چگونه ممکن است ترامپ این جنگ را ببازد؟
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چگونه ممکن است ترامپ این جنگ را ببازد؟» نوشته دانیل بایمن (Daniel Byman) در نشریه فارنپالیسی (Foreign Policy)، به بررسی سناریوهای شکست احتمالی آمریکا در جنگ محدود اما پر مخاطره با ایران میپردازد که با حملات هوایی اخیر به تاسیسات هستهای ایران آغاز شده است. اگرچه هدف اعلام شده آمریکا نابودی ظرفیت غنیسازی هستهای ایران است، اما گسترش هدفها به سوی تغییر حکومت یا دستکم برآورد اشتباه از پاسخ ایران میتواند این موفقیت اولیه را به شکست راهبردی تبدیل کند. در ادامه، خلاصه این مطلب را میخوانید.
پس از اعلام رسمی دونالد ترامپ مبنی بر بمباران چند سایت هستهای در ایران، بهویژه تأسیسات فردو که محل مهمی برای غنیسازی اورانیوم تلقی میشود، تحلیلگران و ناظران بینالمللی به ارزیابی پیامدهای احتمالی این اقدام پرداختند. ترامپ هدف از این حملات را «نابودی کامل ظرفیت غنیسازی هستهای ایران» اعلام کرده و تأکید کرده است که این اقدام مکمل حملات اسرائیل به سایر سایتهای هستهای کماهمیتتر و نیز کارزار ترور فرماندهان نظامی و دانشمندان هستهای ایران است.
با وجود موفقیت ظاهری این حملات، باید از پیامدهای احتمالی منفی و مسیرهای شکست احتمالی این جنگ آگاه بود. نخستین نگرانی این است که حملات فعلی ممکن است به اندازه کافی مخرب نباشند تا با توجه به هزینهها، خطرات و تبعات گسترده، ارزش راهبردی لازم را داشته باشند. اگرچه ترامپ مدعی است برنامه هستهای ایران بهطور کامل نابود شده، اما برای رسیدن به تخریب واقعی و پایدار، ممکن است حملات بیشتر به سایتهایی چون فردو ضروری باشد.
اگر آمریکا بخواهد اهداف عملیات را فراتر از نابودی ظرفیت هستهای و بهسوی تغییر حکومت گسترش دهد یعنی هدفی که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، بهطور تلویحی از آن حمایت کرده اما ترامپ تاکنون از آن پرهیز کرده است. ترامپ تاکنون بر رویکرد محدود و متمرکز بر نابودی ظرفیت هستهای پافشاری کرده که با سطح توان عملیاتی فعلی آمریکا همخوان است.
در حالت انتزاعی، پایانیافتن حکومت کنونی ایران میتواند پیامد مثبتی تلقی شود، چرا که این حکومت حامی تروریسم، خصم آمریکا و اسرائیل و تهدیدکننده ثبات متحدان عرب آمریکاست و کارنامهای ضعیف در زمینه حقوق بشر دارد. با این حال، تغییر حکومت مقولهای پرریسک است. هیچ اپوزیسیون منسجم و قابلاعتماد داخلی وجود ندارد که بتواند قدرت را بهدرستی در دست بگیرد. سرنوشت کشور ممکن است به سمت دیکتاتوری نظامی، هرجومرج یا حتی وضعیت بدتری مانند آنچه پس از سقوط رژیمهای صدام در عراق یا قذافی در لیبی رخ داد، تمایل پیدا کند.
تجربه تاریخی نشان داده که توان بازیگران خارجی در هدایت تغییر حکومت بسیار محدود است و اغلب نتایج عکس میدهد. اگر آمریکا بهطور رسمی سیاست تغییر حکومت را دنبال کند، نهتنها باید مسئولیت آینده ایران را بر عهده گیرد، بلکه شاید مجبور به اعزام نیروی زمینی گسترده شود، آن هم در شرایطی که نتیجه همچنان نامشخص خواهد بود.
با این اوصاف، اگر سقوط حکومت بهطور طبیعی و بدون دخالت مستقیم آمریکا رخ دهد، میتوان آن را یک «موهبت غیرمنتظره» تلقی کرد. در شرایط کنونی، رژیم ایران با مشکلات متعددی از جمله عملکرد ضعیف اقتصادی، فساد ساختاری و ناکارآمدی مزمن مواجه است. واکنش ضعیف ایران به حملات اسرائیل و آمریکا نیز اعتبار آن را بیش از پیش تضعیف کرده است.
از دیگر اشتباهات احتمالی، دستکمگرفتن قدرت و واکنشپذیری ایران است. در حالی که ایران در قیاس با اسرائیل و بهویژه آمریکا توان پاسخگویی متقارن را ندارد، اما ترکیبی از سوءبرداشت، تمایل به انتقام و انگیزههای سیاسی میتواند رفتار این کشور را غیرعقلانی و مخاطرهآمیز کند. آیتالله خامنهای، رهبر ایران، پیش از حملات آمریکا هشدار داده بود که این اقدامات ممکن است به «آسیبهای جبرانناپذیر» منجر شود.
تجربه گذشته نشان میدهد که ایران میتواند با استفاده از نیروهای نیابتی خود در منطقه، پاسخهای غیرمستقیم اما پرهزینهای به آمریکا وارد کند. پس از ترور قاسم سلیمانی در سال ۲۰۲۰، نیروهای وابسته به ایران به پایگاههای آمریکا در عراق حمله موشکی کردند. بمباران خاک ایران، اقدامی بسیار شدیدتر از آن ترور تلقی میشود و میتواند موجب حملات گسترده به نیروها و منافع آمریکا در منطقه شود.
با این حال، یک نکته مثبت برای آمریکا آن است که نیروهای نیابتی عمده ایران در منطقه، یعنی حزبالله و حماس، در وضعیت آسیبپذیری قرار دارند و فعلاً از درگیری مستقیم اجتناب میکنند. حملات گسترده اسرائیل از زمان حمله تاریخ ۷ اکتبر ۲۰۲۳ به شدت این گروهها را تضعیف کرده و ظرفیت عملیاتی آنها را کاهش داده است. با این وجود، ایران همچنان به تأمین مالی و تجهیز گروههای نیابتی به عنوان اهرمی علیه نفوذ آمریکا و اسرائیل ادامه میدهد و ممکن است برخی از این گروهها بنا به فرمان تهران وارد عمل شوند.
آمریکا باید اهداف خود را محدود نگاه دارد، از وسوسه تغییر حکومت پرهیز کند و برای پاسخهای غیرمنتظره ایران آمادگی داشته باشد. موفقیت اولیه در حملات هستهای نباید باعث اعتماد به نفس بیش از حد یا غفلت راهبردی شود، چرا که مسیر شکست در این جنگ میتواند از دل همین موفقیت آغاز شود./ منبع



