شروع مجدد مذاکرات هستهای با چشماندازی مبهم
مذاکرات ایران و آمریکا پس از ماهها تنش از سر گرفته شد.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «شروع مجدد مذاکرات هستهای با چشماندازی مبهم» منتشرشده در اندیشکده تهران به بررسی ازسرگیری گفتوگوهای ایران و آمریکا در عمان پرداخته است. این یادداشت تأکید دارد که تداوم اختلافنظرها بر سر غنیسازی و فشارهای داخلی و منطقهای، مسیر دیپلماسی را مبهم کرده و احتمال بازگشت دو طرف به تنش را همچنان بالا نگه داشته است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
پس از دورهای از تشدید تنش میان ایران و آمریکا و تلاش برخی کشورهای منطقه برای کاهش بحران، مذاکرات هستهای میان دو کشور در عمان دوباره آغاز شد. در ابتدا درباره محل برگزاری و موضوع گفتوگوها اختلافنظرهایی وجود داشت که میتوانست آغاز مذاکرات را با شکست روبهرو کند، اما این موانع برطرف شد و امکان گفتوگو فراهم آمد. با وجود این، عدم تغییر در سیاستهای دو طرف، مهمترین عامل ابهام در آینده مذاکرات بهشمار میرود. در هشت ماه گذشته از پایان جنگ دوازدهروزه، هیچیک از طرفین اصلاحی در مواضع خود نشان ندادهاند. ایران همچنان بر حق غنیسازی اصرار دارد و برخی نشانهها از فعالیت در تأسیسات کلنگگزلا، اصفهان و نطنز حکایت میکند. در مقابل، آمریکا حتی اگر به توافقی محدود به مسائل هستهای رضایت داده باشد، همچنان توقف همیشگی غنیسازی و خروج مواد غنیشده را شرط اصلی خود میداند. چنین وضعی احتمال میدهد که حتی توافقی حداقلی نیز صرفاً بتواند تنش را کنترل کند، اما ریشه اختلافها را از میان نخواهد برد.
هر دو طرف دلایل روشنی برای پافشاری بر سیاستهای خود دارند. در آمریکا، لابی اسرائیل و حزب جمهوریخواه بهشدت با هر توافقی شبیه برجام مخالفاند و ترامپ نیز برای حفظ اعتبار سیاسی خود امکان عقبنشینی ندارد. در ایران نیز تداوم بر حق غنیسازی و حفظ اورانیوم با غنای ۶۰ درصد، که پیشتر با پذیرش خطر درگیری نظامی همراه شد، اجازه انعطافپذیری را نمیدهد. اظهارات عراقچی پس از دور نخست گفتوگوها این امر را بازتاب داد. افزونبر این، عملیات هوایی آمریکا با نام «چکش نیمهشب» علیه تأسیسات هستهای و پاسخ محدود ایران، واشنگتن را به این برداشت رساند که اقدام نظامی با واکنش شدید ایران روبهرو نخواهد شد. این تصور که محور مقاومت در ضعیفترین موقعیت خود قرار دارد، تمایل برخی سیاستگذاران آمریکایی به اقدامات تهاجمی را افزایش داده و فضای مذاکرات را با احتیاط و بدبینی همراه کرده است.
در این شرایط، انگیزههای کوتاهمدت دو طرف عامل اصلی بازگشت به میز مذاکره است. برای ایران، بهتعویقانداختن احتمال درگیری و تقویت آمادگی دفاعی هدفی موقت اما ضروری است. برای آمریکا، ترکیب دیپلماسی با تهدید نظامی و افزایش استقرار نیروها در منطقه روشی تلقی میشود تا بدون هزینههای جنگ، اهداف خود را پیش ببرد. گفتوگوها همچنین فرصت ایجاد آمادگی نظامی بیشتر و تداوم فشار روانی بر ایران را فراهم میآورد. در کنار این عوامل، نقش کشورهای منطقهای نیز قابلتوجه است. ترکیه و مصر با هدف حفظ توازن منطقه و جلوگیری از تضعیف بیشازاندازه ایران، از کاهش تنش میان تهران و واشنگتن حمایت میکنند. عربستان و قطر نیز به دلیل نگرانی از پیامدهای هر درگیری احتمالی، خواهان تداوم مسیر مذاکرهاند تا خطر هدف قرار گرفتن در جنگ کاهش یابد.
در مجموع، ازسرگیری مذاکرات در عمان نشانهای از اراده ظاهری دو کشور برای کاهش موقت تنش است، اما غیبت تغییرات واقعی در مواضع، چشمانداز سازش پایدار را تیره کرده است. ایران همچنان بر حق غنیسازی و حفظ مواد با غنای بالا پافشاری دارد و آمریکا بر توقف کامل آن تأکید میورزد. فشارهای سیاسی و محاسبات نظامی، امکان انعطاف را از دو طرف گرفته است. در نتیجه، دیپلماسی موجود بیش از آنکه مسیری برای حل اختلافات بنیادین باشد، ابزاری برای مدیریت کوتاهمدت بحران و آمادهسازی برای شرایط سختتر آینده تلقی میشود./ منبع



