جاهطلبی حداکثری ترامپ و «انعطاف قهرمانانه» ایران
تهران با ارائه «انعطاف قهرمانانه» در پرونده هستهای به دنبال جلوگیری از جنگ است، اما این انعطاف ممکن است با جاهطلبیهای حداکثری ترامپ، بهویژه در مورد برنامه موشکی، برخورد کند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «جاهطلبی حداکثری ترامپ و «انعطاف قهرمانانه» ایران» به قلم محمود حمدی ابوالقاسم (Mahmoud Hamdy Abo El-Kasem) در موسسه بینالمللی مطالعات ایران (International Institute for Iranian Studies) منتشر شده است. نویسنده استدلال میکند که ایران تحت فشار شدید آمریکا، با ارائه «انعطاف قهرمانانه» در پرونده هستهای بهدنبال جلوگیری از جنگ است، اما این انعطاف ممکن است با جاهطلبیهای حداکثری ترامپ، بهویژه در مورد برنامه موشکی، برخورد کرده و مذاکرات را به بنبست یا درگیری بکشاند. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
ایالات متحده و ایران در حال انجام مذاکراتی هستند که با بیاعتمادی عمیق و تحت فشار بیسابقه آمریکا مشخص میشود. واشنگتن یک رویکرد دیپلماسی قهرآمیز را دنبال میکند که هدف آن گرفتن امتیازات گستردهای فراتر از توقف غنیسازی اورانیوم است و به مهار توانمندیهای موشکی و تغییر موضع منطقهای ایران نیز گسترش مییابد. همزمان، رهبری ایران با فضای مانور محدودی روبروست. ترامپ تمایل خود را به تشدید تنش، حتی بهصورت غیرقابلپیشبینی، نشان داده و گزینه نظامی با هدف تغییر حکومت همچنان روی میز است.
راهبرد دیرینه تهران برای مدیریت تنشها از طریق تشدید کنترلشده، در بحبوحه عدم تقارن قدرت و تضعیف بازدارندگی، کارایی خود را از دست داده است. علاوه بر این، حمایت چین و روسیه محدود به نظر میرسد و فشارهای داخلی ناشی از وخامت اقتصادی و جنبشهای اعتراضی در حال افزایش است. با این حال، پذیرش کامل شرایط آمریکا به منزله یک شکست راهبردی شدید برای حاکمیت ایران خواهد بود که میتواند بقای آن را عمیقتر از یک حمله نظامی مستقیم تهدید کند.
چنین تسلیمی ستونهای ایدئولوژیک پروژه ولایت فقیه را از هم میپاشد. بنابراین، گشایش دیپلماتیک کنونی یک مقطع تعیینکننده است. تهران قصد دارد دیپلماسی قهرآمیز را به تعامل سازنده تغییر دهد و امتیازاتی را که آن را متناسب و سنجیده توصیف میکند، ارائه دهد؛ چیزی که رهبر ایران آن را «انعطاف قهرمانانه» یا یک بازنگری تاکتیکی نامیده است. در این زمینه، ایران با آگاهی از اینکه برگهای برندهای برای واشنگتن دارد، وارد مذاکرات مسقط شد. با توجه به اینکه پرونده هستهای همچنان نگرانی اصلی ترامپ است، تهران آمادگی خود را برای بررسی امتیازات قابلتوجهی، حتی فراتر از توافق ۲۰۱۵، نشان داده است.
این امتیازات میتواند شامل کاهش سطح غنیسازی، کاهش یا حذف ذخایر، تعهد احتمالی به غنیسازی صفر برای یک دوره معین یا نامحدود و پذیرش نظارت دقیقتر بر تأسیسات هستهای باشد. با این حال، رهبری ایران ضمن حفظ انعطافپذیری تاکتیکی، خطوط قرمز خود را نیز مشخص کرده است. عدم واگذاری حق غنیسازی اورانیوم، اولین خط قرمز است، هرچند نشانههایی از تمایل به تعدیلات معنادار در این پرونده وجود دارد.
در مورد خط قرمز دوم، یعنی حفظ محور منطقهای، تهران ممکن است با برچیدن کامل این شبکه مقاومت کند، اما آماده بازنگری در نحوه اعمال نفوذ خود باشد. سومین و مهمترین خط قرمز، برنامه موشکی است. انتظار میرود ایران قاطعانه از ورود به مذاکره در این مورد خودداری کند، زیرا این برنامه را ابزار اصلی بازدارندگی و دفاع ملی خود میداند. در عین حال، به نظر میرسد تهران در حال بررسی راههای جایگزین برای متقاعد کردن ترامپ، از جمله ارائه امتیازات در حوزههای دیگر و چشمانداز فرصتهای اقتصادی، در ازای نرمش در خواستههای مربوط به توانمندیهای موشکی است.
این احتمال وجود دارد که ترامپ امتیازات هستهای را بهتنهایی کافی نداند و با فشار اسرائیل، برای اجرای کامل دستور کار خود، از جمله در مورد برنامه موشکی، پافشاری کند. در نهایت، روابط آمریکا و ایران به یک مسابقه استقامت طولانی شباهت دارد. بعید است که تهران به تمام خواستههای واشنگتن تن دهد، اما ممکن است برای منصرف کردن ترامپ از اقدام نظامی، امتیازات بیسابقهای در پرونده هستهای ارائه دهد و در ازای آن، عقبنشینی واشنگتن از خواستههای مربوط به برنامه موشکی را تضمین کند. اگر ترامپ بر شرایط حداکثری پافشاری کند، نتیجه به این بستگی خواهد داشت که آیا او و رهبر ایران آماده پیگیری اهداف خود از طریق درگیری آشکار هستند یا خیر./ منبع



