امنیت و دفاعخارجیخاورمیانه

پیامدهای جهانی حملات آمریکا به ایران

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «پیامدهای جهانی حملات آمریکا به ایران» حاوی تحلیل جمعی از کارشناسان روابط بین‌الملل در اندیشکده بروکینگز (Brookings)، منتشر شده است. این یادداشت به بررسی تأثیرات گسترده حملات آمریکا به تأسیسات هسته‌ای ایران بر سیاست‌های منطقه‌ای و جهانی، از جمله منع گسترش تسلیحات هسته‌ای، روابط بین‌الملل و امنیت انرژی می‌پردازد. در ادامه، چکیده این یادداشت و تحلیل‌ها را می‌خوانید.


در روز ۲۱ ژوئن ۲۰۲۵، ارتش ایالات متحده حملاتی هماهنگ علیه تأسیسات هسته‌ای ایران انجام داد که نشانه‌ای از تغییر اساسی در سیاست منطقه‌ای این کشور بود. در ادامه، تحلیل‌های کارشناسان مؤسسه بروکینگز درباره پیامدهای این حملات ارائه شده است.

تحلیل عمومی

حملات ایالات متحده به تأسیسات هسته‌ای ایران در ۲۱ ژوئن ۲۰۲۵، تغییری اساسی در سیاست منطقه‌ای این کشور ایجاد کرد. این حملات، همراه با اقدامات اسرائیل، پیامدهای گسترده‌ای برای منطقه و جهان به همراه دارد.

رابرت آینهورن

حملات اسرائیل و آمریکا به تأسیسات هسته‌ای ایران بحث‌هایی درباره تأثیر آن‌ها بر گسترش تسلیحات هسته‌ای ایجاد کرده است. برخی تحلیل‌گران معتقدند این حملات ایران را به تولید سلاح هسته‌ای به‌عنوان تنها راه تضمین امنیت و بقای حکومت سوق می‌دهد و ممکن است عربستان و دیگر کشورهای منطقه نیز به دنبال تسلیحات هسته‌ای بروند. کشورهای غیرهسته‌ای تهدیدشده نیز ممکن است به فکر ایجاد بازدارندگی هسته‌ای بیفتند. در مقابل، برخی دیگر معتقدند این حملات مسیر ایران به‎سوی سلاح هسته‌ای را مسدود کرده و آن را از این هدف منصرف می‌کند، انگیزه کشورهای منطقه برای توسعه توانایی‌های هسته‌ای را کاهش می‌دهد، متحدان آمریکا به استفاده از زور توسط واشنگتن اطمینان بیش‌تری پیدا می‌کنند، و کشورهای دیگر از ترس حملات پیشگیرانه از برنامه‌های هسته‌ای خود صرف‌نظر می‌کنند. نتیجه به وضعیت برنامه هسته‌ای ایران بستگی دارد: اگر ایران جاه‌طلبی‌های هسته‌ای خود را کنار بگذارد، رژیم جهانی منع گسترش تسلیحات تقویت می‌شود، اما اگر برنامه‌اش ادامه یابد یا به بازی نامطمئن منجر شود، پیامدهای منفی خواهد داشت. ابزارهای نظامی به‌تنهایی کافی نیستند؛ توافقی سخت‌گیرانه، قابل راستی‌آزمایی و دائمی بهترین راه برای کاهش احتمال گسترش تسلیحات هسته‌ای است.

شارن گرول

حملات اسرائیل و آمریکا احتمال توافق با ایران را کاهش داده است. از دیدگاه ایران، این دو کشور با سوءاستفاده از مذاکرات، اعتماد اندک ایران را تضعیف کردند: اسرائیل مذاکرات برنامه‌ریزی‌شده برای ۱۵ ژوئن را با حمله پیش‌دستی کرد، و ترامپ پس از مهلت دوهفته‌ای، سه روز بعد حمله کرد. این فریب‌ها اعتماد ایران به مذاکره‌کنندگان را از بین برد. اظهارات نتانیاهو و ترامپ درباره تغییر حکومت، اطمینان ایران به توقف حملات در صورت کنارگذاشتن برنامه هسته‌ای را کاهش داده است. ایران ممکن است دستیابی به سلاح هسته‌ای را برای ایجاد بازدارندگی مشابه کره‌شمالی بهترین راه حفظ حکومت بداند. در نتیجه، ایران ممکن است با نیت بد به مذاکره بازگردد تا برنامه هسته‌ای خود را مخفیانه بازسازی کند. انزوای جهانی ایران نیز این احتمال را تقویت می‌کند، زیرا نیروهای متحد آن ضعیف شده‌اند و شرکای جدید مانند الجزایر و تونس، هرچند حملات اسرائیل و آمریکا را محکوم کردند، از حمله ایران به پایگاه هوایی آمریکا در قطر نیز انتقاد نمودند. این انزوا ایران را به این نتیجه می‌رساند که تنها راه محافظت، دستیابی به سلاح هسته‌ای است.

سامانتا گراس

تأثیرات انرژی حملات آمریکا به ایران به دلیل رخ‌ندادن بدترین سناریوها قابل توجه بود. تحلیل‌گران نگران بودند که ایران از کنترل تنگه هرمز—که بیست درصد نفت و گاز طبیعی مایع جهان از آن عبور می‌کند—استفاده کند. ایران توانایی مسدودکردن کامل تنگه را ندارد و این اقدام برای صادرات انرژی‌اش به‌مثابه خودکشی است، اما حملات هدفمند می‌توانست قیمت‌های جهانی انرژی را افزایش و درگیری را گسترش دهد. این سناریو رخ نداد، زیرا هیچ‌کس—از جمله ایران، همسایگانش و اقتصاد جهانی—آن را نمی‌خواست. در ۲۲ ژوئن، قیمت نفت برنت به‌طور موقت به بیش از ۸۱ دلار رسید، اما پس از آتش‌بس اسرائیل و ایران در ۲۴ ژوئن، به حدود ۶۸ دلار کاهش یافت، که کم‌تر از قیمت پیش از درگیری بود.

رایان هاس

در تایوان، که تردید درباره قابلیت اطمینان آمریکا رو به افزایش است، حملات به ایران می‌تواند اطمینان‌بخش باشد، زیرا نشان‌دهنده آمادگی آمریکا برای استفاده از زور در حمایت از متحدانش است. اما تعمیم این حملات به امنیت تایوان خطرناک است، زیرا شرایط این دو منطقه متفاوت است. این اقدامات تأثیر محدودی بر محاسبات چین درباره تایوان خواهد داشت، مگر اینکه آمریکا در باتلاق نظامی دیگری در غرب آسیا گرفتار شود. چین معتقد است رویکرد فشار بدون خشونت در قبال تایوان در حال پیشرفت است. دو نکته قابل توجه است: نخست، انتقال دارایی‌های نظامی آمریکا از اقیانوس آرام به غرب آسیا، که اگر ادامه یابد، ادعای اولویت منطقه هند-اقیانوس آرام را زیر سؤال می‌برد. دوم، حملات دقیق اسرائیل به رهبران و دانشمندان ایرانی ممکن است پکن را به تیزکردن برنامه‌های مشابه علیه رهبران تایوان در صورت بحران تنگه ترغیب کند.

پاتریشیا ام. کیم

حملات آمریکا به ایران نشان داد که محور ضدغربی ادعایی—چین، روسیه، کره‌شمالی و ایران—چندان عمیق نیست. چین حملات را به‌عنوان نقض حاکمیت ایران محکوم کرد و خواستار آتش‌بس شد، اما هیچ اقدام مادی یا دیپلماتیک قابل توجهی انجام نداد. روابط چین با ایران معامله‌ای و مبتنی بر دسترسی به انرژی است، نه وفاداری راهبردی. روسیه جز اظهارات چیزی نداشت، و کره‌شمالی در غرب آسیا بی‌اهمیت است. این نشان می‌دهد که این کشورها اتحاد منسجم نیستند، بلکه شرکای فرصت‌طلبی با شکایات مشترک‌اند. این برای آمریکا اطمینان‌بخش است، زیرا این محور فاقد انسجام است، اما نگران‌کننده است، زیرا عدم حمایت چین نشانه تمرکز راهبردی آن بر منطقه هند-اقیانوس آرام است، جایی که رقابت واقعی با آمریکا را می‌بیند.

الیزابت ان. سوندرز

زمینه سیاسی حملات ترامپ، توجه متحدان و دشمنان را جلب کرد. فقدان مشورت با کنگره، که اختیار اعلام جنگ دارد، مورد انتقاد قرار گرفت، اما برای کشورهای عادت‌کرده به تصمیم‌گیری‌های یک‌ جانبه رؤسای‌جمهور آمریکا تعجب‌آور نیست. آنچه شگفت‌انگیز است، تصمیم‌گیری آشوبناک است: پست‌های زیگزاگی ترامپ در تروث سوشال، رد ارزیابی‌های اطلاعاتی، ادعای «نابودی کامل» فردو پیش از ارزیابی خسارات، حملات به رسانه‌ها و فقدان برنامه دیپلماتیک روشن. کنفرانس مطبوعاتی خصمانه پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا که رسانه‌ها را سرزنش کرد و رئیس ستاد کل این کشور را در موقعیت دشوار قرار داد، نگرانی‌هایی درباره روابط مدنی-نظامی ایجاد کرد. این آشوب ممکن است به جایگاه جهانی آمریکا آسیب برساند.

یون سان

چین تأثیر مستقیم کمی از درگیری احساس کرد، زیرا از نظر جغرافیایی دور است و سرمایه‌گذاری‌اش در ایران محدود است. نگرانی اصلی چین، سرریزشدن درگیری به غرب آسیا و تهدید منافع انرژی‌اش بود. تهدید ایران به بستن تنگه هرمز غیرمنطقی تلقی شد، زیرا بیشتر نفت این تنگه به خریداران آسیایی می‌رسد و ایران به آن وابسته است. تصمیم ایران به نبستن تنگه نشان داد که منافع انرژی چین در برابر آشوب‌های ژئوپلیتیکی تا حدی محافظت‌شده است.

کیتلین تالمج

حملات آمریکا و اسرائیل برنامه هسته‌ای ایران را تضعیف کرده و با فروپاشی حکومت اسد و تضعیف نیروهای متحد ایران، اسرائیل را به قدرت نظامی برتر منطقه تبدیل کرده است. این لحظه می‌تواند فرصتی برای توافق درباره غزه فراهم کند، اما اگر ایران دیگر دشمن قدرتمندی به نظر نیاید، روابط با عربستان پیچیده‌تر خواهد شد. در سطح جهانی، این حملات توانایی آمریکا برای مداخله جسورانه را نشان داد، اما تمرکز مجدد بر غرب آسیا ممکن است منابع و توجه را از هند-اقیانوس آرام منحرف کند و بازدارندگی در برابر چین را تضعیف نماید.

شیبلی تلحامی

ایالات متحده در جنگی اعلام‌نشده با ایران است. اگرچه ترامپ عملیات را متوقف کرد و ایران با پاسخی نمادین از تشدید تنش اجتناب کرد، پیامدها نامشخص است. سلاح‌های پیشرفته آمریکا احتمالاً نتوانستند توانایی‌های هسته‌ای ایران را کاملاً پایان دهند، و توافقی مشابه برجام بهترین شانس برای محدودکردن برنامه هسته‌ای ایران است. حملات، پیمان منع گسترش تسلیحات را تضعیف کرده و ایران را به توقف همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و حتی خروج از پیمان سوق داده است. ایران ممکن است انگیزه بیش‌تری برای دستیابی به سلاح هسته‌ای داشته باشد. ایران نباید کشوری شکست‌خورده دیده شود، زیرا توانایی‌های موشکی‌اش خسارات قابل توجهی به اسرائیل وارد کرده و می‌تواند نیروهای آمریکایی و عرضه انرژی را تهدید کند.

اندرو یو

حملات به برنامه هسته‌ای ایران درس کره‌شمالی برای حفظ سلاح‌های هسته‌ای را تقویت کرده و مذاکرات با آمریکا را دشوارتر می‌کند. انتقال باتری‌های موشکی پاتریوت از کره‌جنوبی به غرب آسیا نشان‌دهنده محدودیت منابع آمریکا برای مدیریت درگیری‌های همزمان است، که ممکن است متحدان آسیایی را وادار به تقویت دفاع خود کند./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا