محرکهای اصلی روابط آمریکا و اسرائیل
به گزارش اطلس دیپلماسی یادداشتی با عنوان «محرکهای اصلی روابط آمریکا و اسرائیل» نوشته حُذیفه یونس (Huzaifa Younas) در مرکز پژوهشهای راهبردی و معاصر (Centre for Strategic and Contemporary Research) منتشر شده است. این یادداشت به بررسی ماهیت منحصربهفرد روابط آمریکا و اسرائیل پرداخته و نشان میدهد که این رابطه فراتر از همکاریهای معمول دیپلماتیک میان دولتهاست. با مرور ابعاد تاریخی، امنیتی، فرهنگی و سیاسی این پیوند، سه عامل کلیدی شامل ارزشهای مشترک، منافع راهبردی و امنیتی و نقش پررنگ لابی اسرائیل در سیاست داخلی، آمریکا را بهعنوان عنصر اصلی تداوم این اتحاد معرفی میکند. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
اسرائیل کشوری کوچک با جمعیت حدود ۹.۷ میلیون نفر است که طی بیش از هفتاد سال توانسته در برابر دشمنان متعدد خود دوام بیاورد. عامل مهم این بقا، رابطه خاص آن با آمریکا است. آمریکا نخستین کشوری بود که در کمتر از ۲۴ ساعت پس از تأسیس اسرائیل آن را بهرسمیت شناخت و از آن زمان تاکنون بیش از سیصد میلیارد دلار کمک به این کشور اختصاص داده است که عمدتاً جنبه نظامی دارد. اسرائیل بهعنوان متحد غیرناتویی آمریکا به جدیدترین فناوریهای نظامی از جمله سامانههای پدافندی تاد و پاتریوت و جنگندههای اف-۳۵ دسترسی انحصاری دارد. در دوران ریاستجمهوری اوباما، بیش از پنج میلیارد دلار صرف نگهداری سامانههای پدافندی اسرائیل شد که ۱.۳ میلیارد دلار آن به گنبد آهنین اختصاص داشت. یادداشت تفاهم سال ۲۰۱۶ نیز ۳۳ میلیارد دلار کمک نظامی برای اسرائیل در نظر گرفت.
هرچند تمامی کمکهای نظامی آمریکا باید از کنگره عبور کند و تحت قوانین بینالمللی و «قانون لیهی» با محدودیتهای مرتبط با نقض حقوق بشر مواجه است، تاکنون هیچ انتقال تسلیحاتی به اسرائیل مسدود نشده است. این در حالی است که اتهامهای جدی درباره استفاده از این کمکها در سرکوب فلسطینیان مطرح بوده است. پس از حملات ۷ اکتبر، آمریکا بیش از صد انتقال کمک نظامی به اسرائیل انجام داده که بخش عمده آن محرمانه باقی مانده است.
سه عامل اصلی برای این پیوند ویژه میتوان ذکر کرد. نخست، ارزشها و ساختارهای مشترک. آمریکا اسرائیل را تنها دموکراسی غربآسیا میبیند و بر اشتراک ارزشهایی چون آزادی بیان، عدالت و برابری تأکید دارد. هرچند این برداشتها با انتقادهایی همراه بوده، اما به تقویت همبستگی دو کشور کمک کرده است.
دوم، اهداف راهبردی و امنیتی. منافع آمریکا در غربآسیا از جنگ جهانی دوم و سپس دوران جنگ سرد آغاز شد و با انقلاب ۱۹۷۹ ایران شدت گرفت. از آن زمان روابط آمریکا و اسرائیل با دو هدف تقویت شد: جلوگیری از تبدیلشدن ایران یا عراق به قدرت منطقهای و تضمین آزادی کشتیرانی در مسیرهای حیاتی چون هرمز و بابالمندب. حمایت آمریکا از اسرائیل در جنگها و مداخله در مذاکرات صلح، بخشی از تحقق این اهداف بود. در قرن ۲۱ نیز با ظهور داعش، تحریم برنامه هستهای ایران و جنگهای منطقهای، پیوند امنیتی آمریکا و اسرائیل تقویت شد. دخالت اخیر آمریکا در مناقشه اسرائیل و ایران نیز تداوم همان رویکرد است که پیشتر برای جنگ عراق و نابودی سلاحهای کشتار جمعی مطرح شده بود.
سومین و مهمترین عامل، نفوذ لابی اسرائیل در آمریکاست. پژوهشگران چون میرشایمر و والت تأکید دارند که بدون درنظرگرفتن لابی اسرائیل نمیتوان این رابطه را توضیح داد. قدرتمندترین نهاد در این زمینه، «آیپک» (AIPAC) است که از سال ۱۹۵۴ برای دفاع از منافع اسرائیل در آمریکا فعالیت میکند. آیپک میلیونها دلار در کارزارهای انتخاباتی سرمایهگذاری میکند تا سیاستمداران منتقد اسرائیل را حذف کند. برای نمونه، ۸.۵ میلیون دلار برای شکست کُری بوش، نماینده دموکرات حامی فلسطین، هزینه شد. این لابی همچنین برچسب «یهودیستیزی» را علیه منتقدان اسرائیل بهکار میبرد و از رسانهها برای شکلدهی افکار عمومی استفاده میکند.
در پایان تأکید میشود که رابطه آمریکا و اسرائیل پدیدهای پیچیده است که ترکیبی از ارزشهای مشترک، منافع امنیتی و راهبردی و نفوذ لابی اسرائیل آن را به پیوندی ویژه و متفاوت از روابط دیپلماتیک عادی میان دولتها بدل کرده است./ منبع



