قهرمان دوقطبیهای جعلی
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «قهرمان دوقطبیهای جعلی» به قلم کبری آسوپار در فرهیختگان منتشر شده است. نویسنده با رویکردی انتقادی، سخنان اخیر محمدجواد ظریف درباره دوگانه «مردم و موشک» را تلاشی تازه برای بازتولید شکافهای سیاسی و تئوریک در فضای عمومی کشور میداند. به باور یادداشت، اینگونه دوگانهسازیها ضمن تضعیف انسجام ملی و ایجاد اغتشاش تحلیلی، به نفع مخالفان توان دفاعی ایران تمام میشود و وجهه بازدارندگی کشور را زیر سؤال میبرد. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
محمدجواد ظریف، پس از پایان مسئولیت رسمی خود در دولت، همچنان با طرح اظهارات و نظریههایی در حوزه سیاست و امنیت ملی، زمینهساز مناقشات تازه در فضای سیاسی کشور شده است. محور تازه سخنان او، دوگانهسازی میان «مردم» و «موشک» بهعنوان دو رکن قدرت جمهوری اسلامی ایران است. این دوگانه که با جمله «موشک مهم است، اما مردم مهمترند» بیان شد، از منظر منتقدان تلاشی برای تقابلسازی میان دو عنصر مکمل قدرت ملی تلقی میشود.
دوگانهسازی از این دست، بهجای تقویت انسجام اجتماعی، موجب التهابات روانی در فضای سیاسی و رسانهای شده و میتواند افکار عمومی را نسبت به ضرورت حفظ قابلیتهای دفاعی کشور دچار تردید کند. در شرایطی که توان موشکی کشور بهویژه در جریان حمله اخیر اسرائیل به ایران اثبات کارآمدی خود را نشان داده است، القای هرگونه دوگانگی میان مردم و توان دفاعی، عملاً به تضعیف بازدارندگی و ایجاد ذهنیت منفی نسبت به ابزار دفاعی منجر میشود. طرح چنین مباحثی نهتنها فضای سیاست داخلی را متشنج میکند، بلکه ظرفیتها و انرژی رسانهای کشور را صرف تحلیلهای انحرافی میسازد. این دیدگاه مبتنی بر حذف یکی از ارکان قدرت ملی است، در حالیکه تجربه نشان داده است که تضعیف هر بخش، بخش دیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد، بهویژه هنگامی که رویارویی با دشمنی چون آمریکا مطرح باشد.
ظریف در توضیح دیدگاه خود تأکید کرده که حل مسائل ایران و آمریکا نباید محدود به موضوع هستهای باشد و باید ابعاد دیگر روابط دوجانبه نیز در دستور مذاکره قرار گیرد. این موضعگیری از نگاه منتقدان بهمعنای گشودن باب گفتوگو درباره مسائل امنیتی از جمله توان موشکی است، موضوعی که با واقعیت شرایط بینالمللی و الزامات دفاعی کشور در تضاد دیده میشود. در حالیکه جهان امروزی بر «صلح مسلح» استوار است و قدرت نظامی عامل بازدارندگی محسوب میشود، هرگونه بحث درباره مذاکره بر سر توان دفاعی در ظاهر به نام امنیت مردم، اما در واقع به زیان امنیت ملی تفسیر میشود. توان موشکی بدون پشتیبانی مردمی معنا ندارد، همانطور که مردم بدون ابزار بازدارندگی قادر به دفاع از خود نخواهند بود؛ از این رو، قراردادن این دو در تقابل یکدیگر اقدامی نادرست تلقی میشود. ظریف در گذشته نیز با طرح دوگانه «دیپلماسی و میدان» موجب بروز اختلاف برداشت در فضای سیاسی شده بود. آن دوگانه باعث شد بخشی از توان منطقهای کشور که در عمل حامی منافع ملی بود، بهعنوان عامل محدودکننده دیپلماسی معرفی شود. اکنون نیز طرح دوگانه جدید «مردم و موشک» ادامه همان مسیر دانسته میشود که منجر به بازتولید فضای التهاب، دامنزدن به مباحث فرسایشی و تشویش افکار عمومی میشود. در مجموع، مضمون این دیدگاه نشان میدهد که اتکای یکجانبه بر ابزار دیپلماتیک و نادیدهگرفتن بازوی نظامی کشور، به تضعیف هر دو منجر خواهد شد و از جایگاه ایران در نظام بازدارندگی منطقهای و بینالمللی میکاهد./ منبع



