امنیت و دفاعخارجیخاورمیانه

اشتباه محاسباتی مرگبار ترامپ؛ خطر یک جنگ غیرضروری با ایران

تشدید تنش با ایران می‌تواند به درگیری خطرناکی منجر شود که در آن، عزم تهران بر برتری نظامی واشنگتن غلبه کرده و هر دو طرف را درگیر یک جنگ ناخواسته و ویرانگر کند.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «اشتباه محاسباتی مرگبار ترامپ؛ خطر یک جنگ غیرضروری با ایران» به قلم روزماری کلانیک (Rosemary Kelanic) در هیل (The Hill) منتشر شده است. نویسنده هشدار می‌دهد که رویکرد تهاجمی ترامپ علیه ایران، خطر یک جنگ طولانی و غیرقابل‌پیش‌بینی را به همراه دارد، زیرا ایران به دلیل احساس تهدید وجودی، انگیزه بالایی برای مقاومت و تحمیل هزینه به آمریکا دارد. در ادامه، خلاصه این یادداشت را می‌خوانید.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، بار دیگر ایالات متحده را به سمت یک رویارویی خطرناک و غیرضروری با ایران سوق می‌دهد. او که پیش‌تر به بهانه سرکوب اعتراضات، تهران را تهدید کرده بود، اکنون با تغییر رویکرد و با هدف گرفتن امتیازات جدید در زمینه برنامه موشکی و حذف کامل اورانیوم غنی‌شده، فشارها را افزایش داده است. اهداف نهایی ترامپ در منطقه نامشخص است، اما خطرات تشدید تنش بسیار جدی است، زیرا هر دو طرف آماده‌اند تا عزم دیگری را اشتباه قضاوت کنند. ایران ممکن است اقدام تلافی‌جویانه را راه‌حلی برای مقابله همزمان با دو تهدید فعلی، یعنی تهدید خارجی از سوی ترامپ و تهدید داخلی بداند.

مقاومتی که درد واقعی را به ایالات متحده تحمیل کند، می‌تواند ترامپ را متقاعد سازد که هزینه‌های جنگ با ایران بیش از منافع بالقوه آن است. همزمان، چنین مقاومتی می‌تواند فرصتی برای بازسازی مشروعیت داخلی نظام از طریق ایستادگی در برابر خواسته‌های آمریکا باشد. با هم‌سو شدن این دو ضرورت بقا در یک سیاست واحد، یعنی مقاومت، حمله آمریکا به ایران می‌تواند به یک درگیری طولانی و خطرناک منجر شود. تاریخ مملو از نمونه‌هایی است که در آن کشورهای ضعیف بر کشورهای قوی‌تر که معتقد بودند برتری متعارفشان پیروزی را تضمین می‌کند، غلبه کرده‌اند.

همان‌طور که نظریه‌پرداز جنگ نامتقارن، اندرو مک، بیان می‌کند، دولت‌های ضعیف نیازی به پیروزی ندارند؛ آن‌ها فقط باید نبازند و آنقدر دوام بیاورند تا حریفشان از یک جنگ غیراضطراری که هزینه‌هایش بر منافعش می‌چربد، خسته شود. ایران شانس خوبی برای تحقق این امر دارد؛ زیرا در حالی که توازن قوا به نفع آمریکاست، توازن اراده به نفع ایران است. درگیری با آمریکا، بقای ایران را تهدید می‌کند. لفاظی‌های ترامپ برای سرنگونی، درگیری را برای رهبران ایران به سطح یک تهدید وجودی رسانده و انگیزه برای خویشتن‌داری را در تهران به شدت تضعیف کرده است.

رهبران ایران ممکن است منطقاً انتظار داشته باشند که بتوانند از ترامپ بیشتر دوام بیاورند، به‌خصوص که بیزاری او از عملیات‌های نظامی طولانی‌مدت، مانند رها کردن کارزار علیه حوثی‌ها پس از تنها دو ماه، کاملاً مشخص است. ایران بسیار توانمندتر از حوثی‌هاست و گزینه‌های متعددی برای انتقام‌جویی در غرب آسیا دارد، جایی که آمریکا حدود چهل‌هزار نیرو مستقر کرده است. گروه‌های شبه‌نظامی مرتبط با ایران می‌توانند پاسگاه‌های با حفاظت ضعیف در عراق، سوریه و اردن را هدف قرار دهند یا به پایگاه‌های بزرگ‌تر و نمادین‌تر مانند العدید در قطر حمله کنند. حتی اگر نیروهای آمریکایی بتوانند رهبر ایران و مقامات ارشد او را به سرعت دستگیر یا از بین ببرند، دولت باقی‌مانده به دلیل بی‌اعتمادی عمیق تاریخی به آمریکا، تقریباً به‌طور قطع به جای همکاری، مقاومت خواهد کرد.

اقدام تلافی‌جویانه در برابر حمله آمریکا همچنین می‌تواند مشروعیت داخلی جمهوری اسلامی را که در پی حملات تابستان گذشته آسیب دیده بود، بازسازی کند. این پدیده که در علوم سیاسی به آن «قمار برای رستاخیز» می‌گویند، زمانی رخ می‌دهد که رهبران در مواجهه با شرایط وخیم داخلی، به اقدامات پرخطر خارجی روی می‌آورند، با این امید که یک درگیری نظامی موفق بتواند ثروت سیاسی آن‌ها را احیا کند. ایجاد توازن میان تنبیه آمریکا و عدم تحریک بیش از حد ترامپ، اقدامی ظریف است که ایران به راحتی می‌تواند در آن دچار اشتباه محاسباتی شود. از آنجا که ایران ممکن است خود را در حال جبران پاسخ بسیار ضعیف گذشته ببیند، احتمال اینکه در این اقدام زیاده‌روی کند، بیشتر است که این امر خطر خارج شدن درگیری از کنترل را به شدت افزایش می‌دهد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا