خاورمیانهداخلینظام بین‌الملل و نهادها

نقش پیشران‌های پیدا و پنهان در آینده روابط ایران و آمریکا

روابط تهران-واشنگتن وارد مرحله‌ای چندپیشرانه می‌شود.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «نقش پیشران‌های پیدا و پنهان در آینده روابط ایران و آمریکا» به قلم سید محمد عیسی‌نژاد و پرهام مداح در دیپلماسی ایرانی منتشر شده است که با رویکردی آینده‌نگر و چندساحتی، نشان می‌دهد چگونه برهم‌کنش متغیرهای نظامی، سیاسی، اقتصادی و ادراکی می‌تواند مسیر روابط ایران و آمریکا را میان سناریوهای مهار کنترل‌شده یا تشدید پرهزینه جابه‌جا کند و تصمیم‌سازی راهبردی را به‌شدت وابسته به مدیریت عدم‌قطعیت‌ها سازد. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.

روابط جمهوری اسلامی ایران و آمریکا مسیری پرنوسان، چندلایه و همراه با تنش‌های مستمر را طی کرده و به‌دلیل تأثیرپذیری هم‌زمان از متغیرهای داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی، تحلیل خطی و تک‌ساحتی از آینده آن ناکافی است. در چنین فضایی، تصمیم‌سازی راهبردی نیازمند رویکردی آینده‌نگر و حساس به عدم‌قطعیت‌هاست که بر شناسایی پیشران‌های کلیدی و وزن‌دار تمرکز دارد؛ متغیرهایی که توان شکل‌دهی به آینده‌های متفاوت را دارند و می‌توانند مسیر تحولات را تغییر دهند.

نخستین پیشران، آرایش جنگی فعلی آمریکا در پیرامون ایران است. افزایش حضور ناوهای هواپیمابر، بمب‌افکن‌های راهبردی و استقرار نظامی در خلیج فارس، دریای عمان، شرق مدیترانه و پایگاه‌هایی مانند العدید و دیه‌گو گارسیا، نشان‌دهنده تقویت گزینه‌های عملیاتی آمریکا است. این چینش صرفاً نمایش قدرت نیست، بلکه بخشی از راهبرد فشار حداکثری محسوب می‌شود و بدون وقوع درگیری مستقیم نیز می‌تواند محاسبات راهبردی و فضای تصمیم‌گیری ایران را تحت تأثیر قرار دهد.

دومین پیشران به احتمال تغییر الگوی پاسخ ایران از پاسخ‌های محدود و کنترل‌شده به پاسخ‌های گسترده و پرهزینه مربوط است. نشانه‌هایی از بازاندیشی در منطق بازدارندگی دیده می‌شود که هدف آن افزایش هزینه‌های راهبردی برای طرف مقابل و تغییر محاسبات اوست. تأکید بر دامنه گسترده هرگونه درگیری احتمالی، افزایش آمادگی نظامی و تقویت توان دفاعی و تهاجمی، همگی در این چارچوب قابل فهم هستند.

پیشران سوم، تحرکات سیاسی و نظامی بازیگران منطقه‌ای و اروپایی است. کشورهایی مانند عربستان، امارات، قطر، اردن، ترکیه و مصر، با رفتارهایی گاه دوگانه، هم‌زمان بر عدم مشارکت رسمی در اقدام علیه ایران تأکید می‌کنند و در عین حال میزبان یا تسهیل‌کننده حضور نظامی آمریکا هستند. در سطح اروپا نیز، هم‌راستایی تدریجی با سیاست‌های فشار، تحریم‌ها و مباحث حقوقی علیه ایران، به افزایش فشار ادراکی و سیاسی منجر شده است.

چهارمین پیشران، افزایش قیمت نفت و نااطمینانی در بازار انرژی است. رشد قیمت انرژی می‌تواند هم منابع مالی کشورهای صادرکننده را تقویت کند و هم فشار تورمی و اقتصادی بر مصرف‌کنندگان بزرگ، از جمله آمریکا، وارد سازد. این وضعیت ممکن است انگیزه قدرت‌های بزرگ برای مهار تنش و جلوگیری از درگیری پرهزینه را افزایش دهد.

پنجمین و هفتمین پیشران به ویژگی‌های شخصیتی و رفتاری دونالد ترامپ مربوط می‌شود. سبک تصمیم‌گیری پرریسک، لحن تند و غیرقابل پیش‌بینی و تجربه موفق اقدامات جسورانه، می‌تواند سطح تهور، احتمال تکرار تصمیمات پرهزینه و ریسک سوءمحاسبه را افزایش دهد.

ششمین پیشران، عملیات «چکش نیمه‌شب» است که به‌عنوان کنشی راهبردی، آستانه استفاده از زور را کاهش داده و منطق بازدارندگی متقابل را تضعیف می‌کند.

هشتمین پیشران به شکنندگی اقتصادی و ظرفیت بروز ناآرامی‌های اجتماعی در داخل ایران مربوط می‌شود که در محاسبات بازیگران خارجی نقش تعیین‌کننده دارد.

نهمین پیشران، تحولات امنیتی سوریه و عراق است که با بی‌ثباتی و تغییر موازنه بازیگران محلی، می‌تواند دامنه بحران را گسترش دهد. دهمین پیشران، سند راهبرد دفاع ملی ۲۰۲۶ پنتاگون است که با تأکید ساختاری و بلندمدت بر مهار ایران و محور مقاومت، نشان‌دهنده نهادینه شدن این رویکرد در ساختار امنیتی آمریکا است. مجموع این پیشران‌ها آینده‌ای متکثر، همراه با سناریوهای متفاوت مهار یا تشدید تنش را ترسیم می‌کند./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا