خطرات واقعی خصومت بین عربستان و امارات
رقابت منطقهای بین عربستان و امارات، تنش ها را فراتر از منطقه خلیج فارس افزایش خواهد داد.
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «خطرات واقعی خصومت بین عربستان و امارات» به قلم جاناتان پانیکوف (Jonathan Panikoff) در فارن افرز (Foreign Affairs) منتشر شده است. این تحلیل به کالبدشکافی شکاف عمیق میان ریاض و ابوظبی میپردازد که از یمن و سودان تا رقابت برای جذب سرمایهگذاریهای خارجی و تکنولوژیهای نوین گسترده شده است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
ریشه اصلی اختلاف عمیق کنونی بین عربستان و امارات، در «چشمانداز ۲۰۳۰» سعودیها نهفته است. محمد بن سلمان برای موفقیت این طرح ملی ناگزیر است سلطه دهههای اخیر امارات در حوزههای مالی، گردشگری و لجستیک را به چالش بکشد. ریاض با استفاده از اهرمهای حاکمیتی نظیر الزام شرکتهای چندملیتی به انتقال دفاتر منطقهای به عربستان و وضع تعرفههای سنگین بر کالاهای تولید شده در مناطق آزاد (که ضربه مستقیمی به مدل اقتصادی امارات است)، تلاش میکند جایگاه دبی را بهعنوان قطب تجاری منطقه تصاحب کند. در مقابل، امارات با تکیه بر محیط اجتماعی منعطفتر و پیشگامی در حوزههای هوش مصنوعی و بیوتکنولوژی، حاضر به عقبنشینی نیست و نبرد سختی را برای حفظ سرمایههای بینالمللی آغاز کرده است.
اختلافات سیاسی دو کشور در اواخر سال ۲۰۲۵ و اوایل ۲۰۲۶ به اوج خود رسید. در یمن، گروههای جداییطلب تحت حمایت امارات (STC) با نیروهای مورد حمایت عربستان (PLC) درگیر شدند که منجر به حمله هوایی بیسابقه عربستان به محموله تسلیحاتی امارات در دسامبر ۲۰۲۵ و در نهایت خروج کامل نیروهای اماراتی از یمن شد. در سودان نیز، ریاض از ارتش ملی حمایت میکند، در حالی که ابوظبی متهم به پشتیبانی مالی و نظامی از نیروهای واکنش سریع (RSF) است. این تضاد منافع در قبال اسرائیل نیز مشهود است؛ امارات بهدنبال تعمیق پیوندهای امنیتی با تلآویو است، اما عربستان هرگونه عادیسازی را به تشکیل دولت فلسطینی مشروط کرده و نگران «محاصره راهبردی» خود توسط ائتلاف اماراتی-اسرائیلی است.
دولت دوم ترامپ نیز در سال ۲۰۲۶ با چالشی دشوار روبروست: حفظ تعادل میان دو متحدی که هر دو برای سیاستهای این کشور در غرب آسیا حیاتی هستند. نفوذ فزاینده چین در منطقه و احتمال گرایش هر یک از این دو کشور بهسمت پکن در صورت احساس بیمهری از سوی واشنگتن، ریسک بزرگی برای غرب محسوب میشود. تحلیلگران معتقدند که حل این بحران نیازمند یک دیپلماسی شخصی میان رهبران است، چرا که رقابتهای فردی و غرور ملی اکنون به اندازه منافع اقتصادی در آتش این تنش میدمد. اگرچه وقوع جنگ مستقیم میان این دو پادشاهی بعید است، اما استمرار این رویارویی میتواند ثبات منطقه خلیج فارس و مسیرهای تجاری بینالمللی را برای دهههای آینده تحت تأثیر قرار دهد. /منبع



