فلسطینیها و کشتار هفتم اکتبر
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «فلسطینیها و کشتار هفتم اکتبر» نوشته موریس هرش (Maurice Hirsch) در مرکز امنیت و امور خارجه اورشلیم (Jerusalem Center for Security and Foreign Affairs) منتشر شده است. کشتار ۷ اکتبر ۲۰۲۳ نتیجه دههها آموزش و تحریک نظاممند از سوی رهبری فلسطینی است که صلح را تاکتیکی فریبنده و خشونت را جهاد مقدس میداند. فتح و حماس در هدف نابودی اسرائیل اشتراک دارند و جامعه بینالمللی با نادیدهگرفتن این واقعیت، در تقویت چرخه خشونت سهیم است. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
کشتار وحشیانه هفتم اکتبر ۲۰۲۳ برای کسانی که سالها به سخنان رهبران فلسطینی گوش دادهاند، غافلگیرکننده نبود. در حالیکه برای اسرائیل توافق اسلو تلاشی تازه برای ایجاد همزیستی مسالمتآمیز میان یهودیان و عربها بود، رهبران فلسطینی این توافق را مصداق اصل اسلامی «تقیه» یعنی فریب دانستند. یاسر عرفات صریحاً اعلام کرد که این توافق همانند صلح موقت پیامبر اسلام با قریش است؛ توافقی تاکتیکی تا زمان مناسب برای نبرد بعدی. از نگاه سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف)، اسلو فرصتی بود برای اجرای «طرح مرحلهای» و کسب پایگاهی سرزمینی جهت ادامه مبارزه برای نابودی اسرائیل.
با وجود تعهدات رسمی برای مبارزه با تحریک و ترور، تشکیلات خودگردان فلسطین روندی معکوس در پیش گرفت و مشروعیت اسرائیل را بهعنوان دولت ملی یهودیان نفی کرد. این نهاد با تلفیق افسانههای خونبار قرون وسطایی و تبلیغات نازیها، یهودیان را اهریمنی نشان داد و قتل آنان را توجیه کرد. سیاست چند میلیارد دلاری «پاداش برای قتل» نیز ابزار مالی تشویق تروریسم شد؛ برنامهای که به هر فلسطینی مشارکتکننده در عملیات تروریستی مستمراً پاداش میپردازد. رهبران ساف و تشکیلات خودگردان نهتنها تروریستها را مجازات نکردند، بلکه گروههایی چون حماس و جبهه خلق را بهعنوان «جناحهای مشروع فلسطینی» به رسمیت شناختند و حتی اجازه دادند در انتخابات ۲۰۰۶ شرکت کنند.
در فضای آکنده از نفرت، فساد و تبلیغ «مقاومت مسلحانه»، پیروزی گسترده حماس نتیجهای طبیعی بود. هرچند جامعه بینالمللی میان ساف-فتح «میانهرو» و حماس «افراطی» تمایز گذاشت، هر دو جریان در هدف نهایی نابودی اسرائیل همداستاناند و تنها در روش و کنترل منابع مالی اختلاف دارند. در چنین بستری، حمله خونین هفتم اکتبر رخ داد؛ حملهای که ۷۲ درصد فلسطینیان (۸۲ درصد در کرانه باختری و ۵۷ درصد در غزه) آن را درست دانستند و تا ماه می ۲۰۲۵ نیز نیمی از آنان همچنان از تصمیم حماس حمایت کردند. افزون بر این، ۸۷ درصد فلسطینیان همچنان واقعیت جنایات آن روز را انکار میکنند.
رهبران فلسطینی، چه در حماس و چه در تشکیلات خودگردان، مرگ هزاران فلسطینی را نه فاجعه بلکه سرمایه تبلیغاتی تلقی میکنند و از حمایت سازمان ملل و رسانههای جهانی برای گسترش روایتهای دروغین بهره میبرند. گفته معروف گوبلز مبنی بر اینکه «دروغ بزرگ اگر تکرار شود، باورپذیر میگردد»، این راهبرد بهصورت بیسابقهای علیه اسرائیل به کار گرفته شده است. در کنار سازمان ملل و رسانهها، برخی رهبران غربی همچون امانوئل مکرون، کییر استارمر و آنتونی آلبانیزی نیز با پیگیری بهرسمیت شناختن «دولت فلسطین» به این روند مشروعیت میبخشند.
طی بیش از سه دهه، رهبری فلسطین به مردم خود آموخته است که ترور و قتل یهودیان وظیفهای دینی و جهادی است. جامعه بینالمللی این تحریکات، سیاست پرداخت پاداش به قاتلان و همپیمانی با گروههای تروریستی را دیده اما سکوت کرده است. از همین رو، محمود عباس تا سخنرانی مجازی خود در سازمان ملل در ماه سپتامبر ۲۰۲۵ نهتنها کشتار را محکوم نکرد، بلکه از حماس نیز تبری نجست؛ زیرا این فاجعه بخشی از راهبرد دیرینه ساف و تشکیلات خودگردان برای نابودی اسرائیل است. تا زمانی که جهان فلسطینیان را بهخاطر این خشونتها پاداش میدهد و اسرائیل را بیاعتبار میسازد، هیچ تغییری در افق صلح متصور نیست./ منبع



