که در آن مسیرهای پیشنهادی اسرائیل به‌تدریج کنار گذاشته می‌شوند. رسانه‌های عبری‌زبان از جمله یدیعوت آحرونوت به این واقعیت پرداخته‌اند که «کریدور تُرکی» در حال جایگزینی سیستماتیک طرح‌هایی است که تل‌آویو برای اتصال انرژی و تجارت شرق به غرب دنبال می‌کرد و این روند، اسرائیل را در موقعیتی منزوی قرار داده است.

در این چارچوب، پیوند میان توانمندی‌های فناوری نظامی ترکیه و سرمایه‌های کلان عربستان، ائتلافی نوظهور ایجاد کرده که پیامدهای آن فراتر از همکاری دوجانبه است. قراردادهای چندمیلیارد دلاری ریاض برای خرید پهپاد، تانک و تجهیزات دریایی، عربستان را به منبع اصلی نقدینگی صنایع دفاعی ترکیه تبدیل کرده و به آنکارا امکان داده است وابستگی خود به بازارهای غربی را کاهش دهد. این تحول، ترکیه را در جایگاه یک تأمین‌کننده دفاعی برتر در جهان عرب تثبیت کرده و جایگزینی برای اسرائیل در بازار تسلیحاتی خلیج‌فارس پدید آورده است. هم‌زمان، افزایش حجم تجارت ترکیه با اروپا تا مرز ۱۷۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۵، جایگاه این کشور را به‌عنوان بازیگری غیرقابل حذف در معادلات منطقه‌ای تقویت کرده است.

در سطح ژئوپلیتیک، سرمایه‌گذاری مشترک ترکیه با عربستان و قطر در زیرساخت‌های گازی و انتقال انرژی از مسیر سوریه، مدل «کریدور تُرکی» را به گزینه‌ای عملی تبدیل کرده است. این مسیر که انتقال گاز، برق و کالا را از خلیج‌فارس به اروپا تسهیل می‌کند، به‌دلیل کوتاه‌تر و کم‌هزینه‌تر بودن، عملاً طرح‌های اسرائیل برای صادرات گاز از مسیر یونان و قبرس را با بن‌بست مواجه ساخته است. در نتیجه، مشارکت‌های انرژی اسرائیل با مصر و اردن که سال‌ها برای آن سرمایه‌گذاری شده بود، در برابر جذابیت اقتصادی محور تُرکی-سعودی تضعیف شده و نقش اسرائیل به‌عنوان پل ارتباطی شرق و غرب زیر سؤال رفته است.

این تحولات، پیمان ابراهیم را در حوزه انرژی و ترانزیت به توافقی کم‌اثر تبدیل کرده است. اسرائیل بر این فرض تکیه داشت که عربستان برای اتصال به غرب ناچار به عبور از اراضی اشغالی خواهد بود، اما تغییر جهت سرمایه‌گذاری‌های ریاض به مسیرهای عبوری از ترکیه و سوریه، این تصور را بی‌اعتبار کرده است. نتیجه این تغییر، تضعیف پروژه «کریدور هند-خلیج‌فارس-اروپا» است که اسرائیل ستون اصلی آن محسوب می‌شد و اکنون با خروج سرمایه‌های عربستان از مدار تل‌آویو، کارکرد خود را از دست داده است. در نهایت، حمایت انعطاف‌پذیر واشنگتن از محور ترکیه-عربستان، موقعیت اسرائیل را بیش از پیش تضعیف کرده است. سیاست آمریکا در جهت تقویت ثبات منطقه‌ای، به شکل‌گیری قطبی انجامیده که در آن اسرائیل از نقش طراح به بازیگری حاشیه‌ای تبدیل شده است. این روند، رؤیای تبدیل شدن اسرائیل به هاب منطقه‌ای انرژی و ترانزیت را پایان‌یافته نشان می‌دهد و آشکار می‌سازد که در نظم چندقطبی جدید، توافق‌های سیاسی بدون پشتوانه اقتصادی و زیرساختی، توان جلوگیری از حذف تدریجی بازیگران از پروژه‌های بزرگ منطقه‌ای را ندارند./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا